گریز از دام کویر ، روزنامه شیراز نوین
بازچرخانی آب، راهکار هوشمندانهای برای مدیریت مصرف است. فلات ایران و اقلیم فارس، برای دهههای متمادی در مهلکه خشکسالی قرار گرفته و این جلگه حاصلخیز با شیب تندی به سوی کویریشدن، پیش میرود. بههمیندلیل است که باید تکنیکهای متنوعی را برای نجات آب در دستور کار قرار داد و یکی از مهمترین آنها، بهرهمندی از آبهای خاکستری و فرایند بازچرخانی آب است.
تصفیهخانههای محلی میتوانند نقش بسیار مهمی در این زمینه ایفا کنند. برخلاف تصفیهخانههای بزرگ و متمرکز که معمولاً به شبکههای گسترده جمعآوری فاضلاب و انتقال پساب نیاز دارند، تصفیهخانههای محلی، امکان تصفیه فاضلاب را در نزدیکی محل تولید یا محل مصرف فراهم میکنند. این ویژگی میتواند هزینه و پیچیدگی انتقال پساب را کاهش دهد و زمینه استفاده سریعتر و هدفمندتر از آب تصفیهشده را فراهم آورد.
بازگشت آب به چرخه مصرف با توسعه تصفیهخانههای محلی، ضرورتی اجتنابناپذیر است. ادامه استفاده از آب شرب یا منابع آب باکیفیت برای آبیاری فضای سبز، دیگر نمیتواند یک رویکرد پایدار و آیندهنگرانه باشد و باید به راهکارهای نوین اندیشید. توسعه فضای سبز باید با الگوی صحیح مصرف آب همراه شود و یکی از راهکارهای مهم در این زمینه، توسعه تصفیهخانههای محلی و استفاده هدفمند از پساب تصفیهشده برای آبیاری بوستان ها، کمربندهای سبز، فضای سبز معابر و دیگر عرصههای شهری است.
آب در شهرها نباید پساز یک بار مصرف، از چرخه بهرهبرداری خارج شود. بخش قابلتوجهی از آبی که در مصارف خانگی، تجاری و خدماتی استفاده میشود، پساز طی فرایندهای مناسب میتواند دوباره به چرخه مصرف بازگردد. تصفیه و بازچرخانی پساب، درواقع بهمعنای ایجاد یک منبع جدید آب نیست، بلکه استفاده هوشمندانه از منبعی است که پیشاز این نیز وجود داشته و تنها بهدلیل نبود زیرساختهای مناسب، هدر میرود یا با ورود به محیطزیست، زمینه آلودگی منابع آب و خاک را فراهم میکند.
برای شهری که دارای مجموعه گستردهای از بوستانها و عرصههای فضای سبز است، احداث تصفیهخانههای محلی در نقاط مختلف میتواند یک مزیت مهم محسوب شود. میتوان پساب تولیدشده در یک محدوده شهری را پساز تصفیه مناسب، برای آبیاری فضای سبز همان محدوده، مورد استفاده قرار داد. در چنین الگویی، فاصله میان محل تولید پساب و محل مصرف کاهش مییابد و بخش قابلتوجهی از هزینههای انتقال آب نیز قابل مدیریت خواهد بود. استفاده از پساب برای آبیاری فضای سبز بهمعنای مصرف بدون ضابطه فاضلاب تصفیهنشده نیست. کیفیت پساب باید متناسب با نوع مصرف، استانداردهای بهداشتی و زیستمحیطی و ویژگیهای فضای سبز مورد نظر باشد. فرایند تصفیه باید بهگونهای طراحی شود که آلایندههای مورد نظر، عوامل بیماریزا و مواد نامطلوب، تا سطح قابلقبول کاهش یابند. همچنین نحوه انتقال، ذخیرهسازی و توزیع پساب نیز باید تحت نظارت دقیق انجام شود تا استفاده از آب بازچرخانی شده، خود به عاملی برای ایجاد خطرهای زیستمحیطی یا بهداشتی تبدیل نشود.
تفکیک شبکه آب شرب از شبکه آب مورد استفاده برای آبیاری فضای سبز ضروری است. آب تصفیهشده حاصل از پساب، باید در یک شبکه مستقل و مشخص جریان داشته باشد و این شبکه از نظر طراحی، بهرهبرداری و نشانهگذاری، کاملاً قابل تشخیص باشد. چنین اقدامی هم از آلودگی احتمالی شبکه آب شرب جلوگیری میکند و هم امکان مدیریت دقیقتر منابع آب را فراهم میسازد. توسعه استفاده از پساب، تنها یک اقدام فنی نیست؛ بلکه بخشی از تغییر نگرش نسبت به مدیریت منابع آب شهری است. سالهاست که بسیاری از شهرها با رویکردی خطی با آب برخورد کرده اند؛ یعنی آب از منابع طبیعی برداشت شده، وارد شهر شده، مصرف شده و در نهایت بهعنوان فاضلاب از شهر خارج شده است.
این الگو در شرایطی که منابع آب محدود و تقاضا روبهافزایش است، دیگر پاسخگوی نیازهای آینده نیست. مدیریت نوین آب باید بر پایه اقتصاد چرخشی استوار باشد؛ یعنی آب پساز تصفیه، تا حد امکان دوباره به چرخه مصرف بازگردد.
فضای سبز شهری، یکی از مناسبترین بخشها برای استفاده از آب بازچرخانیشده است. آبیاری بسیاری از گونههای گیاهی و عرصههای سبز، به آب با کیفیت شرب نیاز ندارد و میتوان با رعایت ضوابط فنی، از منابع آب جایگزین برای آنها استفاده کرد. این موضوع بهویژه در شهرهای خشک و نیمهخشک مانند شیراز، اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا هر لیتر آب شربی که بهجای آبیاری فضای سبز در اختیار شهروندان قرار گیرد، ارزش بیشتری در زنجیره مصرف شهری خواهد داشت.
استفاده از پساب تصفیهشده میتواند به کاهش برداشت از منابع زیرزمینی کمک کند. برداشت بیرویه از چاهها، علاوهبر کاهش ذخایر آبخوانها، میتواند پیامدهای بلندمدتی مانند افت سطح آب و فرونشست زمین بههمراه داشته باشد. بنابراین هر اقدامی که وابستگی فضای سبز به منابع آب زیرزمینی را کاهش دهد، در حقیقت نوعی سرمایهگذاری برای حفظ امنیت آبی شهر در سالهای آینده است. شهرداریها، شرکتهای آبفا، دستگاههای محیطزیستی و دیگر نهادهای مسئول باید در یک چارچوب مشترک، ظرفیت تولید پساب، نیاز آبی فضای سبز، محل مناسب احداث تصفیهخانههای محلی و استانداردهای موردنیاز را مشخص کنند. همچنین کیفیت پساب باید بهصورت مستمر پایش شود و بهرهبرداری از تأسیسات نیز براساس دستورالعملهای روشن و قابل نظارت صورت گیرد.
شهر آیندهنگر، تنها به دنبال تأمین منابع جدید آب نیست؛ بلکه شهری که بتواند از هر قطره آب، بیشترین بهره را ببرد و آن را تا جای ممکن در چرخه مصرف نگه دارد، بیشترین برد را داشته است. تصفیهخانههای محلی و بازچرخانی پساب، فرصتی برای کاهش فشار بر منابع طبیعی، حفظ فضای سبز و افزایش تابآوری شهرها در برابر خشکسالی است.
اگر امروز برای ایجاد شبکهای منسجم از تصفیه و بازچرخانی پساب برنامه ریزی شود، میتوان امیدوار بود که توسعه فضای سبز در سالهای آینده، نه در تعارض با امنیت آبی، بلکه در هماهنگی کامل با آن دنبال شود. آینده فضای سبز شهرها، بیشاز آنکه به افزایش منابع آب وابسته باشد، به توانایی ما در مدیریت هوشمندانه همین منابع موجود بستگی دارد.
درهمینراستا، فرهنگسازی نیز در کنار گسترش زیرساختها اهمیت ویژه ای دارد. شهروندان باید بر این حقیقت واقف شوند که استفاده از پساب تصفیهشده برای مصارف غیرشرب، نشانه ضعف زیرساخت نیست؛ بلکه بخشی از مدیریت علمی منابع آب و نشانه حرکت بهسوی شهری پایدار است. تغییر نگاه جامعه به مفهوم پساب میتواند پذیرش اجتماعی این طرحها را افزایش دهد و مسیر اجرای پروژههای بازچرخانی آب را هموارتر کند.
تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
خبرهای تصادفی روزنامه شیراز نوین