[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۹۱
  • دوره جدید

زنگ آغاز پاییز یا آژیر قرمز معیشت خانوار؟، روزنامه شیراز نوین

زنگ آغاز  پاییز  یا آژیر  قرمز معیشت خانوار؟

شهریور که به روزهای پایانی می‌رسد، نوستالژی بوی ماه مهر و کیف و دفترهای نو، بیش از آنکه شور و شوقی کودکانه در فضای خانه برانگیزد، به یک اضطراب فراگیر اقتصادی برای سرپرستان خانوار بدل می‌شود. بازگشایی مدارس در سال‌های اخیر، دیگر صرفاً یک رویداد تقویمی و فرهنگی نیست؛ بلکه یک تکانه مالی سنگین در سبد هزینه‌ای خانوارهایی است که همین حالا نیز زیر بار تورم عمومی و فشارهای معیشتی در حال مقاومت‌اند.
نگاهی گذرا به اقلام اجباری شروع سال تحصیلی، ابعاد این فشار را روشن‌تر می‌سازد؛ از جهش قیمت نوشت‌افزار ساده و دفاتر تحصیلی گرفته تا نرخ‌های سرسام‌آور روپوش و پوشاک فرم، هزینه‌های نجومی سرویس‌های رفت‌وآمد و سرانجام «کمک‌های به‌اصطلاح داوطلبانه» اما عملاً اجباری در هنگام ثبت‌نام مدارس دولتی. برای یک خانواده معمولی با دو فرزند محصل، مجموع این هزینه‌ها در شهریورماه گاه از کل دریافتی ماهانه یک کارگر یا کارمند فراتر می‌رود. این یعنی یک شوک نقدینگی مقطعی که خانوار را ناچار به استقراض، کاهش سهم اقلام خوراکی یا چشم‌پوشی از سایر هزینه‌های ضروری زندگی می‌کند.
مسئله بنیادین در این میان، فاصله معنادار واقعیت‌های موجود با اسناد بالادستی، به‌ویژه اصل ۳۰ قانون اساسی مبنی بر ارائه آموزش‌وپرورش رایگان تا پایان دوره متوسطه است. در عمل، کسری بودجه ساختاری مدارس دولتی و ناتوانی در تأمین هزینه‌های جاری ازجمله آب، برق، کاغذ و تجهیزات مصرفی، بار مالی اداره مدرسه را مستقیماً به دوش اولیا منتقل کرده است. این وضعیت سبب شده آموزش رایگان به متنی روی کاغذ تبدیل شود و ورود به مدرسه، مشروط به پرداخت هزینه‌های پیدا و پنهان متعدد گردد.
پیامد چنین سازوکاری، فراتر از یک فشار اقتصادی مقطعی است و مستقیماً به تعمیق شکاف طبقاتی و عدالت آموزشی دامن می‌زند. در شرایطی که دهک‌های برخوردار به‌راحتی از امکانات مدارس خاص و فوق‌برنامه‌ها بهره‌مند می‌شوند، خانواده‌های کم‌درآمد در حاشیه کلان‌شهرها و مناطق کم‌برخوردار در تأمین ابتدایی‌ترین ملزومات مانند کیف، دفتر و کرایه سرویس درمی‌مانند. نتیجه محتوم این چرخه، افزایش خطر ترک تحصیل، گرایش زودهنگام نوجوانان به بازار کار غیررسمی و در نهایت بازتولید فقر ساختاری در نسل‌های آینده است؛ هزینه‌ای سنگین که سال‌ها بعد جامعه و نظام حکمرانی باید تاوان آن را بپردازند.
در حوزه اقتصاد شهری نیز ناهماهنگی دستگاه‌های اجرایی در سامان‌دهی سرویس مدارس و نقص در ناوگان حمل‌ونقل عمومی، گره کوری ایجاد کرده که دود آن هم به چشم ترافیک شهری می‌رود و هم به جیب خالی اولیا. خانواده‌ای که زیرساخت اتوبوس و متروی مناسبی در دسترس ندارد، ناچار است مبالغ میلیونی به شرکت‌های حمل‌ونقل بپردازد تا فرزندش از آموزش بازنماند.
بازگشایی مدارس باید نماد سرمایه‌گذاری ملی روی آینده‌سازان کشور باشد؛ نه آزمونی طاقت‌فرسا برای سنجش توان تاب‌آوری معیشتی مردم. دولت، مجلس و نهادهای سیاست‌گذار نمی‌توانند با انفعال از کنار این زنگ هشدار عبور کنند. تأمین بسته‌های حمایتی هدفمند آموزشی برای دهک‌های پایین، پرداخت واقعی سرانه مدارس دولتی برای حذف فشار مالی از اولیا، نظارت سخت‌گیرانه بر زنجیره تأمین نوشت‌افزار و سامان‌دهی شفاف هزینه‌های حمل‌ونقل شهری، حداقل اقداماتی است که پیش ‌از خاموش شدن انگیزه تحصیل در فرزندان این سرزمین باید اجرایی شود. زنگ اول مهر در حال نواخته شدن است؛ نباید اجازه داد این زنگ، صدای شکستن استخوان معیشت خانوارها باشد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی