یغمای منابع ملی ، روزنامه شیراز نوین
یغمای منابع ملی
استان پهناور فارس سدههای متمادی است که در آتش خامفروشی منابع گرفتار آمده و در فقدان ارزش افزوده میسوزد. ما دیرهنگام به یاد تکمیل زنجیره ارزش افتادیم و طی سالیان طولانی، منابع ملی در عرصههای مختلف به تاراج رفت.
ما نفت خام صادر میکنیم و فراوردههای آن با نرخ گزافی وارد کشور میشوند. منابع معدنی در تناژهای سنگین از کشور خارج میشوند و طیف گسترده از محصولات مرتبط را با اختصاص ارز وارد میکنیم. شائبههایی پیرامون صادرات خاک حاصلخیز جلگه ایران شنیده شد و این در حالی است که به واردات بسیاری از محصولات کشاورزی نیاز مبرم داریم. در بسیاری از کشورهایی که از منابع طبیعی غنی برخوردارند، وسوسه فروش مستقیم منابع خام همواره وجود داشته است. فروش نفت، گاز، سنگ آهن، مس، محصولات کشاورزی یا هر ماده اولیه دیگر بدون فراوری و تبدیل به کالاهای با ارزش افزوده بالاتر، در کوتاهمدت درآمدی نسبتاً آسان و سریع ایجاد میکند. اما همین مسیر بهظاهر ساده، در بلندمدت میتواند اقتصاد یک کشور را با چالشهای عمیق و ساختاری روبهرو سازد.
پدیده خامفروشی تنها یک انتخاب تجاری نیست؛ بلکه مسیری است که آینده صنعتی، اشتغال، دانش فنی و حتی استقلال اقتصادی یک ملت را تحت تأثیر قرار میدهد. تجربه برخی کشورها نشان میدهد که مدیریت صحیح منابع طبیعی و حرکت به سمت ارزش افزوده، میتواند ثروت پایدار ایجاد کند؛ در حالی که وابستگی صرف به فروش مواد خام، اغلب به رکود صنعتی و آسیبپذیری اقتصادی منجر میشود. در حقیقت حریق خامفروشی آنقدر گسترده است که مهندسی ارزش آنها سالیان طولانی به درازا میانجامد.
برخی از دولت بهجای ایجاد زنجیره ارزش، راه سهلالوصول را برگزیدند و با چشمان بسته اقدام به خامفروشی کردند. اما گروهی دیگر نیمنگاهی به صادرات هوشمندانه کالاهای فرآوریشده داشتند تا منابع کشور با شیب کمتری به یغما برود. به همین دلیل از قانونگذاران انتظار میرود تا با تصویب قوانین راهبردی نسبت به منع صادرات منابع خام و استراتژیک اقدام کرده و دولت را مجاب به ایجاد ارزش افزوده کالاهای صادراتی کنند.
مهمترین ایراد خامفروشی، از بین رفتن فرصت ایجاد ارزش افزوده است. هنگامی که یک کشور نفت خام، سنگ معدنی یا محصولات کشاورزی را بدون فرآوری صادر میکند، در واقع سود اصلی را به کشورهای خریدار واگذار میکند. این کشورها مواد خام را به محصولات پیشرفته، صنعتی یا مصرفی تبدیل میکنند و با چندین برابر قیمت اولیه به بازار جهانی عرضه میکنند.
اقتصاد مبتنی بر خامفروشی معمولاً تکمحصولی میشود. وقتی بخش عمده درآمد ارزی یک کشور از فروش یک یا چند ماده خام تأمین شود، آن اقتصاد بهشدت به قیمتهای جهانی وابسته خواهد بود. کاهش ناگهانی قیمت نفت، فلزات یا محصولات کشاورزی میتواند درآمد ملی را بهشدت کاهش دهد و بودجه دولت را با کسری مواجه کند. خامفروشی اغلب باعث میشود سرمایهگذاری در بخشهای صنعتی و تولیدی کاهش یابد. وقتی درآمد آسان از فروش منابع طبیعی به دست میآید، انگیزه کافی برای توسعه فناوری، ارتقای کیفیت تولید و حمایت از کارآفرینان داخلی کمتر میشود. این وضعیت در بلندمدت به عقب ماندگی صنعتی منجر خواهد شد.
کشورهایی که منابع طبیعی خود را به سکوی پرتاب صنعتی تبدیل کردهاند، مسیر متفاوتی پیمودهاند. صنایع فرآوری و تولیدی، فرصتهای شغلی گسترده و متنوعی ایجاد میکنند؛ از مهندسی و تحقیق و توسعه گرفته تا بازاریابی و خدمات پس از فروش. اما صادرات مواد خام بهصورت مستقیم، نیاز به نیروی انسانی گسترده و تخصصی ندارد. در نتیجه، ظرفیت اشتغالزایی اقتصاد کاهش مییابد. این مسئله بهویژه برای جوانان تحصیلکرده چالشبرانگیز است. وقتی صنایع پیشرفته و شرکتهای دانشبنیان رشد نکنند، نیروی کار متخصص برای یافتن فرصتهای بهتر به خارج از کشور مهاجرت میکند. این روند، چرخهای از تضعیف سرمایه انسانی را شکل میدهد که جبران آن دشوار است.
خامفروشی با خود نوعی رکود فناورانه به همراه میآورد. توسعه فناوری زمانی شکل میگیرد که کشورها درگیر فرایندهای پیچیده تولید، تحقیق و رقابت صنعتی باشند. اگر تمرکز اصلی بر استخراج و فروش مواد اولیه باشد، نیاز به سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه کاهش مییابد.
در دنیای امروز که اقتصاد دانشبنیان محور اصلی رقابت کشورهاست، بیتوجهی به فناوری بهمعنای عقب ماندن از قافله پیشرفت است. کشورهایی که بهجای خامفروشی، بر توسعه صنایع پیشرفته سرمایهگذاری کردهاند، توانستهاند در حوزههایی مانند فناوری اطلاعات، انرژیهای نو و صنایع پیشرفته جایگاه جهانی پیدا کنند. به همین دلیل وابستگی به صادرات مواد خام، قدرت چانهزنی کشور را در عرصه بینالمللی کاهش میدهد. خریداران بزرگ میتوانند با فشارهای سیاسی یا اقتصادی، شرایط نامطلوبی تحمیل کنند. همچنین تحریمها یا محدودیتهای تجاری میتواند بهسرعت درآمد کشور را کاهش دهد. در حالی که اگر اقتصاد متنوع و مبتنی بر تولید محصولات متنوع و پیچیده باشد، امکان تحمیل فشارهای خارجی کمتر خواهد بود. استقلال اقتصادی، تنها با فروش منابع طبیعی به دست نمیآید؛ بلکه نیازمند شبکهای از صنایع، خدمات و فناوریهای بومی است.
منابع طبیعی محدود و پایانپذیرند. خامفروشی شتابزده، بدون سرمایهگذاری در زیرساختها و صنایع پایدار، بهمعنای مصرف ثروت نسلهای آینده است. اگر درآمد حاصل از منابع طبیعی صرف ایجاد زیرساختهای آموزشی، صنعتی و فناورانه نشود، کشور پس از پایان منابع، با اقتصادی ضعیف و بدون مزیت رقابتی باقی خواهد ماند. مدیریت هوشمندانه منابع به این معناست که درآمد حاصل از آنها به سرمایهای پایدار تبدیل شود؛ سرمایهای که حتی پس از پایان ذخایر طبیعی نیز تولید ثروت کند.
خامفروشی در نگاه نخست راهی ساده برای کسب درآمد ارزی به نظر میرسد؛ اما در واقع مسیری پرهزینه و پرریسک برای آینده یک کشور است. از دست رفتن ارزش افزوده، وابستگی به بازارهای جهانی، تضعیف صنعت داخلی، کاهش اشتغال، عقبماندگی فناوری و تهدید استقلال اقتصادی، تنها بخشی از پیامدهای منفی این بحران فزاینده است.
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
خبرهای تصادفی روزنامه شیراز نوین