[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۲۴
  • دوره جدید

به من گفتند تو باعث از هم پاشیدگی تیم هستی!، روزنامه شیراز نوین

شیراز نوین: از ارژن می‌توان به عنوان عجیب‌ترین نام در بین تیم‌های‌حاضر در لیگ برتر فوتسال ایران یاد کرد. تیمی‌که هر ساله با مشکلات عدیده‌ای‌کار را آغاز می‌کند، در میانه فصل مشکلاتش به جایی می‌رسد که حتی تا آستانه کناره گیری و انحلال پیش می‌رود اما به پایان فصل که می‌رسیم، شاهد جشن بقای این تیم هستیم و همه راضی هستند که تیمی‌با کوله باری از مشکلات که هر ساله تعداد زیادی از ستاره‌هایش را هم از دست می‌دهد، توانسته باز هم جایگاه فوتسال شیراز در بالاترین سطح مسابقات کشوری را حفظ کند.
هر سال به روزهای نخست تیرماه که می‌رسیدیم، در آستانه آغاز لیگ برتر فوتسال بودیم اما امسال شرایط همه چیز متفاوت است. کرونا باعث شده همه در بلاتکلیفی به سر ببرند و حتی قهرمان فصل گذشته رقابت‌ها هم هنوز مشخص نیست و روز جمعه همین هفته با برگزاری دیدار برگشت فینال، لیگ سال 98 رسما به پایان خواهد رسید. 
حالا و در روزهایی که هیچ خبری از باشگاه ارژن به گوش نمی‌رسد، حمیدرضا کمالی سرمربی این تیم درد دل‌هایی درباره وضعیت عجیب این تیم در فصل گذشته را با شیرازنوین در میان گذاشته که در ادامه می‌خوانید.
شرکت کردیم فقط به خاطر اینکه امتیاز استان از دست نرود
همه در جریان هستند که ما با یک پازل ناقص وارد لیگ شدیم. متأسفانه دیر اقدام کردیم و تیم به خاطر نبود زمان کافی، خیلی بد بسته شد. وقتی مهندس کریمی‌اجازه داد تا تیم در مسابقات شرکت کند، فقط یک هفته باقی مانده بود و ما همین قدر فرصت داشتیم تیم را ببندیم. خیلی بازیکنان از ما جدا شده بودند و ما یک تست گذاشتیم و چند بازیکن را از تست بیرون کشیدیم. چند بازیکن هم از سایر شهرها آوردیم، مثل سعید بلباسی، میثم ایلانلو و حسن عسگری. من هم می‌دانستم که اگر شرکت نکنیم، امتیاز استان از دست می‌رود اما این را هم می‌دانستم که چه کار سختی در پیش داریم. وارد مسابقات هم که شدیم، علی‌رغم انجام بازی‌های‌قابل قبول، نتایج خوبی کسب نمی‌کردیم. دلیلش هم همان ناقص بودن پازل تاکتیکی‌مان بود. با وجود همه نواقصی که داشتیم، در اواخر نیم فصل، دو بازیکن با سابقه و در واقع کاپیتانمان را هم از دست دادیم. مرتضی کشاورز و رضا جوانبخت اعلام کردند که دیگر نمی‌توانند تیم را همراهی کنند. نیم فصل که تمام شد، ما تیم آخر جدول بودیم و با تیم بالای سرمان هم سه امتیاز فاصله داشتیم. فقط هشت امتیاز، با تفاضل گل بسیار پایین و وضعیتی خراب. در عمر مربیگری من سابقه نداشت که این اتفاق بیفتد. 
دشواری‌های‌آغاز کار و نیم فصل اول
من از همان ابتدای فصل به مهندس گفته بودم که فقط تا هفته چهارم می‌توانم بمانم و پس از آن باید به فکر مربی جدید باشید. به هفته چهارم که رسیدیم، قرار شد خود من بروم و با دو سه مربی صحبت کنم که بیایند تیم را دستشان بگیرند، اما شرایط مالی آنها برای باشگاه خیلی سنگین بود. این شد که در جذب مربی ناکام ماندیم و مهندس کریمی‌از من خواست که بمانم. فکر می‌کنم با توجه به اینکه هیچکس حاضر نشد با شرایط موجود در باشگاه ارژن کنار بیاید و هدایتش را به عهده بگیرد، به خیلی‌ها ثابت شد که منِ حمید کمالی، چطور دارم اینجا کار می‌کنم. من هم به آقای کریمی‌گفتم تا نیم فصل می‌مانم اما بعید می‌دانم این تیم جان بگیرد. در ادامه چند برد و مساوی آوردیم و به نیم فصل که رسیدیم، دیدیم نمی‌توانیم ادامه بدهیم. خودم هم دیگر روحیه و انگیزه‌ای‌ برای ادامه کار نداشتم. دو بازیکن که گفتم جدا شده بودند، یکی دو بازیکن هم قصد جدایی داشتند. مصطفی فخری درخواست جدایی داده بود و میثم ایلانلو هم قرار بود از باشگاه برود. در نیم فصل چند روز تیم تعطیل شد و یک روز با مهندس کریمی‌صحبت کردم و گفتم یا باید تمرینات تعطیل شود، یا امتیاز باشگاه را واگذار کنید. اگر هم قرار است ادامه بدهیم، باید محکم برویم و ادامه بدهیم. خودم هم با وجود تمام مشکلات، اما یک لحظه تصمیم گرفتم بمانم و کار کنم. می‌خواستم به همه نشان بدهم که کارم را بلدم و علت ناکامی‌در نیم فصل اول، فقط مشکلات زیادی بود که باعث شد دیر تیم را ببندیم. در نهایت با مهندس کریمی‌توافق کردیم که به هر صورتی شده نیم فصل دوم را شروع کنیم. در اولین گام تصمیم گرفتم با محمد بیضایی‌نژاد که بازیکن سابق خودمان بود صحبت کنم و او را به شیراز بیاورم. محمد که آمد، ما سبک کار تیم را عوض کردیم. رضایت‌نامه میثم ایلانلو را هم دادیم برود. میثم بازیکن خوب تیم ما بود اما سبک بازی‌اش طوری بود که با اینکه تماشاگر پسند بود اما در کار گروهی ما خلل ایجاد می‌کرد.  با اینکه بازیکن مورد علاقه من بود اما تصمیم گرفتم او را کنار بگذارم. بجز محمد بیضایی‌نژاد، علی عرب‌زاده را هم از تیم ملی امید افغانستان آوردیم. من او را در مسابقات امیدهای آسیا که در تبریز برگزار می‌شد زیر نظر داشتم و از اوایل نیم فصل اول در تمرینات ما حضور داشت اما دو ماه با او کار کردیم تا توانستیم از نظر فنی و حرفه‌ای‌او را به شرایط مسابقه برسانیم. با فخری و جوانبخت هم صحبت کردیم که بیایند سر تمرین و بدین ترتیب، تمرین تیم شکل گرفت. شش روز خوب تمرین کردیم، مهندس کریمی‌هم تیم را ساپورت مالی می‌کرد. همه چیز داشت به خوبی پیش می‌رفت تا اینکه خبر بدی رسید. شنیدیم که محمد بیضایی نژاد به عراق رفته و می‌خواهد با یکی از تیم‌های‌این کشور قرارداد ببندد! این خبر باعث نا امیدی بازیکنان شد. مصطفی و رضا دوباره نیامدند و روحیه سایر بچه‌ها هم پایین آمد. مهندس کریمی‌هم گفت: خب چه فایده دارد؟ وقتی خودشان نمی‌خواهند، تیم را تعطیل کنید تا ما هم بی‌جهت هزینه نکنیم. به این ترتیب، دو روز قبل از بازی با آذرخش در بندرعباس، تمرینات تیم تعطیل شد. نامه‌ای‌به هیئت فوتبال زدیم که نمی‌خواهیم شرکت کنیم. یک روز مانده به بازی با آذرخش، جلسه‌ای ‌در هیئت فوتبال برگزار شد که اینجا برای اولین بار می‌خواهم جریان آن جلسه را تعریف کنم.
جلسه اضطراری، یک روز پیش از آغاز نیم فصل دوم
در این جلسه آقایان هنرپیشه، امامی‌فر، کاووس عباسی، سالاری از اداره ورزش و جوانان، مهندس کریمی، خبازیان سرپرست تیم و همچنین مرحوم چهابدار حضور داشتند. مهندس کریمی‌در این جلسه عنوان کردند که دیگر نمی‌توانند تیم داری کنند چون هیچ کسی کمک نمی‌کند، محمد بیضایی هم رفته و تیم از هم پاشیده. با چه پولی و چه روحیه‌ای‌برویم بندر؟ مشخص است که با این وضعیت تیم سقوط می‌کند و این همه هزینه کردن و حمایت نشدن ما را ناامید کرده است. نمی‌خواهیم ادامه بدهیم. عده‌ای هم در همان یکی دو روزی که ما اعلام کردیم نمی‌خواهیم ادامه بدهیم، آمده بودند که گفته بودند امتیاز را به ما بدهید اما همه‌اش الکی بود. هیچکس جرأت نمی‌کند بیاید به این راحتی امتیاز تیم لیگ برتری را بگیرد و هزینه‌اش را از جیب بدهد. حداقل در شیراز کسی جرأت این کار را ندارد. صحبت‌های‌زیادی در آن جلسه انجام شد و خروجی جلسه این شد که تیم ادامه بدهد. ما گفتیم شرایط این است، تیم ما فردا با بندر بازی دارد، شما شرایطتان را اعلام کنید. آقای سالاری گفتند ما 150 میلیون می‌دهیم و پول محمد بیضایی‌نژاد را هم پرداخت می‌کنیم. این را که گفتند، آقای مهندس کریمی‌هم گفتند من نمی‌دانم، آقای کمالی خودش باید تصمیم بگیرد که چه کار می‌خواهد بکند. این را هم بگویم که تا امروز که دارم این صحبت‌ها را انجام می‌دهم، از آن 150 میلیونی که قول دادند نهایتاً 50 میلیون به باشگاه ارژن پرداخت شده.
به من گفتند تو علت از هم پاشیدگی تیم هستی!
در این جلسه یکی از کسانی که حاضر بود حرفی زد که باعث ناراحتی من شد. وی گفت: آقای کمالی باعث خراب شدن و از هم پاشیده شدن تیم است. چون او اگر به بازیکن‌ها بگوید بیایید می‌آیند و اگر هم بگوید نیایید نمی‌آیند. من هم ناراحت شدم و گفتم بله اصلاً من گفتم نیایند! من هشت نه سال است دارم در این باشگاه زجر می‌کشم. همه می‌دانند تمام وظایف مدیریتی، سرپرستی، تدارکات و مربیگری روی دوش من است. حالا می‌گویید من علت از هم پاشیدگی تیم هستم؟ متأسفانه یک سری آدم‌هایی در شیراز هستند که این صحبت‌ها را انجام می‌دهند و البته من هیچ اهمیتی به آنها نمی‌دهم اما آن دوستمان در آن جلسه که سمت بالایی هم دارند، این حرف را زدند. من هم محکم جوابشان را دادم و گفتم اگر این تیم امروز حضور دارد، بخاطر تلاش‌هایی است که پس از مهندس کریمی، شخص من انجام داده‌ام. اگر من نبودم امتیاز این تیم از دست رفته بود و آبروی استان هم! من آبرویم را گذاشتم در این کار. ضمن اینکه من باید روی بازیکنانم نفوذ داشته‌باشم وگرنه نمی‌توانم تیم را کنترل کنم.
روسفید شدیم و در لیگ ماندیم
زمانی که قرار شد نیم فصل دوم را شروع کنیم، فقط یک روز تا بازی در بندرعباس مانده بود. دوباره زنگ زدیم به تک تک بازیکنان. بعضی از آنها اصلاً نبودند و نتوانستند بیایند و در نهایت با 7 نفر راهی بندرعباس شدیم. شب ساعت 10 حرکت کردیم و صبح روز بازی به بندرعباس رسیدیم. محمد بیضایی‌نژاد هم صبح بازی خود را از عراق به بندرعباس رساند. بازی هم که شروع شد من رفتم بالا نشستم. الکی به بچه‌ها گفتم محروم هستم. نمی‌خواستم روی نیمکت بنشینم و آن روز بازیکنان جوان ما بازی فوق‌العاده‌ای ‌انجام دادند و بازی سه - سه شد و اولین امتیاز را گرفتیم. در ادامه لیگ هم با قدرت کارمان را ادامه دادیم. با اینکه از نظر تعداد بازیکن خیلی مشکل داشتیم و خیلی از بازی‌ها را با همین شش هفت نفر ادامه دادیم. خیلی زحمت کشیدیم تا توانستیم خودمان را از انتهای جدول جدا کنیم. اوج کار ما بازی در کرج مقابل مقاومت البرز بود که در ثانیه‌های‌آخر مساوی گرفتیم یا روزی که در ورامین پیروز شدیم برابر تیمی‌که 5 بازی متوالی پیروز شده بود. بعضی بازیکنان ما در نیم فصل دوم با رباط پاره یا مچ پای شکسته بازی می‌کردند. فخری فقط در چند بازی برای ما به میدان رفت و محمد بیضایی‌نژاد را هم در چند بازی حساس آخرمان از دست دادیم. اما خدا خواست به بعضی‌ها بگوید که عزت و ذلت دست من است. بالاخره توانستیم در قصه فصل گذشته روسفید شویم. امیدوارم مشکلاتی که برای ما در فصل گذشته پیش آمد، برای هیچ کسی، هیچ تیمی‌و هیچ مربی پیش نیاید. 
فعلاً از فصل جدید خبری نیست
فعلاً برای فصل جدید هیچ خبری نیست. تیم ما که هنوز تسویه حساب‌هایش از فصل گذشته مانده و مهندس کریمی‌دنبال پرداخت طلب‌های‌بازیکنان است. وی یک مرد به تمام معناست. مثل مدیران بعضی باشگاه‌ها نیست که بازی‌ها که تمام شود کار را رها کند. همیشه قدرشناس بچه‌ها و کادر فنی بوده‌است. درست است قراردادها خیلی پایین است اما او همیشه پیگیر پرداخت مطالبات بازیکنان بوده و هست. اما برای فصل بعد کار سخت است. می‌بینید که وضعیت مملکت بخاطر شیوع بیماری خیلی سخت شده و کارخانه ارژن هم از این قاعده مستثنی نیست. از لحاظ کمک‌ها هم کمک خاصی نمی‌شود و بعید است ارگانی هم بخواهد وارد شود و حمایت کند. خیلی از بازیکنانی هم که سال گذشته چهره شدند و امسال می‌توانستیم استفاده بهتری از آنها ببریم، دیگر رفته‌اند. داوود خسروی، حمید قهرمانی، مصطفی فخری و رضا طهماسبی چهار بازیکنی هستند که سرباز شدند و جدا شدند. حالا دوباره اگر بخواهیم تیم بدهیم باید دنبال جذب بازیکن باشیم. کار خیلی سخت است و اگر قرار باشد تیم‌داری کنیم باید از مدت‌ها قبل به فکر باشیم. مشکلات زیادی وجود دارد که باید حل شود. خود من هم قرار بود از ابتدای امسال برای مربیگری در یکی از کشورهای همسایه حضور داشته‌باشم اما شیوع کرونا باعث شد آن قضیه کنسل شود. البته هنوز هم دنبال کار من هستند اما فعلاً همین جا هستم. من هر جا هم بروم به ارژن وابسته هستم اما دیگر نمی‌توان با شرایط فصل گذشته و سال‌های‌قبل کار کرد. هر سال خدا کمک کرده و توانسته‌ایم بمانیم اما دیگر پیش خدا هم انسان باید گاهی احساس شرمندگی کند. باید خودمان هم حرکت کنیم. من که دیگر توان این را ندارم که با وضعیت سال‌های‌قبل کار کنم. 
ارژن برای بالانشین شدن به دو سه میلیارد تومان کمک مالی احتیاج دارد.
از کمالی پرسیدیم که تیم ارژن برای تبدیل شدن به یک تیم مدعی قهرمانی به چه مقدار پول برای بستن تیمش احتیاج دارد. او در پاسخ به این سوال گفت: من فکر می‌کنم برای تبدیل شدن به مدعی، به یک بودجه دو سه میلیاردی نیاز داریم. تیم‌هایی مثل مس و گیتی از این هم بیشتر هزینه می‌کنند. ما پتانسیل‌های‌لازم برای قهرمانی را از لحاظ بازیکن در همین استان داریم. همین بازیکنان شیرازی که در تیم‌های‌دیگر بازی می‌کنند اگر در شیراز پول کافی به آنها داده شوند می‌آیند و بازی می‌کنند. باید طوری تیم را ببندیم که ارژن مثل گذشته یک تیم ته جدولی نباشد که به تماشاگرانش استرس بدهد. تماشاگرانی که فوق‌العاده هستند و چقدر عالی تیم را تشویق می‌کنند. چه خاطرات خوبی برایمان رقم زدند با حضور پرشورشان. حیف است که این تماشاگران از دیدن تیمشان محروم شوند. امیدوارم اگر قرار است لیگ هم شروع شود، شرایط طوری باشد که تماشاگران هم حضور داشته باشند. امیدوارم ارگان‌هایی هم که می‌توانند، بیایند کمک کنند. مسئولان ارگان‌های‌مختلف باید بدانند که برای هر بازی ما چندهزار تماشاگر به سالن می‌آید و این کار را کارخانه ارژن دارد انجام می‌دهد. پس آنها هم بیایند در این کار خوب سهیم باشند. متأسفانه ما پخش تلویزیونی هم نداریم و همین باعث می‌شود که از اسپانسر هم محروم شویم. امیدواریم از حالا پخش تلویزیونی هم داشته‌باشیم تا اسپانسرها هم بیایند. می‌شود این تیم را ساخت به شرطی که بعضی‌ها با خصومت به این تیم نگاه نکنند. انگار در همین شهر بعضی‌ها از وجود این تیم ناراحتند. 
تماشاگران، ارژن را با همین نام دوست دارند
قصد من این بود که قصه سختی‌های‌فصل گذشته را بازگو کنم. بچه‌ها و کادر فنی ما فصل سختی را پشت سر گذاشتند اما بالاخره این فصل با شیرینی تمام شد و در لیگ ماندیم. این خیلی ارزشمند بود که با دست خالی توانستیم سهمیه شیراز را حفظ کنیم. من امیدوارم تیم‌های‌زیادی از شیراز و فارس در لیگ برتر و لیگ یک حضور داشته باشند اما امتیاز باشگاه ارژن به نام ارژن زیباست. درست است که خیلی‌ها چشم دیدنش را ندارند اما آنها مهم نیستند. ارژن و تماشاگرانش مهم هستند که این تیم را به همین نام دوست دارند. همانطور که برق و فجر را همه به همین نام‌ها می‌شناسند و دوست دارند و اگر کسی بخواهد بیاید امتیاز این تیم‌ها را بخرد و نامشان را عوض کند، هیچ ارزشی ندارد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی