[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۹
  • دوره جدید

سیاه‌چاله، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

دنیای مجازی زندگی‌های حقیقی را فرو می‌بلعد. ما فرش قرمزی برای صفر و یک‌های خوش‌رنگ‌ولعاب پهن می‌کنیم تا در پهنه دیجیتال غوطه‌ور شده و با ماجراجویی‌های مجازی از روزهایی که همه مثل هم هستند، فرار کنیم. مرز میان رؤیا و کابوس باریک است. به امید آنکه در دنیای مجازی با آرامش از خواب بیدار شویم. شاید آقای ناظم و خانم پرورشی در بلندگوی مدرسه، بانگ نارضایتی سر ندهد و هیچ وانت فرسوده‌ای با راننده زاغه‌نشینش، به‌دنبال آهن‌کهنه‌ها و زباله‌های بازیافتی برای تأمین هزینه اعتیادش نباشد. شاید صبح فردا، مرد و زن همسایه دیگر به هم مظنون نباشند و چراغ‌های رابطه تاریک نشود. شاید در دنیای مجازی با افسردگی، تیترهای اخبار بد را که خبر از خالی‌ترشدن سفره‌ها می‌دهد، مرور نکنیم و به امید روزی خوب از بستر برخیزیم...

به راستی این روزها چه سکوت سختی بر خانه‌ها مستولی شده است. خبر چندانی از گفت‌وگوهای همسران و شیطنت‌های فرزندان نیست و درب خانه برای غریبه‌ها باز می‌ماند. روابط انسانی هر روز کمرنگ‌تر می‌شود و سایه سنگین صفر و یک بر وجودمان مستولی. رهگذران در کوچه و خیابان سردر گریبان‌اند. با سردرگمی و حیرت، خیابان‌ها را یکی پس از دیگری می‌‌پیماییم و تنها چیزی که عادی به نظر می‌رسد، آنتن تمام قد و استوار تلفن‌های همراه است. به‌راستی چرا نگران نمی‌شویم و از هم صحبتی با یک دوست حقیقی لذت نمی‌بریم.
باید دلواپس کمرنگ شدن رابطه‌ها بود؛ نگران تنهایی، نگران عزلت، نگران گرفتار آمدن در میان صفر و یک‌ها، نگران حصر در فضای مجازی، نگران چراغ‌های رابطه که یکی پس از دیگری کورسوی زوال را می‌پیمایند. تنها حرکتی که در اطرافمان دیده می‌شود، سایه هایی هستند که از فاصله‌های دور و نزدیک ما را زیر نظر دارند و از پشت پنجره‌‌ها و پس پرده‌ها به ما می‌‌نگرند و برای یافتن فرصتی مناسب، دنبالمان می‌‌کنند. این فالورهای مجازی. بی آنکه متوجه باشیم دنیای ما شبیه فیلم‌‌های هراس انگیز آسیای شرقی، سرشار از سکوت و تنهایی و رخوت شده است. رفته رفته از خانواده بی خبر می‌مانیم. کم کم سایه‌‌ها به بیرون می‌خزند و نزدیک و نزدیک تر می‌شوند. هدف آنها پرکردن جای همه چیز و همه کس است و ما با اشتیاق، مقاومتی نمی‌کنیم.
شاید این اپیزود هراس انگیز و وهم آلود، برشی از زندگی امروز و هر روز ما باشد که در فضای مجازی و دنیای صفر و یک‌ها به اسارت در آمده ایم و توجهی به نزدیک ترین نزدیکان خود نداریم. دنیای صفر و یک‌ها به صورت نرم و خزنده بر ما مستولی می‌شود و با گذشت ایام، نظام ارباب و رعیتی و برده داری نوین را به اجرا می‌گذارد. با این تفاوت که این بار انسان‌ها در برابر خواسته‌های ابرماشین‌ها کرنش کرده و بدون آنها، دیگر یک لحظه هم یارای دوام آوردن و گذر ایام را ندارند. فضایی غیرواقعی، رابطه‌های انسانی و عواطف بشری را به شدت تحت تأثیر قرار داده و گویی برای گریز از آن، مأموریت دشوار و غیرممکنی پیش رو داریم. این خاصیت مجاز ملعون است که نزدیکان را از هم دور کرده و موجب از هم گسستگی پیوندهای خانوادگی می‌شود و به جای آنها، غریبه‌ها و سایه‌‌های تاریک را به زندگی و روابط عاطفی مان دعوت می‌‌کند. 
به راستی چرا نگران نیستیم؟! دلواپس رابطه‌ها و نگران پیوندهای همسران که امروزه به مدد استفاده نادرست از فضای مجازی، یکی پس از دیگری به فروپاشی منجر می‌شوند. نگران آشنایانی که رفته رفته غریبه می‌‌شوند و سایه هایی که قصد قربت کرده اند. شاید فصل آن رسیده که همه ما عمیقاً دلواپس صفر و یک هایی باشیم که همه جا ریشه دوانده است. نگران رئالیسمی که آن را با تبر به پوچی رساندیم و همه عواطف انسانی را در چند استیکر و ایموجی و اپلیکیشن منحصر کردیم. نگران یک زندان چند اینچی با مگاپیکسل‌ های خوش آب و رنگش که در سیاه‌چاله آن به غل و زنجیر درآمده‌ ایم. نگران غریبه هایی که آشنا می‌شوند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی