[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۴
  • دوره جدید

مردم برای مردم، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

فقر هم مثل زلزله و سونامی ویرانگر است. ایمان و شرافت در میان مردمی ‌که به درد تنگدستی مبتلا شدند، رخت بربسته و ارزش‌ها جای خود را به مضامین مذموم می‌‌دهند. دهک‌‌های ‌اقتصادی یکی پس از دیگری طعمه شاخص فلاکت می‌شوند و اقشار متوسط کوچ ناخواسته‌ای را به زیر خط فقر تبعید‌ آغاز می‌کنند. آسیب‌های ناشی از بحران‌های اقتصادی در جامعه رو به رشد گذاشته و توده‌های مردمی مستعد ریا و بزهکاری و بحران‌ می‌شوند. مردمان مبتلا به تنگدستی نشانی از تعالی و تکامل ندارند. به همین دلیل عملیات زدایش فقر وظیفه همه نهادها و دستگاه‌ها‌ و تمامی ارکان جامعه است و باید این تفکر در اذهان عمومی نهادینه شود که گسترش قلمرو نیازمندان مقارن با شیوع آسیب‌های جتماعی‌ و مفسده‌‌ها ‌و هنجارشکنی‌هاست...

 شاید بنا بر همین برهان باشد که نصیحت و نکوهش خط فقری‌ها ‌هیچ وقت مؤثر واقع نمی‌‌شود و همه طیف‌های جامعه تاوان شوم آن را پس خواهد داد. زندانیان، کودکان کار، معتادان، کارتن خواب‌ها، بزهکاران و به طور کلی آسیب‌ دیدگان اجتماعی هزینه‌‌های ‌مادی و معنوی دوچندانی را بر اجتماع و اقتصاد کشور تحمیل کرده و زمینه از هم گسیختگی خانواده‌‌ها و وقوع جرم را تقویت می‌گنند. به همین دلیل، اجرای سیاست‌‌های ‌مدون سه قوه برای فقرزدایی از اهمیت روزافزونی برخوردار است و همه ارکان حکومت و حاکمیت موظفند در کنار برنامه‌های ‌بلندمدت، راهکارهای ضربتی و کوتاه مدتی را برای جلوگیری از گسترش قلمرو فقر در دستور کار قرار دهند. 
به موازات وظیفه خطیر قوای سه‌گانه و در راستای بهبود وضعیت اقتصادی اقشار فرودست، مسئولیت‌‌هایی برای مردم هم تعریف شده است. تحلیل هرم ثروت ایران دربردارنده این مهم است که با وجود همه تحریم‌‌ها و بحران‌هایی که در کشاکش آنها گرفتار آمده‌ایم، شمار نوکیسگان انگشت‌‌شمار نیست. این اقلیت ویژه توانسته ‌اند از نابسامانی‌‌ها و روابط نامشروع اقتصادی به ثروت‌های ‌شبهه برانگیزی دست یافته و بنا بر خاستگاه حقیرشان حتی نیم ‌نگاهی هم به فرودستان ندارند. با مروری گذرا بر خیابان‌های کلان ‌شهرهای ایران، با نشانه‌های ‌بسیاری روبه‌رو می‌‌شویم که ‌انباشتگی ثروت را جار می‌‌زنند و هر روز بر اندازه تمکن مالی شماری از نوکیسگان افزوده می‌‌شود. اگرچه وضعیت معیشتی هرم میانی و فرودست جامعه به سمت و سوی مستمندی پیش‌ می‌رود و چالش‌‌های ‌اقتصادی و هجمه بی ‌ثباتی‌‌ها ‌امان مردم را بریده است؛ اما شماری از رانت‌ خواران متصل در مسیر این آسیب‌ها ‌برآشفته نمی‌‌شوند و در بحبوحه کوران‌‌های ‌اقتصادی، تحولات مثبتی در ارقام سرمایه‌‌های آلوده آنها پدید‌ می‌‌آید. 
با این همه نباید با عینک بدبینی همه نشانه‌‌های تمول و ثروت را به عنوان شاخصه‌‌هایی از رانت‌، فساد، سودجویی و مواهب آلوده آقازادگی ناخلف دانست. بلکه گروه قابل ملاحظه ‌ای ‌از ثروتمندان جامعه ایران با تکیه بر هوش، تلاش، خلاقیت و سخت‌کوشی به موفقیت اقتصادی دست‌ یافته و لایق رفاه هستند. به همین دلیل باید با اقدامات تبلیغاتی زمینه یاری رساندن آنها به مستمندان را فراهم آورد و از آنها خواست تا در راستای ریشه‌ کنی فقر گام‌‌های ‌استواری بردارند. به یاد داشته ‌باشیم که غنی‌ سازی بنیه مادی جامعه و کمرنگ کردن درماندگی مستمندان، فقط در حیطه وظایف انحصاری دولت‌ها ‌نیست؛ بلکه در نصایح دینی و ارزش‌‌های ‌به جا مانده از تمدن اصیل ایرانی، عموم جامعه باید در زمینه کیفیت زندگی هم‌نوعان احساس مسئولیت کرده و در روزهای مبادا به یاری یکدیگر بیایند. با این همه به نظر‌ می‌‌رسد در روزگار معاصر اقشار متمکن جامعه ایران آن چنان که شایسته است در قبال زندگی زاغه‌ نشینان و حاشیه‌ نشینان و کودک ‌کار و فرودستان احساس مسئولیت نکرده و در برابر وضعیت ناگواری که از بامداد خمار تا شامگاهان دلگیر بر آنان‌ می‌‌گذرد، خود را به آلزایمر می‌زنند. 
با گذری بر مناطق فقیرنشین شیراز، با این حقیقت دردناک روبه‌رو ‌می‌شویم که بسیاری از هموطنان حتی از امکانات حداقلی زندگی محروم‌اند و متأسفانه نشانه‌‌های ‌غم‌انگیزی از زاغه‌نشینی ‌درکرانه‌‌های ‌شهرهای بزرگ همچنان پابرجاست. بسیاری خانواده‌ها در حالی شب را به بامداد‌ می‌‌رسانند که ترس ریزش سقف و بی‌ خانمانی در کنار دغدغه‌‌های ‌معیشتی بر وجودشان سایه افکنده است. در کمال تأسف، بسیاری از خانواده‌های نیازمند از امکانات حداقلی مانند تغذیه، آموزش، خدمات درمانی و بهداشتی، پوشاک مناسب و حتی وسایل اولیه زندگی محروم‌اند و این در حالی است که بسیاری از مرفهان بی دغدغه به منظور ادای نذر، سفره‌‌های ‌رنگین و خوش ‌رنگ و لعابی را برای خویشاوندان فربه تدارک‌ می‌بینند. متأسفانه آنها با خاک‌سپاری انسانیت از یاد برده‌اند که بسیاری از اطفال به جرگه کودکان کار پیوسته‌ و در خیابان‌های‌ شهر از میان پسماندها تغذیه می‌‌کنند. 
در گذشته‌‌های ‌نزدیک ایرانیان به مهربانی، عطوفت و خون‌گرمی شهره عالم بودند و هجمه مدرنیته با همه اسباب و آداب ناخوشایندش نباید به بهانه ‌ای ‌برای غفلت از حال یکدیگر بدل شود. به طور حتم اگر رسانه‌های ‌ارتباط جمعی در بازتاب احوال بینوایان جامعه اطلاع‌ رسانی بیشتری کنند، شاهد اتفاقات مثبتی در این زمینه خواهیم بود و اندکی از آلام فقر در میان مستمندان کاهش خواهد یافت. در شرایط کنونی، شاید کمک به نیازمندان حقیقی را از یاد برده باشیم و از کمک‌‌ها و صدقه‌ها و نذورات مردم به جیب معتادان، متکدیان دروغین، افراد غیرنیازمند و سودجویان روانه ‌می‌شود. جامعه مبتلا به تنگدستی نشانی از تعالی و تکامل ندارد. فقر هم مثل زلزله و سونامی ویرانگر است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی