[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۲
  • دوره جدید

تمدید دیکتاتور، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

در عرصه سیاست باید واقع بین بود و مصلحت مردم و کشور را بر همه چیز ارجحیت داد. رئیس‌جمهور ایالات متحده از اختصاص بودجه‌های چند میلیارد دلاری به ناتو و سازمان جهانی بهداشت سرباز زده و با هر دستاویزی شیخ نشینان خلیج را مجبور به پرداخت باج و خراج در قالب حمایت‌های نظامی‌از آنها می‌کند. دونالد ترامپ به فرآیند گرمایش زمین اعتقادی ندارد و از کارخانه‌های آلاینده محیط‌زیست می‌خواهد تا خطوط تولید خود را گسترش داده و از آمار بیکاری بکاهند. او تعرفه واردات هنگفتی بر اجناس وارداتی می‌بندد و جنگ تجاری بی‌سابقه‌ای ‌را با چین و برخی کشورهای اروپایی آغاز کرده است. اگرچه در مقام عمل شباهت‌های زیادی به دیکتاتورها و رادیکال‌ترین رهبران تاریخ دارد؛ اما در عمل تاجری است که دچار جاه‌طلبی حاد سیاسی شده و حفظ منافع لابی قدرتمند و منفور صهیونیستی را بر همه چیز مقدم می‌شمارد...

ژن تجارت به او حکم می‌کند تا در یک برهه زمانی آتش جنگ را میان روسیه و چین روشن نکند و رابطه خود را با مسکو در شرایط خنثی و حتی مطلوب به پیش برد. اما به نظر می‌رسد که همه این‌ها سیاست‌های موقتی دونالد ترامپ باشد و چهره واقعی او را در دوره دوم ریاست‌جمهوری مشاهده کنیم. برای اقامت در کاخ سفید او به جلب نظر افکار عمومی‌نیازمند است. به همین دلیل می‌کوشد تا با راهکارهایی نظیر چپاول شیخ‌نشین‌ها و بستن تعرفه به کالاهای وارداتی و صرفه‌جویی‌های ارزی و اقداماتی نظیر این‌ها سرانه تولید ناخالص ایالات متحده را افزایش داده و رفاه اقتصادی را برای اهالی سرزمین نو به ارمغان آورد.
در عرصه سیاست باید واقع بین بود و مصلحت مردم و کشور را بر همه چیز ارجحیت داد. برای کسب آرای مردمی ‌او از هیچ تبلیغ پوپولیستی صرفنظر نمی‌کند. در شرایط قرنطینه برای مردم چک‌هایی منقوش به چهره خود می‌فرستد و با اعلام برائت از جمهوری‌خواهان و حمله به دموکرات‌ها در تلاش است خود را در سمت مردم نشان دهد. تجربه نشان داده است که مردم از جنگ‌طلبی‌های راستی‌های افراطی و ادبیات خوش آب و رنگ چپی‌های پوپولیست به ستوه آمده‌اند. همچنین تجربه نشان داده است که تفکرات جزیره‌ای ‌در میان بسیاری از ملت‌های جهان رشد کرده و همانطور که بریتانیایی‌ها رأی خروج از اتحادیه اروپا دادند، بسیاری از اهالی ایالات متحد خواهان خروج سربازان این کشور از عراق و افغانستان و بسیاری از کشورها هستند. دونالد ترامپ با شناسایی خواسته‌های مردم به صورت عوام‌فریبانه‌ای‌ در این مسیر گام بر می‌دارد. با مطالعه عملکرد پیشین او درخواهیم یافت که در دوره دوم ریاست‌جمهوری، وقتی که از مردم بی‌نیاز شد، نقاب از چهره تاجرمأبانه خود برداشته و این پتانسیل را دارد که به هیولای قرن بدل شود و آتش جنگ جهانی سوم را با روسیه، چین، کره شمالی، ایران، ونزولا و بسیاری دیگر از کشورهایی که از او حرف‌شنوی ندارند، برافروزد.
در عرصه سیاست باید واقع‌بین بود و مصلحت مردم و کشور را بر همه چیز ارجحیت داد. با توجه به رفاه اقتصادی نسبی که در دوران دونالد ترامپ برای اهالی ایالات متحده به وجود آمده، به نظر می‌رسد که احتمال تمدید اقامت او در کاخ سفید برای چهار ساله دوم زیاد است. بسیاری از مردم به منشاء دلارهایی که وضعیت اقتصادی انان را بهبود بخشیده کاری ندارند و این خطر می‌رود که ملت سرزمین نو بزرگ ترین اشتباه تاریخ را مرتکب شده و رأی دوباره‌ای به رئیس‌جمهور زن‌ستیز دهند. با این احتمال اکنون این پرسش مطرح می‌شود که راهکار دولت‌هایی نظیر ایران برای مقابله با این بحران جهانی چیست؟ ما یک بار به قطعنامه‌های سازمان ملل و شورای امنیت و تعهد قدرت‌های جهانی در قالب برجام اطمینان کردیم و هیچ کس گمان نمی‌کرد دیکتاتوری از ناکجا آباد سیاست از راه برسد و همه تلاش‌های 1+4 را نقش بر آب کند. با این تجربه تلخ به این حقیقت رسیدیم که سازمان ملل، سنا، اتحادیه اروپا و هیچ نهاد و ارگان و سازمان بین المللی نمی‌تواند یا نمی‌خواهد در مقابل زیاده خواهی‌های دیکتاتور قرن مقاومت کند و به سادگی برای نفت ایران حتی از سوی کشورهای دوست، هم پیمان و همسایه ما جایگزین پیدا می‌کنند. از سوی دیگر مذاکره تحت فشار حداکثری نمی‌تواند منافع کوتاه مدت و پایدار ملت ایران را تأمین کرده و دروازه‌های بهشت اقتصادی را به روی ما بگشاید. همانطور که برجام دموکرات‌ها هم ان چنان که انتظار می‌رفت برای اقتصاد ایران راهگشا نبود و فقط در مدت کوتاهی توانست از رشد تورم و نقدینگی و نجومی‌شدن ارزها و تمام بهارها جلوگیری کند.
در عرصه سیاست باید واقع بین بود و مصلحت مردم و کشور را بر همه چیز ارجحیت داد. با همه این پیش‌بینی‌ها وضعیت جامعه ایران در سال‌های پیش رو به کجا خواهد رفت. به نظر نمی‌رسد که دیگر وضعیت مالی و روانی جامعه ظرفیتی برای تکانه‌های شدید اقتصادی داشته باشد و چنانچه فرمان به همین منوال پیش رود با آینده روشنی مواجه نیستیم. اما دست و پای دولت هم برای عبوراز شرایط بحرانی بسته نیست. دولتمردانی که با شعار تدبیر و امید بر مسند نشسته‌اند قبل از همه چیز باید دروازه‌های فساد را با هر قیمتی بر رانت‌خواران و گروهک‌های ویژه ببندند. با این راهکار جامعه همدلی بیشتری با مسئولان پیدا کرده و از گسل‌های طبقاتی به ستوه نمی‌آید. راهکار دوم دولت می‌تواند استفاده بهینیه از ظرفیت‌های داخلی تحت عنوان حمایت تمام عیار از تولید ملی باشد. در سالیان اخیر شاهد قدم‌های مثبتی در این زمینه بوده‌ایم ولی با توجه به حجم انبوهی از ظرفیت‌ها که هنوز مغفول مانده‌اند، به نظر می‌رسد که راه درازی پیش رو داشته‌باشیم. راه حل سوم به استفاده از ظرفیت‌های کشورهای دوست و هم پیمان باز می‌گردد که توان رویارویی با ایالات متحده و دیکتاتور قرن را دارند. از دیرباز تا کنون ما به وارادات بی رویه از قطب اول اقتصاد جهان عادت کرده‌ایم. در حالی که صنایع قدرتمند چین و روسیه می‌توانند در روزهای سخت اقتصادی به یاری اقتصاد کشورهای بحران زده امده و با اختصاص وام و قراردادهای فاینانس و جوینت ونچر بر اقتصاد ایران مرهم گذارند. شاید اشاره به این راهکارهای کلان در قالب واژگان کار دشواری نباشد. ولی در مقام عمل با هزاران گره و مشکلات بی‌شماری روبرو خواهیم شد و از دولتی که با شعار تدبیر و امید رأی از مردم ستانده انتظار می‌رود آنها را عملی سازد. در شرایط فعلی قطعاً تسویه حساب‌های جناحی دیگر به نفع هیچ کس نیست. در عرصه سیاست باید واقع بین بود و مصلحت مردم و کشور را بر همه چیز ارجحیت داد. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی