[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۴۸
  • دوره جدید

نمودارها « بی‌رحمانه » با ما صادق‌اند ...، روزنامه شیراز نوین

 نمودارها « بی‌رحمانه »
 با ما صادق‌اند ...

در هزاره سوم جمعیت و انسان به‌عنوان  شناسه اصلی آن ، بیش از دیگر دوره‌های معاصر مورد‌توجه و نظر اندیشمندان‌، پژوهشگران و محققان و نیز برنامه‌ریزان قرار گرفته است.  «انسان محور توسعه‌» در سرفصل کلیه مباحث توسعه‌ای نشانه عمق تأثیر‌گذاری علوم انسانی و به‌ویژه جامعه‌شناسی و جمعیت‌شناسی بر کلیه حوزه‌های پژوهشی و برنامه‌ریزی و اجرایی دارد‌.
این اهمیت ویژه و خاص و البته کاملاً بحق‌ انسان و علوم و پژوهش‌های «انسان محور» را در کانون توجه متفکران و اندیشمندان و سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان قرار داده است‌. بر‌این‌اساس رصد حرکت و تحولات جمعیتی در قالب وقایع حیاتی چهار‌گانه (‌ولادت‌، وفات‌، ازدواج‌، طلاق‌) و پنج‌گانه جمعیتی (‌+ مهاجرت‌) مبنای این توجه و رصد است و تهیه‌، تولید‌، رصد و تحلیل آمارهای این وقایع جمعیتی‌، ارائه‌گر  تصویری  مهم‌، اساسی‌، شفاف و البته گاهی «‌بی‌رحم‌»  از حال و آینده جامعه خواهد بود‌.
*نگران ایران* 
کشورمان ایران در حرکت جمعیتی خود  به‌ویژه در ۴‌دهه اخیر و به دلیل اوجاج در سیاست‌های جمعیتی و حتی اجرای آن‌ها و البته نبود نگاه کارشناسانه و علمی و پژوهشی‌، دچار چالش‌های جدی و خطرناکی در این زمینه شده است‌.
بر‌اساس داده‌های آماری‌، که نمودار فوق به‌طور دقیق و گویا آن را به تصویر کشیده‌، درصد رشد عددی دو واقعه مهم جمعیتی«‌ازدواج‌» و «‌طلاق‌» در ایران در بازه زمانی ۴۴‌ساله اخیر خود‌، دچار فاصله چشمگیر و نگران‌کننده و کاملاً معنا‌دار میان درصد عددی رشد طلاق و رشد ازدواج شده است‌‌! 
(‌به میزان بیش از  ۶۵۰ درصد نسبت رشد طلاق به رشد ازدواج‌)  
از نگاه جامعه‌شناسی‌، این اختلاف عددی به نوعی بیانگر زیر پوست تحولات اجتماعی ایران در این بازه زمانی (‌به‌ویژه با آغاز دهه۹۰‌) بوده و اکنون نیز  تأثیرات عمیق و تکانه‌های اجتماعی آن به نوعی از حالت زیر‌پوستی خارج و عریان‌وار جامعه ایران را تحت‌تأثیر قرار داده است.
تأثیرگذاری و نیز فشار «‌حجمی جمعیتی‌» بالایی که مستقیماً متأثر از این تحولات است اکنون جامعه ایران را در مسیر «‌تغییر سبک زندگی ناخواسته‌» و گاهاً غیر منطبق با هنجارهای عرفی‌، فرهنگی و اجتماعی خود قرار داده است‌.
*تناظر یک به یک و متقابل‌:* با در نظر گرفتن  نمودار آماری فوق از یک‌سو و توجه به عوامل متعدد و البته اصلی وقوع طلاق در جامعه ایران از سوی دیگر‌، می‌توان به یک « تناظر یک به یک‌» میان نمودار فوق و افزایش چالش‌های اجتماع ناشی از طلاق رسید؛ به‌طور مثال اگر مشکلات اقتصادی یکی از عوامل مهم طلاق در جامعه ایران است‌، پژوهش‌ها نشان می‌دهد در تأثیری متناظر و متقابل. وقوع طلاق خود نیز باعث پیچیدگی و بروز معضلات اقتصادی جدیدی خواهد بود.  این تناظر یک به یک و متقابل (‌در‌صورت وجود تفکیک مقدار عددی هر یک از عوامل طلاق  در نمودار آماری‌) می‌تواند به‌عنوان رهیافتی مهم و ابزاری متقن‌، امکان تحلیل « تاثیر کمی » دقیق هر کدام از عوامل طلاق  را در بروز ناهنجاری‌های جامعه فراهم کند‌.
*پرسش خاص‌؛*
آیا افزایش آمار طلاق در جامعه ایران را کاملاً و صد در صد بدانیم‌؟!
به اعتقاد نگارنده این مطلب‌، در میان تحلیل شناسه‌های منفی استنتاجی از واقعه طلاق‌، می‌توان «‌یک شناسه مثبت‌» را نیز از آن استنتاج کرد‌. جامعه به‌شدت مردسالار و سنتی ایران و فضای اجتماعی متأثر از آن در طی سال‌ها و دهه‌ها همواره باعث «‌عدم احقاق حق زنان ایران‌» شده است‌. عدم احقاق حقی که یکی از ریشه‌های اصلی آن عدم آگاهی زنان ایران از حقوق خود و نیز عدم امکان و توان مطالبه و احقاق حق خود بوده است. افزایش تحصیلات در میان زنان ایران به‌ویژه از اوایل دهه ۷۰ و اوج آن در دهه‌های ۸۰ و ۹۰ و نیز انفجار ارتباطی و اطلاعاتی ناشی از گسترش بسیار سریع و وسیع وسایل ارتباط جمعی و شبکه‌های اجتماعی و مجازی‌، باعث تحول بنیادین در سطح آگاهی‌های جامعه زنان ایران‌ شد‌. جامعه زنان ایران با افزایش سطح آگاهی خود  و نیز ایجاد زمینه‌های احقاق حق خود (‌از جمله طلاق‌) وارد دوره‌ای جدید و کاملاً متفاوت از دوران سنتی جامعه ایران شدند‌. از این نگاه‌، می‌توان افزایش چشمگیر واقعه طلاق در جامعه ایران را «کاملاً منفی» ندانست و آن را شناسه‌ای از آگاه‌تر شدن و توانمند‌تر شدن زنان ایران محاسبه کرد‌.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی