[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۳۴
  • دوره جدید

احسان راستی: آرزو می‌کنم فوتبال شیراز از ریشه درست شود- به برق احساس دِین می‌کنم، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین- میثم محجوبی:
احسان راستی کاپیتان دوم تیم برق شیراز است. بازیکنی که کمتر از یک ماه دیگر 33ساله می‌شود و مدتی است به دلیل آسیب دیدگی دور از میادین است. سال‌ها برای تمام تیم‌های معتبر شیراز بازی کرده است. مرصاد، برق، فجر، پیام مخابرات، بهمن، کارا و حالا دوباره به این امید به برق پیوسته که بتواند این تیم را به جایگاه واقعی خود برگرداند، اما کار سختی پیش رو دارد و فعلاً تیم در شرایط مساعدی به سر نمی‌برد. چپ‌پای با اخلاق نارنجی‌ها در گفت‌وگو با شیرازنوین، زندگی فوتبالی خود را برای ما شرح داد و از شرایط نامطلوب فوتبال شیراز در حال حاضر گفت:
- متولد چه سالی هستید و در کجا؟
هشتم اردیبهشت 1363 در شیراز.
- کدام محله؟
پایگاه هوایی شیراز. چون پدرم ارتشی بود ما هم اونجا زندگی می‌کردیم.
- از ابتدا چطور وارد فوتبال شدید و تاکنون در چه تیم‌هایی بازی کردید؟
من هم مثل اکثر فوتبالیست‌های شیراز از مدرسه فوتبال برق شیراز شروع کردم. ما هم اصالتاً برقی هستیم و من از 6سالگی زیرنظر خدابیامرز رسول دره شوریان فوتبال را شروع کردم. در تیم‌های پایه ولیعصر شیراز هم بازی کردم. زمانی که غلامرضا رضایی، مهرزاد معدنچی و سیاوش اکبرپور هم عضو همون تیم بودند. در تیم جوانان استقلال شیراز هم به عنوان کاپیتان بازی کردم. همون زمان قهرمان مهارت‌های فردی ایران هم شدم. وقتی 16ساله بودم توی تیم بزرگسالان مرصاد بازی می‌کردم. که اون زمان آقای مهدی شیری هم بازیکن همین تیم بود و اصغر اکبری هم سرمربی تیم ما بود. همان زمان هم نایب قهرمان مهارت‌های فردی ایران شدم و بعد به تیم ملی نوجوانان دعوت شدم؛ تیمی که آقای درخشان مربیگری آن را به عهده داشت. تیمی که سیاوش اکبرپور و حسین کعبی و شیث رضایی و حسن هوری هم جزو بازیکنان شاخص آن بودند. در جام جهانی نوجوانان هم حاضر بودم. بازی‌هایی که در ترینیداد و توباگو برگزار شد و من در مقابل تیم ملی نوجوانان کاستاریکا بازی کردم.بعد از این بازی‌ها به اتریش رفتم و در تیم زیر 19سال و تیم ب بزرگسالان راپید وین بازی کردم. چون سنم کم بود و زندگی تنهایی در خارج کمی برایم سخت بود، به برق شیراز برگشتم. سه فصل برای برق بازی کردم که جزو بهترین سال‌های فوتبال من بود. در هر فصل حداقل 14-15 بازی می‌کردم. برقی که ستار زارع و محمد مطوری و صمد زارع و سعید غلامزاده و مهدی شیری و... در آن بازی می‌کردند. در آخرین فصلی که در لیگ برتر برای برق شیراز بازی کردم، در بازی مقابل استقلال تهران (همان بازی که با شکست ما قهرمان لیگ شد)، قوزک پای من شکست. با پای شکسته تا آخر بازی کردم اما بعد از آن پای من توی گچ رفت و در همان زمان مدیریت باشگاه عوض شد. به خاطر تفکرات غیرحرفه‌ای مدیران جدید، گفتند این بازیکن چون مصدوم است ما او را نمی‌خواهیم. بازیکنی که هر فصل در بیش از نیمی از بازی‌ها به میدان رفته، به خاطر یک مصدومیت از تیم کنار گذاشته شد. نگفتند این بازیکن 20ساله می‌تواند جزو سرمایه‌های باشگاه باشد و بعد از مدتی به میدان بازمی‌گردد. متأسفانه پس از رفتن آقای صالحی، تفکرات فوتبالی از باشگاه دور شد. پس از این اتفاق، به مرصاد پیوستم؛ زمانی که در لیگ یک کشور بود. پس از آن به تیم پیام مخابرات پیوستم که جمشید غدیری سرمربی این تیم بود و بازیکنان شاخصی چون وحید رضایی و محمد ابراهیمی (بازیکن فعلی تراکتورسازی) هم جزو همان تیم بودند. من به خاطر حضور ابراهیمی، در هر فصل 10پاس گل می‌دادم. چون هر پاسی به او می‌دادم به گل تبدیل می‌شد. تیم فوق العاده خوبی بودیم. پس از آن سرباز شدم و به فجر سپاسی در لیگ یک پیوستم. تیمی که به لیگ برتر صعود کرد و بازیکنان خوبی مثل سروش رفیعی و ایوب کلانتری و حمید جوکار در آن تیم بودند. سروش بازیکن فوق العاده‌ای بود و من همان زمان هم می‌دانستم که به نوک قله می‌رسد. هم از لحاظ فنی و هم اخلاقی یک بازیکن کامل بود. کامل‌ترین بازیکن شیرازی است که من دیدم. در کنار سروش هم می‌توانم به نام محمد ایرانپوریان هم اشاره کنم. بازیکنی که در مرصاد با او هم بازی بودم. پس از صعود فجر سپاسی به لیگ برتر، به دلایلی از این تیم جدا شدم و راهی بهمن شیراز شدم. سعید زارعی مدیرعامل وقت بهمن لطف کردند با من تماس گرفتند. در حالی که از سایر شهرهای هم پیشنهاد مالی بهتر داشتم، اما ترجیح دادم باز هم در شهر خودم بازی کنم. در آن زمان آقای جلیل دوران سرمربی تیم بهمن بود و ما با آن تیم از لیگ دسته سوم به دسته دوم صعود کردیم. در فصل دوم در لیگ دسته دو ماندگار شدیم و در فصل سوم به لیگ دسته اول صعود کردیم. زمانی که وحید رضایی سرمربی تیم بود و من چیزهای زیادی از او یاد گرفتم که متأسفانه به این دلیل که آقای سعید زارعی از جیب خودش هزینه می‌کرد و کسی او را حمایت نکرد، مجبور به واگذار کردن تیم شدند. یک تیم بومی فوق العاده که می‌توانست الان در لیگ برتر باشد. به خاطر مدیریت و کادر فنی فوتبالی و قوی که داشتیم. اما آن تیم حمایت مالی نشد. 
- از کجا توقع کمک داشتند که نشد؟
من در جریان نیستم اما به هر حال باید از یک سری جاها کمک شود. باید یک عده بخواهند تا بشود. نمی‌شود توقع داشته باشیم تیم‌هایمان در سطح اول لیگ برتر ایران باشند اما عواملی که باعث رسیدن به آن مقطع می‌شود فراهم نشود. اگر می‌خواهیم فوتبال شیراز به دوران خوب گذشته برگردد باید همه بخواهند. همه باید دست به دست هم دهند. همه باید از موفقیت یکدیگر خوشحال شوند. این چیزها باید باشد تا فوتبال یک شهر شکوفا شود. اتفاقی که در شهرهایی مثل اصفهان و تبریز افتاده است. آنها بومی گرا هستند. تفکرات فنی و فوتبالی را به هر چیزی ارجحیت می‌دهند. به هر حال یک چیزهایی بوده که به یک جاهایی رسیده اند. چیزهایی که در فوتبال شیراز نیست. 
- بعد از بهمن کجا رفتید؟
بعد از بهمن راهی کارای شیراز شدم. آقای سعید زارع با آقای قربان زاده همکاری کردند و مدیریت تیم کارا را به عهده گرفتند. ابتدا محمدعباسی سرمربی این تیم بودند که بعداً آقای سعید غلامزاده هدایت کارا را به عهده گرفتند. تیم خوبی از لحاظ فنی و مهره‌ای داشتیم. به دور دوم لیگ دو هم صعود کردیم. اما مسائلی به وجود آمد که مانع از صعود ما شد. پولی برای پرداخت نبود و هنوز که هنوز است ما از آن تیم طلب داریم. آن تیم هم حیف شد چون توانایی صعود به لیگ یک را داشت.
- و از سال 95 به برق پیوستید؟
نه ابتدا راهی داماش گیلان شدم و دو بازی هم برایشان انجام دادم. آقای رامیز محمداف سرمربی این تیم بود و سرپرست این تیم آقای حاجی پور به من زنگ زدند و صحبت کردند. با این تیم به توافق رسیدیم اما شرایطی پیش آمد که توقعاتی که ما داشتیم در آن زمان عملی نشد و من سختم بود که خارج از شهر خودم جایی بازی کنم که تعهدات به موقع عمل نشود. اما از آنها ممنونم که با من همکاری کردند و به من رضایت‌نامه دادند. چون بازیکن فیکس آنها بودم و دو بازی هم انجام داده بودم اما بعد که ادامه همکاری برایم مقدور نبود، به من رضایت‌نامه دادند و از آنها تشکر می‌کنم. به خصوص از آقای حاجی پور سرپرست این تیم.
- پس تنها تیم غیرشیرازی که در ایران در آن بازی کردید، داماش بود.
بله و شاید اگر در دوران فوتبالم از شیراز خارج شده بودم، خیلی بیش از این موفق می‌شدم. اما همیشه بازی در شهر خودم را به بازی در شهرهای دیگر ترجیح دادم. از لحاظ احساسی از این قضیه راضی هستم اما از لحاظ فوتبالی خیر. چون اگر به آن دوران برگردم و بخواهم تصمیم فوتبالی بگیرم باید از شیراز بروم و به پیشنهادات بهتر پاسخ مثبت بدهم.
- یعنی از همان ابتدای فوتبالت تصمیم به ماندن همیشگی در فوتبال شیراز داشتی؟
چرا که نه. همه یک دِین و تعصب خاصی به شهر خودشان دارند و ترجیح می‌دهند تا جایی که ممکن است در شهر خودشان بازی کنند.
- همه که این تعصب به شهر را ندارند!
اما من دارم. من واقعاً ثابت کردم که دارم. اگر برگردم به آن دوران و شرایط فوتبالی خوب باشد، باز هم تیم شیرازی را به پیشنهادات شهرهای دیگر ترجیح می‌دهم. نه تنها شیرازی‌ها، بلکه هر کسی در هر شهری باید نسبت به تیم‌های شهر خودش احساس دِین کند.
- اگر استقلال و پرسپولیس به تو پیشنهاد می‌دادند باز هم می‌ماندی؟
این را نمی‌توانم با قاطعیت بگویم. قطعاً هر کسی آرزوی بازی در این دو تیم را دارد اما باید شرایطش پیش می‌آمد و آن وقت تصمیم می‌گرفتم. همه چیز بستگی به شرایط خاص آن زمان داشت. یک زمانی در یک سنی ممکن بود حضور در این دو تیم باعث حتی رفتن به تیم ملی شود. برادر خود من هم سال 76 به استقلال پیوست.
- این سؤال را برای همین پرسیدم. امین هم زمانی به استقلال رفت و گفتم شاید تو هم در برابر چنین پیشنهادی مقاومت نمی‌کردی.
بله ولی خب اگر یک شرایطی پیش آمده بود که چنین پیشنهادی هم داشتم اما تیم شهرم هم به من احتیاج داشت و پیشنهاد مالی معقولی هم به من می‌داد، بیشتر به تیم شهرم فکر می‌کردم. یعنی تا جایی که ممکن بود در تیم شهرم می‌ماندم.
- خب بعد از جدایی از داماش چه شد؟
آقای غلامزاده با من تماس گرفتند و به برق شیراز پیوستم. خیلی دوست داشتم بتوانم کمک کنم و تیم را بالا بیاوریم اما متأسفانه امسال ابزار لازم در اختیار کادر فنی نبود.
- این را همان ابتدای پیوستن به این تیم متوجه نشدید؟
خب من که شناخت کافی نداشتم که ببینم شرایط تیم دقیقاً به چه شکل است. به هر حال دیدم آقای شیروانی دارد از جیب شخصی هزینه می‌کند که همین قابل تحسین است. سعید غلامزاده پرتلاش و با احساس مسئولیت دارد کار می‌کند. در همین حد شناخت داشتم. اما وارد مسابقات که شدیم دیدم کار خیلی مشکل است. تیم خیلی جوان است و کار با تیم جوان به زمان زیادی نیاز دارد. آقای شیری هم که آمدند با تفکرات هجومی و مثبت آمدند ولی باز هم ابزار لازم است و متأسفانه شرمنده هواداران خوب برق شدیم که خودمان جزئی از آنها هستیم. امیدواریم همه دست به دست هم بدهند تا در 5بازی بعدی نتیجه بگیریم و تیم را در دور دوم حفظ کنیم و سال آینده بتوانیم به لیگ دسته دوم صعود کنیم. وزارت نیرو، مسئولان شهر، هیئت فوتبال، مردم و همه و همه باید به تیم‌های شیرازی کمک کنند تا شهرمان به روزهای خوبش برگردد. با حرف زدن نمی‌شود نتیجه گرفت. باید شرایط و امکانات فراهم شود.
- شما ابتدای فصل از جاهای دیگر هم پیشنهاد داشتید؟
بله هم مدیر محترم تیم قشقایی با من تماس گرفت و هم آقای غدیری از تیم کارا منتظر من هم بودند تا با آنها قرارداد ببندم اما به برق احساس دِین 
می‌کردم.
- الان پشیمان نیستی؟
نه. واقعاً به برق احساس دین می‌کردم و باید می‌آمدم.
- مصدومیتت کجا پیش آمد؟
بازی با شهرداری بم بود که در نیمه اول یک پا انداختم که توپ را بگیرم ولی متأسفانه پای تکیه گاهم در چمن گیر کرد و کشیده شد و از ناحیه کشاله به شدت مصدوم شدم. اما خودم را یک ماهه رساندم و از این به بعد باید کمی شرایط بدنی خود را به حالت مطلوب برگردانم تا به ترکیب برگردم.
- حرف پایانی؟
من از پدر و برادرم که همیشه در زندگی‌ام حامی من بودند تشکر می‌کنم. از تک تک مربیانی که برایم زحمت کشیدند به اینجا برسم تشکر می‌کنم. چون از همه آنها چیزهایی یاد گرفتم. از آقای سعید زارعی هم تشکر ویژه‌ای دارم چون سال‌های بسیار خوبی در بهمن کنار هم داشتیم. از مدیریت فعلی باشگاه برق شیراز هم تشکر می‌کنم که دارند از جیب خودشان هزینه می‌کنند و امیدواریم حمایت شوند تا تیم به نتیجه برسد. همینطور برای آقای مهدی شیری در ادامه راه مربیگری آرزوی موفقیت دارم و در نهایت آرزو می‌کنم که فوتبال شیراز از ریشه درست شود.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی