[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۴۵
  • دوره جدید

پایان عصر حکمرانی از دور، روزنامه شیراز نوین

 زهرا جعفری- شیرازنوین
در زیست جهانی امروز که دولت‌ها بیش از هر زمان دیگر با مسئله «فاصله» دست‌وپنجه نرم می‌کنند، فاصله میان مردم و تصمیم‌گیران، فاصله میان مسئله و راه‌حل و فاصله میان شعار و اجرا، بازگشت به «محله» دیگر یک انتخاب تزیینی یا نوستالژیک نیست؛ بلکه ضرورتی راهبردی برای نجات حکمرانی از انتزاع و بی‌حاصلی است. حکمرانی محله‌محور یعنی بازگرداندن سیاست به بطن زندگی واقعی مردم؛ یعنی پذیرفتن این حقیقت ساده اما عمیق که بسیاری از مسائل کشور نه در ساختمان‌های اداری و اتاق‌های دربسته، بلکه در کوچه‌ها، گذرها، خانه‌ها، مدارس، مساجد، مراکز سلامت، میدان‌های محلی و شبکه‌های انسانی هر محله شکل می‌گیرند و 
همان ‌جا نیز باید فهم، اولویت‌بندی و حل شوند.
در این میان، شیراز یک نام معمولی در فهرست شهرهای کشور نیست؛ شیراز امروز به‌واسطه یک تجربه انباشته، میدانی، نهادی و نسبتاً پخته، می‌تواند به بهترین پایلوت ملی طرح حکمرانی محله‌محور تبدیل شود. دلیل این امر هم صرفاً علاقه‌مندی به یک شهر یا ستایش احساسی از یک تجربه محلی نیست؛ دلیل آن روشن، عینی و قابل‌دفاع است. شیراز بیش از پنج سال است که در عمل، نه در سخن، مسیر محله‌محوری و محرومیت‌زدایی را پیموده، برای آن سند، شاخص، ساختار، هم‌افزایی و تجربه اجرایی ساخته و اکنون از مرحله ایده عبور کرده است.
چرا محله‌محوری امروز یک ضرورت ملی است؟
حکمرانی متمرکز هرچقدر مقتدر باشد، در عمل غالباً از یک ناتوانی بنیادین رنج می‌برد؛ نمی‌تواند جزئیات زندگی مردم را ببیند. در واقع سیاستی که از متن جامعه نجوشیده باشد، دیر یا زود در مرحله اجرا زمین می‌خورد. بسیاری از پروژه‌های اجتماعی و شهری نیز دقیقاً از همین نقطه آسیب خورده‌اند؛ نسخه‌هایی کلان که بدون شناخت زمینه محلی، بدون اعتمادسازی و بدون مشارکت واقعی مردم بوده‌اند. 
اما محله‌محوری در برابر این خطا می‌ایستد. این رویکرد می‌گوید اگر مسئله در محله شکل گرفته، راه‌حل هم باید از همان‌جا آغاز شود؛ یعنی مردم فقط مخاطب خدمات نباشند، بلکه شریک حل مسئله باشند. نهادها به‌جای موازی‌کاری، در یک میدان مشترک هم‌افزا شوند، تصمیم‌گیری از سطح شعار به سطح داده، تجربه و شناخت میدانی برسد و مهم‌تر از همه، محله از یک «محدوده جغرافیایی» به یک «واحد زنده اجتماعی» تبدیل شود.
این همان نقطه‌ای است که حکمرانی خوب به حکمرانی مؤثر نزدیک می‌شود. بدون این چرخش،حتی اگر منابع مالی افزایش یابد، باز هم بخشی از مسئله لاینحل باقی می‌ماند؛ چون مشکل فقط کمبود بودجه نیست، بلکه کاستی در معماری حکمرانی است.
چرا شیراز؟
شیراز امروز یک مزیت کلیدی دارد: تجربه انباشته و زیسته. در این شهر، محله‌محوری نه به‌عنوان یک پروژه تبلیغاتی، بلکه به‌عنوان یک روند اجرایی دنبال شده است.
در داقع در شیراز از سال‌ها قبل کار تدوین سند با تعریف شاخص‌های مشخص برای ۱۵۲ محلات انجام شده و با برگزاری جلسات منظم با حضور نهادهای شهری و محلی، شبکه‌ای از بازیگران اجتماعی، خدماتی و مردمی کنار هم قرار گرفته‌اند و این دقیقاً همان چیزی است که یک پایلوت ملی را معنا می‌کند. در اینجا می‌توان گفت: در شیراز زبانی مشترک بازتولید شده و شورا، شهرداری، نهادهای حمایتی، گروه‌های جهادی، معتمدان محلی، نیروهای اجتماعی و مجموعه‌های همکار در یک میدان جمع شده و منظومه‌ای ساخته‌اند مبتنی بر مدل حکمرانی مشارکتی و مردم‌پایه.
برتری شیراز در چیست؟
بسیاری از شهرها درباره محله‌محوری سخن گفته‌اند، اما شیراز آن را در عرصه عمل تجربه کرده است. از شناسایی محلات هدف تا تعریف شاخص‌های محرومیت، از برنامه‌ریزی تا مداخله، از توانمندسازی تا پیگیری و ارزیابی و در نهایت زنجیره‌ای از اقدام شکل گرفته که ارزش آن از هر سندی بیشتر است. وقتی می‌گوییم برای محلات شاخص‌گذاری شده، یعنی مدیریت از حالت سلیقه‌ای خارج گردیده و این یک امتیاز مهم است؛ زیرا طرحی که شاخص ندارد، به‌سادگی اسیر روایت‌سازی می‌شود. اما طرحی که داده، نقشه و سنجه دارد، می‌تواند مبنای تصمیم ملی قرار گیرد. در شرایطی که یکی از مهم‌ترین بیماری‌های مدیریت عمومی در ایران، جزیره‌ای عمل کردن دستگاه‌هاست در تجربه شیراز، اصل بر هم‌راستاسازی ظرفیت‌ها بوده است. شورا، شهرداری، نهادهای حمایتی، گروه‌های جهادی، معتمدان، و مجموعه‌های همکار، به‌جای حرکت موازی، در یک منطق واحد قرار گرفته‌اند و این می‌تواند برای کشور یک درس بزرگ باشد. نقطه‌قوت مهم دیگر تجربه شیراز این است که به محرومیت‌زدایی صرفاً به‌عنوان توزیع کمک نگاه نکرده؛ بلکه آن را به توانمندسازی زنان، خانواده‌ها، نوجوانان، جوانان، اشتغال، مهارت‌آموزی، خدمات اجتماعی و بازآفرینی محله گره زده است و این یعنی عبور از امداد به توسعه.
درست است که هر تجربه محلی، لزوماً امکان ملی شدن ندارد، اما تجربه‌ای که ساختار، شاخص، شبکه، مشارکت و نتیجه در آن دیده شده، می‌تواند به الگو تبدیل شود؛ ظرفیتی که شیراز، امروز از آن برخوردار است.
از محرومیت‌زدایی تا حکمرانی محله‌محور
نکته‌ای که باصراحت باید بر آن تأکید کرد، این است که محله‌محوری اگر فقط به توزیع بودجه محدود شود، شکست می‌خورد. محله‌محوری یعنی بازآرایی رابطه دولت و مردم در سطح محلی؛ یعنی دولت به‌جای تصدیگری، نقش تسهیلگر و هماهنگ‌کننده بگیرد؛ یعنی ساکن محله احساس کند دیده می‌شود، صدایش شنیده می‌شود و در حل مسئله سهم دارد؛ یعنی اعتماد به‌جای دستور، موتور پیش‌برنده مدیریت شود. بنابراین شیراز در این معنا، فقط محرومیت‌زدایی نکرده؛ بلکه یک دستور زبان جدید برای حکمرانی شهری ساخته که در آن محله واحد تحلیل، مردم منبع شناخت‌، شورا و شهرداری ابزار هماهنگی‌ و نهادهای حمایتی و جهادی بازوی اجرا هستند و نتیجه نهایی این مدل حکمرانی افزایش کیفیت زندگی و بازسازی اعتماد عمومی است و این همان جایی است که شیراز می‌تواند به مدرسه حکمرانی محله‌محور کشور نیز تبدیل شود.
چرا باید حمایت شود؟
چون تجربه‌های موفق در ایران اغلب نه از کمبود ایده، بلکه از کمبود پشتیبانی نهادی و تداوم سیاستی آسیب می‌بینند. اگر شیراز امروز به‌عنوان پایلوت ملی جدی گرفته نشود، چند خطر جدی پیش می‌آید؛ ازجمله تجربه انباشته آن به‌جای تبدیل شدن به الگو، در سطح یک پروژه محلی باقی می‌ماند، انرژی مدیران و نیروهای اجتماعی تحلیل می‌رود، دستگاه‌ها دوباره به عادت قدیمی موازی‌کاری برمی‌گردند و در نهایت، فرصت یک الگوی بومی موفق از دست می‌رود.
حمایت از شیراز به‌معنای حمایت از یک شهر خاص نیست؛ حمایت از یک منطق حکمرانی، منطق نزدیک شدن به مردم، منطق اعتماد به ظرفیت محله، منطق نهادسازی از پایین و منطق حل مسئله به‌جای تولید گزارش است. 
شیراز چه درسی برای کشور دارد؟
نخست اینکه محرومیت‌زدایی بدون محله‌محوری ناقص است. دوم اینکه مشارکت مردم اگر ساختار نداشته باشد، به هیجان مقطعی تبدیل می‌شود. سوم اینکه موفقیت پایدار، حاصل پیوند داده، میدان، نهاد و مردم است و بالاخره اینکه حکمرانی خوب از جایی شروع می‌شود که مردم احساس کنند صاحب محله خود هستند؛ نه صرفاً مصرف‌کننده خدمات شهری.
و کلام آخر
اگر بخواهیم صریح و بی‌تعارف بگوییم، شیراز امروز فقط یک شهر نیست؛ یک امکان ملی است. امکانی برای اینکه نشان دهیم حکمرانی محله‌محور در ایران نه یک آرزوی وارداتی، بلکه یک ظرفیت بومی و ریشه‌دار است. امکانی برای اینکه ثابت کنیم وقتی شورا، شهرداری، مردم، معتمدان، نهادهای حمایتی و گروه‌های اجتماعی در یک مسیر قرار بگیرند، می‌شود از دل محله، امید ساخت، از دل محرومیت، توانمندی و از دل فراموش‌شدگی، مشارکت. به همین دلیل، شیراز می‌بایست نه فقط موردتوجه، بلکه به‌صورت رسمی و جدی به‌عنوان پایلوت ملی حکمرانی محله‌محور حمایت شود؛ زیرا اگر قرار است این طرح در کشور موفق شود، باید از جایی آغاز شود که هم تجربه دارد، هم ساختار، هم سرمایه اجتماعی، هم جسارت اجرایی و هم ظرفیت تعمیم.
امروز، بی‌تردید، یکی از آماده‌ترین نقاط کشور برای این آغاز، شیراز است. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی