[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۲۷۹۱
  • دوره جدید

چرا میراث هنوز موتور محرک اقتصاد نیست؟، روزنامه شیراز نوین

گردشگری طلای نامرئی در ویترین ایران
چرا میراث هنوز  موتور محرک اقتصاد نیست؟

پنجم مهرماه در تقویم جهانی به نام گردشگری ثبت شده است. روزی که در تمام دنیا بهانه‌ای است برای بازخوانی ظرفیت‌های اقتصادی و دیپلماتیک این صنعت. اما در تقویم ما این روز بیش از آن که نماد جشن باشد یادآور یک حسرت بزرگ و یک پارادوکس تلخ است. پارادوکس کشوری که در میان ده مقصد برتر تاریخی و فرهنگی جهان جای دارد اما سهمش از گردشگری بین‌المللی ناچیز و غیرقابل‌دفاع است.
سال‌هاست که در اتاق‌های فکر و همایش‌های دولتی گردشگری را نفت سبز و جایگزین اقتصاد نفتی می‌نامیم. اما حقیقت این است که تا وقتی این واژه‌ها از سطح شعار و بنرهای تبلیغاتی فراتر نروند هیچ تغییری در مختصات اقتصادی کشور رخ نخواهد داد. گردشگری در ایران هنوز یک صنعت نشده است بلکه همچنان در قامت یک دغدغه فرهنگی یا سرگرمی حاشیه‌ای باقی مانده است.
مسئله اینجاست. ما در کشوری زندگی می‌کنیم که از ابنیه تاریخی تا تنوع اقلیمی گویی نقشه جهان را در خود خلاصه کرده است. اما چرا این ثروت عظیم به سرمایه تبدیل نمی‌شود؟ پاسخ ساده است. نگاه سازه‌ای به گردشگری. ما برای توسعه گردشگری به‌جای ساختن زیرساخت به تغییر مدیران دل بسته‌ایم.
گردشگری امروز فراتر از رزرو هتل و بلیط هواپیماست. گردشگری مدرن یعنی دیپلماسی نرم. هر توریستی که پایش به ایران می‌رسد نه یک مسافر که یک سفیر بالقوه است که می‌تواند تصویر مخدوش ساخته شده توسط رسانه‌های غربی را با حقیقت زیسته در کوچه و خیابان‌های تهران و شیراز و اصفهان بشوید و ببرد. ما در جنگ روایت‌ها قدرت گردشگری را دست‌کم گرفته‌ایم. مقابله با ایران‌هراسی نه در پشت میزهای مذاکره بلکه در همین فرودگاه‌ها و پایانه‌ها و برخورد گرم میزبانان ایرانی با گردشگران خارجی رخ می‌دهد. با‌این‌حال واقعیت عریان این است که گردشگری در ایران از سه درد مزمن رنج می‌برد. نخست فقدان ثبات در سیاست گذاری. دوم ضعف زیرساختی که از حمل‌ونقل ریلی تا استانداردهای هتلداری را شامل می‌شود. سوم سیاست‌زدگی که همواره سایه خود را بر این صنعت حساس گسترانده است. سرمایه‌گذار بخش خصوصی امروز با این پرسش روبه‌روست. آیا ریسک سرمایه‌گذاری در بوم‌گردی یا هتل‌سازی با ثبات جریان ورود گردشگر هم‌خوانی دارد؟ پاسخ ما به این سؤال تعیین‌کننده سرنوشت صنعت گردشگری در دهه پیش‌رو است. اگر نخواهیم گردشگری را به اقتصاد اول تبدیل کنیم دست‌کم باید آن را به امنیت ملی پیوند بزنیم. در این روز از تصمیم‌گیران کشور انتظار می‌رود گردشگری را از حاشیه به متن بیاورند. اصلاح فرایندهای ویزا و نوسازی ناوگان حمل‌ونقل و بازاریابی هدفمند در بازارهای منطقه‌ای به‌جای تمرکز صرف بر بازارهای غربی و از همه مهم‌تر برداشتن موانع دست‌و‌پاگیر اداری برای فعالان این حوزه کمترین مطالبه‌ای است که باید جدی گرفته شود. ایران نگین گردشگری منطقه است. ما نباید اجازه دهیم این الماس درخشان به دلیل سوءمدیریت و غفلت استراتژیک در غبار زمان و بی‌توجهی مسئولان کدر شود. روز گردشگری پایان فصل شعار و آغاز فصل عمل است. زمان آن رسیده که طلای نامرئی ایران را استخراج کنیم پیش از آن که فرصت‌های طلایی یکی پس از دیگری به تاریخ بپیوندند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی