[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۲۳
  • دوره جدید

دموکراسی اجتماعی، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

اعتیاد و سلسله آسیب‌های اجتماعی در حال گسترش است و حساسیت ما به دلیل شیوع بحران، هر روز کمتر از گذشته می‌شود. بر اساس آمار قربانیان به این نتیجه می‌رسیم که کنش‌های سنتی به واکنش‌های مؤثر نمی‌انجامد و برای مقابله با بحران باید به رویکردهای نوینی متوسل شد. در برهه‌ای باور عمومی جامعه بر این بود که فرد مبتلا باید در زیرزمین‌های تاریک و نمناک به تخت‌های فلزی زنجیر شود و افیون را با راهکارهای شلاقی از بدن او بیرون راند. اما امروزه به این حقیقت دست یافته‌ایم که مواد مخدر قبل از آنکه از جسم قربانیان زدوده شود، باید از فکر و ضمیر ناخودآگاه بیماران پاک شود...

 برای داشتن جامعه‌ای عاری از مخدرهای سنتی و صنعتی هنوز هزار راه نرفته پیش رو داریم. سخت افزارها و نرم افزارها باید از نو تعریف شوند و تفکرات علمی و مفاهیم آسیب شناسی جایگزین باورهای نادرست گردند. 
تجربه و کارنامه بسیاری از مدیران ما در بردارنده این مهم است که بیشترین قوای فکری انها صرف درمان مسئله می‌شود و این در حالی است که در شاهراه پیشگیری با مسیر به مراتب هموارتری روبه‌رو هستیم. به بیانی ساده تر همانقدر که ما در نقاط آلوده شهری نیازمند حضور پلیس و قوای انتظامی و اطلاعاتی هستیم، بیشتر از آن نیازمند دانش متخصصانی توانمند و امکانات کافی برای پیشگیری از اعتیاد می‌باشیم تا تقاضا برای خانواده مخدرها کاهش یابد. این مضامین را با نگاهی عمیق‌تر مرور کنیم. سرای محله، مرکز مشاوره و صیانت از بنیان خانواده و خانه محله؛ به راستی مردم ایران و حتی جامعه اندیشمندان تا چه اندازه از پتانسیل‌های ارزشمند آنها در راستای پیشگیری هوشمندانه از سلسله آسیب‌های اجتماعی اطلاع دارند. شاید اقشار اندکی از جامعه با گوشه‌ای از کارکردهای ساختارهایی نظیر فرهنگسراها آشنا باشند و تعریفی جز برپایی گالری‌های نقاشی و تماشاخانه‌های تئاتر برای آنها ارائه کنند. در حالی که مراکزی نظیر سراهای محله، خانه‌های محله و مراکز مشاوره و صیانت از بنیان خانواده با خاستگاه مردم مدارانه ای که از آن برخوردارند نقش بسزایی در رکود آسیب‌های اجتماعی دارند. این گونه پایگاه‌های مردمی می‌توانند نقش ارزنده ای در جذب انرژی‌های منفی ایفا کرده و زمینه را برای بروز دموکراسی اجتماعی -یعنی تصمیم گیری مردم برای مردم در زمینه چالش‌های اجتماعی- مهیا سازند. در چنین ساختاری جبهه گیری افکار عمومی در سفلی ترین آستانه خود قرار می‌گیرد؛ چرا که تمامی ارکان سرای محله و مراکز مشاوره و صیانت از بنیان خانواده دارای خاستگاه ارزنده مردمی هستند و حاکمیت با نگاهی مردم مدارانه و دلسوزانه به تهیه زیرساخت‌های لازم همت گماشته و بهره برداری از آنها را به اقشار واجد شرایط می‌سپارد. با تراکم اقشار دردمند در چنین آوردگاه‌های باارزشی شاهد واگویی عقده‌ها، چاره گشایی از چالش‌ها، استفاده از ظرفیت ریش سفیدان و خردمندان، تخلیه روحی و روانی گره‌های عاطفی و مضامینی از این دست بوده و به طور حتم با سرمایه گزاری در این عرصه آسیب‌های اجتماعی به سردمداری اعتیاد سیر نزولی می‌پیمایند. در نظر داشته باشیم بسیاری از افراد معتاد از سر کنجکاوی، بیچارگی، تنهایی، فقر، قرارگیری در محافل آلوده و دلایلی از این دست به ورطه شوم اعتیاد فرو افتادند و این در حالی است که ساختارهای مردمی در سرای محله و مراکز مشاوره و صیانت از بنیان خانواده دارای پتانسیل‌های ارزشمندی برای اطلاع‌رسانی و همیاری هستند.
مطابق آمار سازمان جهانی مبارزه با مواد مخدر، ایران برای سالیان متوالی در رده نخست کشف و امحای خانواده افیون‌ها قرار دارد و هرساله شماری از بهترین فرزندان میهن در قالب قوای انتظامی، نیروهای امنیتی و سربازان گمنام امام زمان(عج) برای دستیابی به این آمار افتخار آمیز به شهادت می‌رسند. به همین دلیل بهتر است در جبهه‌های کاهش تقاضا هم گام برداشته و با رویکردهای نوین زمینه‌های پیشگیری‌های هوشمندانه را فراهم سازیم. 
در شهر شیراز اولین سرای محله در سال 96 با هدف مدیریت محله محور به همت سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری شیراز آغاز به کار کرد و امید می‌رفت شاهد گسترش آنها در مقیاس وسیع تری در سایر محله‌ها هم باشیم. متأسفانه شمار آوردگاه‌های پرخطر که در آن معتادان متجاهر و آسیب‌دیدگان اجتماعی لانه کرده‌اند در کلانشهر شیراز پرشمار است و در مجاورت آنها با اقشار کمتر برخورداری روبه‌رو هستیم که با شتاب فراوان مرزهای فقر و تنگدستی را در هم نوردیده و به آسیب اعتیاد به عنوان اتفاقی سهل و روزمره و گلوگاهی برای رهایی می‌نگرند. به طور حتم سراهای مردمی در این گونه محلات می‌تواند نقش ارزنده ای در فرایندهای پیشگیری ایفا کند و زمینه بازگشت فرد مبتلا به جامعه را فراهم سازد. از سوی دیگر رسالت انسان محوری به مجموعه شهرداری حکم می‌کند تا حفظ شأن و کرامت انسانی را بر تعمیم بتن مقدم دانسته و به جای ساخت پل‌ها و زیرگذرهایی که گره‌های ترافیکی را به خیابان‌های مجاور پرتاب می‌کنند، زمینه را برای انسان مداری فراهم سازد. متأسفانه در کشور ما و همه کشورهایی که برای پیمودن گام‌های توسعه قدم‌های عجولانه ای برمی‌دارند، این مشکل اساسی وجود دارد و همیشه پروژه‌های مبتنی بر سیمان و میلگرد و بتن بر فعالیت‌های انسان محورانه مقدم هستند. نتیجه کار چنین می‌شود که هویت رفیع انسانی با گرفتاری در معرض چالش هایی نظیر اعتیاد پایمال شده و کرامت انسانی با اختصاص بودجه‌های نادرست به زیر سؤال می‌رود. حال باید دید که مجموعه شهرداری شیراز در کنار سرمایه گزاری برای بزرگراه‌ها، پل‌ها، نورپردازی‌ها، فرهنگسرای اقوام بهمن‌بیگی، ایستگاه وکیل‌الرعایا و زیرساخت‌هایی ضروری از این دست تا چه اندازه در روزهای کسری بودجه برای ساخت سرا و خانه محله، مراکز مشاوره و صیانت از بنیان خانواده سرمایه‌گزاری‌های مادی و معنوی انجام خواهد داد. به طور حتم کارنامه هیچ دستگاه و هیچ نهاد و هیچ سازمانی در قبال آسیب‌های اجتماعی و چالش‌های مدنی خنثی و بی مسئولیت نیست و برای درمان ابربحران‌هایی نظیر اعتیاد نیازمند همیاری‌های فرادستگاهی و تعاملات هوشمندانه هستیم. مسیر تکامل و تعالی بشر از شاهراه ارتقای فرهنگ عمومی می‌گذرد.
پی‌نوشت:
شهردار شیراز: برای رفع مشکلات فرهنگی اجتماعی موجود در کلانشهرها، باید به سمت بازتولید نظام محله‌ای و احیای هسته 
دانایان برویم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی