[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۳
  • دوره جدید

نبرد فرسایشی، روزنامه شیراز نوین

 فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

از روزی که ویروس کرونا وارد کشور شد و برای تعیین زمان دقیق ورودش اخبار ضدونقیضی منتشر شد، نبردی سخت درحوزه اقتصاد و بهداشت و درمان در گرفت. تلفات بسیاری وارد شد چرا که حتی اگر یک کشته هم داشته‌باشیم باز هم زیاد است. درکنار تلفات انسانی تلفات انسانیتی هم داشتیم چراکه عده ای خدا نشناس دست به احتکار وگرانی زدند.
روزهای اول که برای تهیه گزارش‌های‌خبری اقدام کردیم مطلعان و مسئولان امر از عدم پیش‌بینی و پیشگیری ماجرا گلایه داشتند و به پیوست آن جبهه گسترده ای  پیش روی بخش بهداشت ودرمان بدون آمادگی قبلی گشوده شده بود. باور کردنی نبود چرا که کرونا در چین درحال کشتار  بود و آنانکه باید می‌دانستند این ویروس تهاجمی‌آماده شبیخون زدن به سایر مرزهاست باید پدافند لازم را بکار می‌گرفتند اما شهر‌ها در خلال این جنگ بیولوژیک بدون دفاع تسخیر شد...

خطوط مرزی که با پروازهای روزانه به قم گشوده شده بود درشمار اولین خاک‌ریز‌هایی بود که سقوط کرد. گویا فرش قرمز زیر پای کرونا  پهنه کرده بودیم تا به راحتی وارد خانه‌هایمان شود.
روش برخورد با کووید ۱۹ با پنهان کاری آغاز شد برای خالی نبودن عریضه، چند مقام کشوری هم  اعلام کردند که کرونا گرفتند.
با تمام این تفاسیر مردم بدون دفاع درگیر نبرد با این ویروس شدند. جبهه جنگ بیولوژیک شاید نخستین تجربه ملی ما ایرانیان بود هر چند ارتش عراق درزمان تهاجم به مرزهای ما در نوار مرزی وگاها مناطق روستایی از بمب‌های شیمیایی استفاده کرده بود اما جنگ تمام عیار بیولوژیک چیزی شبیه همین کروناست که خواسته یا ناخواسته جنگ سوم جهانی را تحمیل کرده است. 
حال مردم ایران در اسفند وفروردین وارد فاز بحرانی داستان ومرحله قرنطینه مطلق شده بودند. داستان قرنطینه حرکتی سنجیده و مؤثر بود اما عوارض اقتصادی شدیدی داشت.  در واقع دولت باید جور زیان‌های اقتصادی ملت را می‌کشید که البته  این حرکت با فلسفه‌ وجودی دولت ما سازگاری نداشته و ندارد چرا که دولت‌ها همیشه دست بگیر دارند تا اینکه بخواهند دستی را بگیرند! در هر صورت دولت خیرین را به میدان دفاع دعوت کرد و خیرین وارد معرکه شدند وکمک‌های مردمی‌برای مردم سرازیر شد.
دولت توان پرداخت ۳ ماه یا ۴ ماه هزینه معیشتی مردم را نداشت واز قضا  بانک اطلاعاتی نیز در این زمینه  وجود نداشت  چرا که دولت در حال  اداره کشور در بی‌نظمی ‌است. اداره امور در فلسفه نظم در بی‌نظمی‌خود شیوه‌ای ‌برای اداره کشور است. متأسفانه سطح مطالعه مردم بسیار پایین است و از حداقل‌های رفتاری دولت‌ها مطلع نمی‌شود. چرا که رفتار دولت‌ها نیازمند تعاریف خاص خود در حوزه روانشناختی است. بی‌نظمی ‌وآشوب را اینگونه تعریف می‌کنند، بی‌نظمی‌و آشوب نوعی بی‌نظمی‌منظم یا نظم در بی‌نظمی‌است.
بی‌نظمی‌از این رو که نتایج آن غیرقابل پیش‌بینی است و منظم آن جهت که از نوعی قطعیت برخوردار است، انگاره اصلی و کلیدی تئوری آشوب این است که در هر بی‌نظمی، ‌نظمی‌نهفته به این معنا که نباید نظر را تنها در یک مقیاس جستجو کرد.
نقطه سرخط - درهر صورت دولت برای جبران خسارت‌های اقتصادی ناشی از کرونا به اقشار مختلف مردم تصمیم گرفت بازارها را بگشاید و پیش‌بینی اینکه این گشایش چه خطراتی می‌تواند داشته‌باشد بسیار آسان بود.
دراین داستان دولت مردم را به همزیستی با کرونا دعوت کرد وگفت که باید با کرونا همزیستی کنید.
نبردی فرسایشی با کووید ۱۹ آغاز شد. آغازی سخت با اوج بی‌توجهی‌های معمول، چرا که حالا مردم باید هزینه‌های پدافند را پرداخت کنند و سطح ارایه خدمات دولتی به‌شدت کاهش یافت هرچند در زمان سرکوب  کرونا این خیرین بودند که دست به جیب شده بودند فساد واختلاس در بدنه دولت بشدت ادامه داشت. مردم خواسته یا ناخواسته به اجتماع قدم نهادند چرا که غم نان نمی‌گذارد خلق در آسایش باشند. وقتی موضوعی عادی‌سازی می‌شود باید انتظار تنش‌های بزرگی را هم داشت. حالا کرونا و تهاجم بی‌رحمانه‌اش عادی‌سازی شده و جز جماعتی اندک، کسی احساس خطر و مسئولیت نمی‌کند.  بازار در نبود امنیت اقتصادی پذیرای عرضه وتقاضاست و روز مزدها از جان گذشته‌اند تا لقمه نانی بیابند.  بدون حمایت‌های اقتصادی دولت ولزوم باید‌ها در این زمینه مردم در خیابان‌ها می‌مانند و به جستجوی روزی می‌پردازند. این درحالی است که هزینه خودمراقبتی در فضای بی‌فرهنگی وضعف بنیه اقتصادی و پرداختن به مشاغل سخت، بسیار بالاست.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی