[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۲۳
  • دوره جدید

شلبال در جوار رودبال، روزنامه شیراز نوین

دورتادور زمین فوتبال همه به انتظار نشسته اند. مرد و زن، آنکه از نشا و شالیکاری بازگشته، آنکه از سرکار بازگشته، آنکه فوتبال‌دوست است و آنکه حتی تا به حال فوتبال ندیده؛ همه منتظر آغاز فوتبال هستند.
زمین فوتبال، خاکی نیست، چمن نیست، آسفالت هم نیست. مسابقه فوتبال هم نیست. مسابقه ای شبیه فوتبال، درون زمینی پر از خاک‌های خیس یا درون زمینی شل‌شلی به شروعش نزدیک می‌شود. اینجا روستای درب قلعه رودبال در ایج استهبان است. تیمی از استهبان و دو تیم از روستا می‌خواهند پایین روستا در کنار اقامتگاه خانه دایی مسابقه دهند. ناصر رستگار از اهالی روستا و امین فائضی جوانی علاقه‌مند از بچه‌های استهبان سرپرستان مسابقه هستند.
بازیکنان یکی یکی وارد زمین می‌شوند. با پاهای برهنه درون گل فرو می‌روند. آفتاب، عمود می‌تابد، هوا گرم و نیمه شرجی است.
 تماشاگران 200 نفری هستند. بعضی از کودکان درون شیپور می‌دمند. همه یک دقیقه ساکت می‌شوند به احترام فوت مهدی طالبی یکی از فوتبالیست‌های روستا. مسابقه با سوت حسین مفتاح با کمک وحید مفتاح آغاز می‌شود. با سوت حسین، مسابقه آغاز می‌شود. نخستین حرکت، نخستین ضربه به توپ و نخستین خنده تماشاگران. توپ به فاصله نیم متر از جایش فاصله می‌گیرد. خاک‌های خیس هم از جا کنده می‌شود. به درون هوا به سمت تماشاگران و به سر و صورت بازیکنان می‌خورد.
درون میدان رحیم زاهدی، رضا یگانه دوست، پوریا دیندارلو، امین آور، علی بلوچی، افشین سالاری و سهیل بلوچی برای تیم روستای درب قلعه رودبال و اسماعیل ضیایی پور، رضا ضیایی پور، سینا ضیایی پور، سعید ضیایی، حسین صافی، محمد رضا فائضی و جواد محبی برای تیم استهبان با نام شهید ضیایی پور مسابقه می‌دهند.
در ادامه مسابقه، توپ با ضربه رضا یگانه دوست دیرک دروازه‌های آبی‌های استهبان را می‌لرزاند. رودبالی‌ها باز هم چارچوب دروازه آبی‌ها را نشانه می‌روند اما به گل نمی‌رسند.
نوبت به افشین سالاری می‌رسد که حمله ای را تدارک ببیند. او تیمش را صاحب یک ضربه کرنر می‌کند. هم تیمی اش به او پاس می‌دهد و نخستین گل بازی به نام افشین ثبت می‌شود.
یاران قلعه یک بر صفر جلو می‌افتند. بازی دوباره جریان پیدا می‌کند. سرعت بازیکنان درون زمین گیر می‌کند. توپ به زحمت تا دروازه‌ها می‌رسد. درون گل گیر می‌کند و توسری می‌خورد. مقاومت می‌کند و از جایش بلند نمی‌شود. گاه بازیکنان تا زانو درون گل فرو می‌روند و تماشاگران را می‌خندانند.
بچه‌های درب قلعه به گل دوم می‌رسند. همه کارها را رضا یگانه دوست می‌کند. موقعیت را رضا برای رحیم می‌سازد. توپ با ضربه رضا برای بار دوم به دیرک دروازه آبی‌ها اصابت می‌کند و به زیرپای رحیم می‌آید و دومین گل مسابقه به نام رحیم زاهدی برای بچه‌های قلعه ثبت می‌شود. داور پایان نیمه نخست را اعلام می‌کند.
 بچه‌های استهبان در 10 دقیقه دوم به دنبال جبران دو گل خورده هستند. دو بار حمله می‌کنند اما در زدن ضربه آخر دقتی نمی‌کنند و ناکام می‌مانند.
 بچه‌های قلعه صاحب توپ می‌شوند تا این حملات را تلافی کنند. ضربه برگردان افشین سالاری با فاصله کمی از کنار دروازه بچه‌های استهبان به اوت می‌رود.
چند دقیقه بعد سهیل بلوچی به فکر گلزنی می‌افتد اما ضربه او هم با بی دقتی به هدر می‌رود تا بچه‌های قلعه نتوانند به گل سوم برسند.
بازی به دقیقه پایانی می‌رسد. بچه‌های قلعه فرصت دیگری دارند تا به گل سوم برسند. داور به نفعشان پنالتی اعلام می‌کند اما این ضربه به جای چارچوب، فضای بالای دروازه را می‌شکافد و بازی با همان نتیجه دو بر صفر به سود تیم درب قلعه رودبال به پایان می‌رسد.
بچه‌های قلعه بعد از این برد باید مسابقه دیگری را هم پیروز شوند تا به جایزه تعیین شده دست پیدا کنند.دومین حریف آنها یکی دیگر از تیم‌های روستایشان است. تیمی با حضور مسعود معمارپور، سید خالق کوچک زاده، سید جواد کوچک زاده، محمود نکونام، رسول عاجلی، پیمان جعفرنیا، محسن سلمان پور و مهراب آهویی.
تیمی دارای قدرت بدنی بالاتر و بازیکنانی تازه‌نفس‌تر. جوان‌ترینشان مسعود است با بازیگوشی هرچه تمام‌تر.
هر دو نیمه این مسابقه با تساوی بدون گل سپری می‌شود تا تیم‌ها برای پیروزی و کسب جایزه مسابقات چشم به پنالتی‌ها بدوزند. همه بازیکنان پنالتی هایشان را خراب می‌کنند جز پیمان جعفر نیا که گل او پیروزی و قهرمانی را به دومین تیم روستا هدیه می‌دهد. کاپ پیروزی به یاران پیمان می‌رسد. 
غروب روستا دل انگیز و خاطره انگیز است. آخرین تیغ‌های آفتاب بر روی زمین‌های نشاکاری شده و بر روی رودخانه رودبال کشیده می‌شود. همه خوشحال به خانه‌ها می‌روند تا فردایی دیگر را آغاز کنند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی