[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۲۳
  • دوره جدید

سوگواری مستدام، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

سالی سه هزار کودک و هر سی دقیقه یک ‌نفر در تصادفات رانندگی ایران کشته می‌شود. شاید مردم و مسئولان با مطالعه این آمار و ارقام دردناک اندکی متوجه وخامت ماجرا شوند و تغییرات اساسی و اقدامات تأثیرگذاری را در دستور کار قرار دهند. میزان قربانیان تصادفات جاده‌ای ‌در ایران به ‌مراتب از تلفات جنگ‌ها، حوادث طبیعی، مصرف موادمخدر و مشروبات الکلی، سوانح هوایی و سایر موارد مشابه بیشتر است و هر لحظه آمار و ارقام تکان‌ دهنده‌ای ‌در این زمینه به گوش می‌رسد. شاید ایرانیان دیگر به حوادث و تلفات بی‌‌شمار رانندگی عادت کرده باشند و دیگر سونامی‌کشتارهای ناشی از تصادفات باعث حیرت و تأمل کسی نشود...

با نگاهی منصفانه به این نکته پی ‌می‌بریم که سلسله عوامل و خطاهایی دست به دست یکدیگر داده تا کشور ما در زمینه قربانیان حوادث رانندگی در دنیا پیشتاز بوده و هیچ خانواده‌‌ای‌ از هیچ طبقه اقتصادی و اجتماعی از مهلکه این مصیبت دردناک جان به سلامت نبرده باشد. در نظر داشته باشیم سهم هر یک از مؤلفه‌هایی که ایرانیان را در جاده‌‌ها به کام مرگ می‌فرستد، به یک اندازه نیست. در سال‌‌های اخیر تلاش‌های زیادی برای پیشگیری از این حوادث به ‌عمل آمده است؛ با این حال هنوز تا مرزهای ایده‌ آل و کاستن از شمار قربانیان، فرسنگ‌ها فاصله داریم و تا سال‌های نزدیک هم به‌ نظر نمی‌رسد افق‌‌های روشنی در انتظارمان باشد.
سالی سه هزار کودک و هر سی دقیقه یک ‌نفر در تصادفات رانندگی ایران کشته می‌شود و خودروهای فرسوده و غیراستاندارد به‌عنوان متهمان ردیف اول تصادفات به حساب می‌آیند. خانواده دوست نداشتنی پرایدها به سادگی و درکمال حیرت کانال‌های هفتاد و هشتاد میلیون تومانی را در هم می‌‌نوردد و این در‌حالی است که سطح استاندارد و جایگاه کیفی آنها متعلق به هزاره پیشین است. گروهی از کارشناسان پلیس براین باورند که اتومبیل‌‌های پراید شاید برای برخی از حمل و نقل‌‌های محدود درون شهری مناسب باشند و عبور و مرور آنها در شاهراه‌‌های جاده‌‌ای‌آبستن خطرناک و حوادث بسیاری خواهد بود. اما متأسفانه تا زمانی ‌که این خودرو غیرایمن و تاریخ مصرف گذشته به ‌عنوان گزینه اول و آخر اقشار میانی و فرودست جامعه ایران به ‌حساب می‌آید، نمی‌توان به عملی شدن این پیشنهاد عاقلانه و راه‌گشا امید بست. این اتومبیل‌ها آن ‌چنان در حوادث جاده‌‌ای‌چندپاره می‌شوند که هیچ ‌کس نمی‌‌تواند نوع اتومبیل را در نگاه اول حدس بزند.
سالی سه هزار کودک و هر سی دقیقه یک ‌نفر در تصادفات رانندگی ایران کشته می‌شود و جاده‌های فرسوده و غیراستاندارد به‌ عنوان یکی دیگر از مسببان مرگ و میر ایرانیان برشمرده می‌شوند. با وجود اقدامات اساسی و زیرساختی که در سال‌های اخیر در راستای استانداردسازی مسیرهای حمل و نقل انجام شده، هنوز هم کشور ایران دارای صدها کیلومتر مسیر غیرایمن و پرخطر است و هر لحظه بیم آن می‌رود که اتومبیل‌ها و اتوبوس‌ها به اعماق دره‌ها فروافتادند. از یاد نبرده‌‌ایم درسال‌های گذشته چگونه اتوبوس دانشچویان دچار حادثه مرگباری شد و بسیاری از خانواده‌ها را برای همیشه داغدار کرد. حال حادثه‌‌های دلخراشی نظیر اتوبوس‌‌های راهیان نور و سرویس‌‌های دانش‌آموزی را به این موارد اضافه کنید. جاده‌‌هایی نظیر این‌‌ها در مسیرهای اصلی و کوره راه‌ها انگشت ‌شمار نیستند و هر لحظه بیم آن می‌رود مردم که به سوگ عزیزان‌‌شان بنشینند.
سالی سه هزار کودک و هر سی دقیقه یک ‌نفر در تصادفات رانندگی ایران کشته می‌شود و با وجود همه اتومبیل‌‌ها و جاده‌های غیراستاندارد، به ‌نظر می‌رسد فرهنگ رانندگی و احترام به قوانین در میان شماری از هموطنان آن‌ چنان که باید نهادینه نشده است. سبقت‌های غیرمجاز، انحراف به چپ، تخطی از سرعت مطمئنه، نبستن کمربند ایمنی و بسیاری از این ‌گونه موارد نقش بسزایی در آمار تصادفات و ازدیاد تلفات رانندگی دارند. در سال‌های اخیر پلیس به انحاء مختلف کوشیده است تا فرهنگ رانندگی و احترام به قوانین را در میان ایرانیان ارتقا بخشد. در بسیاری موارد فرآیند احترام به قانون با افزایش قبوض جریمه صورت گرفت و گه‌گاه با فعالیت‌های فرهنگی. با این ‌حال به ‌نظر می‌رسد در مبحث آموزش و نهادینه کردن فرهنگ رانندگی هنوز هزارراه نرفته پیش رو داریم و باید سرمایه‌گذاری‌ها و اقدامات مضاعفی در دستور کار قرار گیرد. 
متأسفانه هنوز شماری از هموطنان به مواردی نظیر بستن کمربند ایمنی، استفاده از زنجیرچرخ، حرکت بین خطوط و عدم استفاده از تلفن همراه به چشم قوانینی دست و پاگیر و لاکچری نگریسته و از هر فرصتی برای گریز از قانون بهره می‌‌برند. نتیجه کار چنان می‌‌شود که آمار تصادفات در ایران بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی است و جامعه تاوان مادی و معنوی فراوانی را در این زمینه متحمل می‌شود. 
سالی سه هزار کودک و هر سی دقیقه یک ‌نفر در تصادفات رانندگی ایران کشته می‌شود و در کنار همه این‌‌ها از یاد نبریم که هنوز گروهی از شهروندان ترجیح می‌دهند تا به‌ جای استفاده از پل‌‌های عابرپیاده و مسیرهای خط‌کشی شده از مسیرهای غیرایمن برای پیمودن عرض خیابان استفاده کنند و هنوز بسیاری از موتورسواران به کلاه ایمنی به عنوان وسیله‌ای فانتزی و غیرضروری می‌‌نگرند. شیوه رانندگی ما، استاندارد کیفی اتومبیل‌ها، بهسازی مسیرها، احترام به قوانین و فرهنگ استفاده از وسایل نقلیه در ایران نیازمند یک تغییر اساسی و دگردیسی بنیادین است و تا روزی که همه ما متوجه وخامت ماجرا نشویم، هر‌لحظه بر شمار قربانیان افزوده می‌شود. قربانیانی که از عزیزان ما هستند. سالی 3هزار کودک. گویی این سوگواری مستدام است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی