[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۴
  • دوره جدید

رقبایم را با این اسلحه کهنه شکست می‌دادم!، روزنامه شیراز نوین

شیرازنوین: عنایت‌اله بخارایی بدون شک یکی از بزرگ‌ترین نام‌های تاریخ ورزش فارس به شمار می‌رود. او با کسب دو مدال طلای المپیک توانست نامش را در تاریخ ورزش ایران جاودانه کرده و این افتخار بزرگ را به افتخار جانبازی در دفاع از میهن اضافه کند.
بخارایی که متولد هفدهم تیرماه سال 1342 در روستای رحمت آباد شهرستان اقلید است، در 24 تیرماه سال 1363 زمانی که سرباز لشگر 77 خراسان بود، در منطقه شلمچه از ناحیه نخاع مجروح شد. در این زمان، او 22 ماه از خدمت سربازی اش را پشت سر گذاشته بود. این قهرمان اقلیدی در خصوص چگونگی ورودش به ورزش می‌گوید: سال 1365 و زمانی که زخم هایم خوب شد، دوستانم مرا به ورزش دعوت کردند. ابتدا به بسکتبال رفتم اما برایم مشکل بود و از ویلچر می‌افتادم زمین و نمی‌توانستم این رشته را ادامه بدهم. سپس به تیراندازی آمدم و تا سال 71 به صورت آماتوری یا در مسابقات استانی و کشوری حضور داشتم اما از سال 71 به عضویت تیم ملی جانبازان درآمدم و به مسابقات بین المللی اعزام شدم.
چه افتخاراتی در مسابقات بین‌المللی کسب کردید؟
اولین افتخار بین المللی را در سال 72 به دست آوردم. در آن سال به مسابقات مجروحان جنگی انگلستان اعزام شدم و چون در دو ماده شرکت کردم، یک مدال طلا و یک مدال نقره به دست آوردم. یک سال بعد هم در مسابقات جهانی اتریش شرکت کردم و سوم شدم. در سال 74 در مسابقاتی که در دانمارک برگزار شد و ورودی پاراالمپیک هم بود شرکت کردم و با کسب مدال طلا، ورودی مسابقات المپیک آتلانتا را هم به دست آوردم. در مرداد 1375 به مسابقات پارالمپیک آتلانتا اعزام شدم و با کمک خدا و دعای مردم، از 600 امتیاز ممکن 600 امتیاز را به دست آوردم و ضمن دست یافتن به رکورد جهان، مدال طلا را کسب کردم. در آن سال حتی مربی ام نتوانست همراهم بیاید. آقای یوسف آجورلو مربی من بود که چون نظامی بود به او ویزا ندادند و فقط یک نفر همراه من بود تا وسایل و تجهیزاتم را جابه‌جا کند. اما با همین شرایط توانستم پرچم کشورم را برافراشته کنم. ضمن اینکه هیچ عکاس یا تصویربرداری هم نبود تا لحظه قهرمانی من را ثبت کند و من هیچ عکس یا فیلمی از آن مدال طلایی که در آتلانتا به دست آوردم ندارم.
چه جایزه‌ای پس از این افتخارآفرینی به شما تعلق گرفت؟
-به ما 50 سکه دادند. البته جایزه قهرمان‌های المپیکی بیشتر بود و فکر می‌کنم 100 سکه به‌همراه جوایزی دیگر به آنها تعلق گرفت اما به ما که مشکلات بیشتری را نسبت به ورزشکاران سالم تحمل می‌کردیم، جایزه کمتری دادند. 
بعد از آتلانتا در چه مسابقاتی شرکت کردید؟
پس از آن به مسابقات جهانی اسپانیا رفتم و در یکی دو مسابقه دیگر هم برای کسب ورودی المپیک سیدنی شرکت کردم و در نهایت در سال 2000 به مسابقات پاراالمپیک سیدنی استرالیا اعزام شدم. در دور مقدماتی بین 50 تا 60 شرکت کننده با 598 امتیاز ششم شدم و به فینال رفتم. اما در فینال 600 امتیاز کامل را گرفتم و توانستم اول شوم و مدال طلا را کسب کنم.
پس از طلای سیدنی چه جوایزی به شما تعلق گرفت؟
آنجا دیگر سکه ندادند. یک آپارتمان 50 متری در شهر ری به ما دادند. ده پانزده میلیون قیمتش بود که یکی دو سال هم طول کشید اما چون خیلی از محل زندگی ام دور بود، آن را فروختم و به اقلید آمدم. 
در پاراالمپیک آتن هم شرکت کردید؟
بله پرچم دار کاروان هم بودم اما متأسفانه هفت هشت روز مانده به مسابقات از چرخ افتادم و کتفم آسیب دید. با همان درد در مسابقه حاضر شدم و با اینکه 597 امتیاز گرفتم اما نتوانستم مدال بگیرم.
پس از آتن هم به ورزش ادامه دادید؟
بله برای کسب سهمیه پاراالمپیک پکن 2008 هم مسابقه می‌دادم اما یک بار که در ترکیه مسابقه داشتیم، در ورودی هواپیما از ویلچر افتادم و پایم شکست. بنابراین نتوانستم در مسابقات شرکت کنم. ضمن اینکه پس از آن مشکلاتی جسمی از ناحیه کلیه داشتم و به بیماری آسم هم مبتلا شدم و چون باید اسپری می‌زدم و آن هم دوپینگ محسوب می‌شد، خود به خود از ورزش بیرون آمدم.
به‌طور کلی از دوران ورزشی‌تان راضی هستید؟
بله. همین که چندسال در مسابقات بین المللی از جمله سه پارالمپیک حضور داشتم، اتفاق خیلی خوبی برایم بود. دنبال مسائل مادی نبودم اما به عنوان یک جانباز و سفیر جمهوری اسلامی توانستم در عرصه‌های بین المللی پرچم کشورم را به اهتزاز دربیاورم، برایم جای خوشحالی و شکر فراوان دارد. این را هم بگویم که من با یک اسحله کهنه و گاهی اوقات خراب در مسابقات شرکت می‌کردم و توانستم رقبایم که اسلحه‌هایی مدرن و پیشرفته داشتند را شکست دهم. اسلحه کهنه من که خراب هم هست، حالا در موزه پارالمپیک در تهران قرار دارد.
حالا که دور از ورزش هستید چه کاری انجام می‌دهید؟
این روزها که به خاطر شرایطی که وجود دارد قرنطینه هستیم. کارهای روزمره را انجام می‌دهیم و می‌رویم منزل. یک زمین کشاورزی هم دارم اما خودم به خاطر شرایط جسمانی نمی‌توانم روی آن کار کنم و بیشتر نظارت می‌کنم. زمانی که سالم بودم هم شغلم کشاورزی بود و حالا هم زمین کشاورزی دارم.
مسئولان چقدر به شما سر می‌زنند و رسیدگی می‌کنند؟
گاهی اوقات از طرف کمیته پاراالمپیک جشنی می‌گیرند و ما را دعوت می‌کنند. دو سال پیش هم به مشهد دعوت شدیم و رفتیم زیارتی کردیم. یک حقوقی هم از طرف صندوق حمایت از قهرمانان به ما پرداخت می‌شود. اداره ورزش اقلید، آقای مسعودی هم محبت دارند و در مناسبت‌هایی با اهدای لوح تقدیر از ما یاد می‌کنند که باعث خوشحالی ما می‌شود.
به‌عنوان آخرین سؤال، دوست نداشتید مسئولیت ورزشی داشته باشید و در حوزه ورزش فعال باشید؟
وضعیت جسمانی من جوری نیست که بتوانم فعالیت زیادی داشته باشم اما شاید اگر سالنی مخصوص ورزش تیراندازی در اقلید موجود بود می‌توانستم به عنوان مربی به جوان‌های علاقه‌مند آموزش دهم و تجربیاتم را در اختیارشان قرار دهم. اما متأسفانه چنین چیزی اینجا وجود ندارد، چون بودجه زیادی می‌خواهد. اسلحه گران است و فراهم کردن سالن و تجهیزات برای این رشته بالای یک میلیارد تومان هزینه دارد. باید کمک زیادی از سوی خیرین یا مسئولان بشود تا بتوانیم چنین مکانی در اقلید داشته باشیم.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی