[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۴۲
  • دوره جدید

کدام اقتدار کدام اعتبار، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

نقش دستگاه فرهنگی در جامعه ایران چیست؟ مجموعه توانمندی که روح جامعه را جلا داده و زمینه بروز نشاط و تکامل را فراهم می‌آورد و در پناه آن می‌توان بر سلسله آسیب‌های‌اجتماعی فایق آمد یا خرده سازمانی که برچسب فعالیت‌های‌فانتزی و غیرضروری بر پیشانی‌اش حک شده و در هنگام تقسیم اعتبار و اقتدار به حیات خلوت تبعید می‌شود. اندیشمندان و سرآمدان بر این باورند تعالی جامعه از شاهراه فرهنگی عبور می‌کند. شاید اقشار سطحی‌نگری بر این باور باشند که همه بحران‌های ‌مدنی ریشه در ناکامی‌های اقتصادی و بی‌پولی دارند و نمی‌توان از اقشاری که به زیر خط فقر تبعید شده‌اند، انتظار تکامل و وسعت افق‌های‌فکری را داشت...

اما مثال‌های ‌نقض بی‌شماری برای این فرضیه وجود دارد. در لایه‌های‌ زیرین هرم اقتصادی با اقشاری روبرو هستیم که علی‌رغم همه فشارهای معیشتی و دغدغه‌های‌مالی همچنان با عزمی ‌راسخ به ارزش‌ها پایبند بوده و در زندگی آنها نشانی از فساد و بی‌بندباری و لاابالی‌گری دیده نمی‌شود. به بیانی دیگر ارتقا فرهنگ عمومی‌تابع یگانه‌ای‌از مولفه‌های‌اقتصادی نیست و با سرمایه‌گذاری مادی و معنوی در حوزه فرهنگ عمومی‌می‌توان به دستاوردهای کلانی دست یافت.
به نظر می‌رسد در میان همه عناصری که زمینه تعالی جامعه را پدید می‌آورند، مؤلفه‌های‌فرهنگی و هنری از جذابیت و ضریب نفوذ بیشتری برخوردار باشند. چرا که آستانه جبهه‌گیری مخاطبان در برابر مفاهیم زیباشناسی در کمترین آستانه خود قرار داشته و جذابیت‌های‌هنر همه مرزها و جبهه‌گیری‌ها را به سادگی در هم می‌نوردد. با این مقدمه به طرح این پرسش می‌رسیم که جامعه ایران تا چه اندازه از پتانسیل‌های‌نهفته در مؤلفه‌های‌فرهنگی بهره برداری می‌کند و آیا دستگاه فرهنگ به عنوان پرچم دار خانواده هنرها در کشور توانسته در روزهای مبادای امروزی زمینه تکامل و تعالی جامعه را پدید اورد؟
متأسفانه با شواهد خوبی در این زمینه روبرو نیستیم. معمولاً دستگاه فرهنگ در زمان تخصیص بودجه همیشه مظلوم واقع می‌شود و انگار هیچ گریزی از این تفکر فسیلی که عملیات‌های‌سخت افزاری باید همواره بر مفاهیم نرم افزاری ترجیح داده شوند، وجود ندارد. البته چانه‌زنی دستگاه فرهنگ با آبادانی و سازندگی نیست، بلکه یگان‌های‌موازی با داعیه فرهنگی در کشور ما بی‌شمار هستند و همپوشانی مسئولیتی و عملکردی در حوزه کاری آنان به وفور دیده می‌شود. البته خیل دستگاه‌های‌فرهنگی که از آبشخور بیت‌المال بهره‌مند می‌گردند هم مشکل اصلی نیست؛ بلکه نارسایی‌ها زمانی پررنگ می‌شود که بدنه عمومی‌جامعه نمی‌تواند از گستره فعالیت‌های‌پراکنده که به عرصه‌های‌رقابت و گاهاً تخریب هم آلوده شده آنچنان که شایسته است بهره‌مند شده و به طور کلی ثمرات آنها به ارتقا فرهنگ عمومی ‌نمی‌انجامد. 
با عبور از این چالش دیرینه، به پایتخت فرهنگی ایران می‌رسیم که با همه وجود تنگناها و فشارها توانسته به شایستگی عنوان پایتختی ایران را با دست خالی کسب کند. شهر هفت هزار ساله شیراز با مردمانی فرهنگ‌مدار و اصیل تشنه فعالیت‌های‌فرهنگی است و از هر رویداد شایسته‌ای‌که در عرصه هنرهای زیباشناسی برپا شود با جان و دل استقبال می‌کند. دستگاه فرهنگی فارس به عنوان اصلی‌ترین و مهم‌ترین متولی مبانی فرهنگ و هنر در استان از بحران‌های‌بودجه‌ای‌کشور متحمل بیشترین آسیب‌ها شده و بدنه جامعه به صورت مستقیم از عوارض ناشی از آن متضرر می‌شوند. چرا که دستگاه فرهنگی با همراهی اهالی فرهنگ و هنر می‌تواند انرژی‌های‌منفی جامعه را جذب کرده و فرصتی برای ارتقا ضریب تاب‌آوری  و تحمل‌پذیری پدید آورد. به یاد داشته‌باشیم که مردم ایران و فارس و شیراز این روزها در معرض شدیدترین بحران‌های‌اقتصادی و فشارهای روحی قرار دارند و دهک‌های‌اقتصادی به سمت فرودستی میل کرده اند. در کنار گسترش فقر، رسانه‌های‌معاند هم با سیاه نمایی‌های‌متبحرانه در صدد تضعیف روحیه جامعه برآمده و جامعه ایران از زاویه‌های‌گوناگون در معرض فشار قرار می‌گیرد. 
در این شرایط سخت مؤلفه‌های‌فرهنگی و هنری می‌توانند همانند یک ابرقهرمان از راه رسیده و مرهمی‌بر روح و جان مردم گذارند. با یادآوری سال‌های‌دفاع مقدس و شرایط همیشگی تحریم‌ها به این نتیجه می‌رسیم که چنانچه روحیات مردم ایران به انحا مختلف تقویت شود، انها در شرایط دشوار پشتوانه محکمی‌برای آرمان‌های‌انقلاب خواهند بود در برهه کنونی می‌توان با حربه‌های‌نرم فرهنگی به این مقصود گرانبها دست یافت. 
با این وجود شاهد رویدادهای مثبتی هم در این زمینه هستیم. به نظر می‌رسد برای اهالی فرهنگ و هنر فارس بحران‌های‌اعتباری و بودجه‌ای‌چالش جدیدی نیست و به منظور فایق امدن بر انها به بهره‌برداری بهینه از منابع و گستراندن فرش قرمز برای بخش خصوصی روی آورده‌اند. در سال‌های‌اخیر بسیاری از رویدادهای فرهنگی و هنری با مشارکت بخش خصوصی  - که همان مردم هستند -  به صورت شایسته‌ای‌برپا شده است و متأسفانه بحران کرونا در ماه‌های‌اخیر آتش بر خرمن فعالان این عرصه انداخته و آنهایی که از بنیه مالی قوی برخوردار نبودند در معرض زوال و تعطیلی همیشگی قرار دارند. در بحبوحه این ماجرا چنانچه وعده‌های‌دولت محقق شود و بخش خصوصی عرصه فرهنگ در معرض حمایت قرار گیرد می‌توان از خدمات شایسته آنها به عنوان بازوان اجرایی دولت بهره برداری‌های‌مغتنمی ‌را انجام داد.
البته کمبود منابع اعتباری یگانه چالشی نیست که پیش روی دستگاه فرهنگ قرار دارد. متأسفانه بارها و بارها اقتدار این دستگاه به انحا مختلف به زیر سوال رفته و شاهد توقیف رویدادهای فرهنگی مجوزدار از سوی نهاد و دستگاه‌های‌مختلفی بوده ایم. این در حالی است که چنین برخوردهای خودسرانه‌ای‌جایگاه دستگاه فرهنگی را در مقام سازمانی فرمایشی تنزل می‌دهد. شاد بهتر باشد در زمان بروز تخلف و هنجارشکنی از دستگاهی که مسئول صدور مجوزها است از مجراهای قانونی توضیح خواسته و پس از بررسی‌های‌موشکافانه، تقاضای توقیف و توقف را مطرح کرد.
به همین دلایل از دولتی که با شعار تدبیر و امید بر مسند کار نششسته انتظار می‌رود با آسیب شناسی دقیق و عمیق این ماجرا زمینه توانمند شدن دستگاه‌های‌فرهنگی را در استان‌های‌دور و نزدیک پدید اورد و نگاه ویژه‌ای‌به پایتخت دیرینه فرهنگ و کتاب ایران با درک قابلیت‌هایش داشته‌باشد. استقبال گسترده از رویدادهای فرهنگی نشان داده است که اهالی شیراز و فارس همچنان بر مدار هنر می‌چرخند و به دنبال دستاویزی هستند تا مرهمی‌بر دردهای خود گذارند. امید می‌روند که این نوشدارو توسط دولت و با همراهی سایر قوا نصیب مردم شود و تسویه حساب‌ها به دوران آرامش موکول گردد. با در نظر گرفتن مقتضیات دوران معاصر باید این تصورات جاهلانه را از سر بیرون کنیم که مفاهیم رفیع هنری پدیده‌ای ‌غیرضروری،  فانتزی و ارزش ستیز هستند و بود و نبود آنها گرهی از کار مردم نمی‌گشاید. 
اگر پدری با داس دخترش را در خواب سر می‌برد، اگر با بحران اعتیاد در دبستان‌ها روبرو هستیم، اگر اقشاری از جامعه به قوانین راهنمایی و رانندگی احترام نمی‌گذارند، اگر سرمایه‌های‌خود را به ارز و تمام بهار تبدیل می‌کنیم و سر ستیز با اقتصاد ملی داریم، اگر کورکورانه فریاد زنده باد و مرده باد سر می‌دهیم بی‌آن که ادراکی از کلیت ماجرا داشته‌باشیم، اگر تفکیک زباله در مبدا را عملی لوکس و لاکچری ارزیابی می‌کنیم، اگر دختران خردسال را به نکاح دایم و موقت پیرمردان فرتوت در می‌آوریم و بسیاری دیگر از این اما و اگرها ریشه در همان سرمایه گذاری‌هایی دارد که در حوزه‌های‌مادی و معنوی از حوزه فرهنگ دریغ کردیم. سینما و موسیقی و تئاتر فقط نمای بیرونی مؤلفه‌های‌هنری هستند که با توسل به آنها می‌توان به ضمیر ناخوداگاه مخاطبان رسوخ کرد و آنها را به سمت تعالی سوق داد. رویدادهای فرهنگی ان قدر جهانشمول هستند که در حوزه‌ای‌حرفی برای گفتن داشته باشند. تعالی جامعه همیشه از شاهراه مفاهیم ارزشمند فرهنگی عبور می‌کند.
پی نوشت:
کل بودجه اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی‌استان فارس یک میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، آن هم در تمامی‌حوزه‌‌ها است. در استان اداره فرهنگ و ارشادی وجود دارد که یک نفر هم رئیس، هم راننده و هم کارهای خدماتی را انجام می‌دهد. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی