[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۲۵
  • دوره جدید

مدیریت آشوب، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

چشم انداز اقتصادی ایران مبهم و رمز آلود است. مطابق اعلام بانک مرکزی حجم نقدینگی در پایان سال گذشته از مرز۲۴۰۰ هزار میلیارد تومان عبور کرده که در مقایسه با سال ۹۷ معادل ۳۱.۳ درصد دچار رشد و افزایش شده است. از سوی دیگر میزان دارایی‌‌های خارجی بانک مرکزی در پایان سال گذشته به بیش از ۵۴۷۰ هزار میلیارد ریال رسید که نسبت به سال قبل نرخ ۱۷ درصدی رشد را نشان می‌‌دهد. در بعد سوم، بدهی دولت به بانک مرکزی چیزی در حدود ۱۰۰ هزار میلیارد ریال با نرخ رشد ۴.۴ درصد افزایش است. با رصد این آمار و ارقام در می‌یابیم که بلوکه شدن دارایی‌های ایران در کشورهای خارجی به شدت بر اقتصاد ایران تأثیر گذار بوده و نابسامانی‌های مالی، سایه سنگین خود را بر مؤلفه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی هم بر جای خواهند گذاشت. اما راهکار دولت برای مدیریت این شرایط سخت چیست؟

به طور حتم مهار نقدینگی می‌تواند مرهمی‌بر اقتصاد بیمار این گذارد و زمینه  را برای پیشگیری از گسترش قلمرو فقر و افزایش شاخص فلاکت هموار سازد. در برهه کنونی سرمایه‌ها هر لحظه به سمت و سویی می‌روند و طبقات میانی و فرودست بزرگ‌ترین قربانیان کوچ ثروت به حساب می‌آیند. 
گاهی سرمایه‌های بی‌هدف به حوزه ارزهای خارجی یورش می‌برند و به دنبال آن، نرخ کالاهای اساسی در چشم بر هم زدنی افزایش یافته و فشار مضاعفی بر اقشار کم درآمد و مستضعف جامعه وارد می‌سازد.
متأسفانه بسیاری از اقلام ضروری جامعه، فقط در زمان نجومی‌شدن دلار و یورو از افزایش نرخ آنها تبعیت می‌کنند و پس از قرار گرفتن پول‌های خارجی در سراشیبی سقوط، مقاومت سرسختانه‌ای‌ در برابر کاهش قیمت انجام می‌دهند.
تجربه نشان داده است که بازار طی دهه‌های گذشته همواره سیر صعودی داشته و هیچ گاه پس از ترکیدن حباب ارزهای خارجی، به وضعیت پیشین بازنگشته است.
در برهه‌ای‌دیگر، شاهد هجمه سرمایه‌های سرگردان به بخش ساخت و ساز بوده‌ایم.
بر یک مبنای کلی، بخش مسکن باید در حوزه نیازهای اولیه و مصرفی مردم تعریف شود و دغدغه بزرگی را از سر جامعه برهاند. اما با هجوم سرمایه‌های سرگردان به حوزه ساخت و ساز، شاهد افزایش حباب‌ها، دست نیافتنی شدن سرپناه‌های حداقلی، ازدیاد مستأجری و در نهایت خانه به دوشی هستیم.
متأسفانه تجربه نشان داده است افزایش نرخ اجاره بها سنخیتی با درآمدهای کارگری و کارمندی ندارد و نتیجه کار چنان می‌شود که در مدت زمانی کمتر از یک دهه، با رشد پدیده مذموم حاشیه‌نشینی و آسیب‌های حاصل از آن روبرو هستیم.
گاهی در بحبوحه التهابات سیاسی، شاهد کوچ فرسایشی سرمایه‌های سرگردان بخش خصوصی به بازارهای طلا و فلزات گرانبها هستیم. افزایش تقاضای بی رویه برای طلا و مسکوکات ارزشمند، فشار زیادی به بانک مرکزی وارد کرده و پستوی خانه‌ها به انبار فلزات گرانبها تبدیل می‌شود. در نظر داشته باشیم که قدرتمندترین اقتصادهای جهان هم با خروج سرمایه و طلا از خزانه به چالش می‌افتند و ارزش پول ملی، در چشم بر هم زدنی روند نزولی می‌پیماید. باید توجه داشت برای بهبود وضعیت اقتصادی، اعتماد دولت و ملت به یکدیگر یکی از پیش شرط‌های اساسی خروج از بحران و مقدمات شکوفایی برشمرده می‌شود. این درحالیست که در موسم لجام گسیختگی تمام بهارها و انباشت آنها در پستوی خانه‌ها، شاهد رشد سرقت از منازل و از کف رفتن سرمایه‌های خرد مردمی‌ هم هستیم.
 بازار خودرو هم از سرمایه‌های سرگردان و امواج التهابات سیاسی در امان نیست.
در سال‌های اخیر، بی‌کیفیت‌ترین و ناامن‌ترین محصولات خودروسازان داخلی آن چنان با استقبال مردمی ‌روبرو شده که نمی‌توان برای توقف تولید خانواده پرایدها و پژوهای تاریخ مصرف گذشته، زمان مشخصی را متصور شد. با در نظر گرفتن این شرایط، غول‌های خودورسازی هم بهینه‌سازی و ایمن‌سازی محصولات را به فراموشی سپرده و چنانچه اهرم فشار پلیس و سایر دستگاه‌های نظارتی نبود، نرخ مرگ و میر در تصادفات با شدت بیشتری سیر صعودی را طی می‌کرد و قربانیان بیشتری در خودروهای تاریخ مصرف گذشته و ناامن قربانی می‌شدند.
حال باید باید دید دولت به واسطه کدام یک از بنگاه‌های اقتصادی درصدد جذب سرمایه‌های سرگردان برمی‌آید و اقتصاد زخمی‌ایران با توسل به چه راهکاری اندکی روی آرامش را خواهد دید.

پی نوشت: دلار به مرز روانی بیست هزار تومان نزدیک می‌شود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی