[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۸۳۱
  • دوره جدید

امروز چهارمین سالروز درگذشت سعدی افشار است - عالیجناب سیاه ، روزنامه شیراز نوین

سید محی‌الدین حسینی ارسنجانی - شیراز نوین 
سعدی افشار (سعداله رحمت‌خواه) بازیگر نمایش سیاه‌بازی و تخته بازی متولد 1313 و در گذشته سی‌ام فروردین 1392 در تهران بود. او گرچه از سطح سواد بالا یا تحصیلات دانشگاهی برخوردار نبود اما در عرصه هنر خوش درخشید و استاد بزرگی در ایفای نقش‌های مهم و ارزنده در نمایش‌های سیاه بازی شد. این کمدین ایرانی را باید به جهت آن که از نسل سیاه بازان است به نوعی عالیجناب سیاه نیز نامید. عنوانی زیبا که خانم لاله عالم برای کتاب ۱۳۶ صفحه‌ای خود درباره زندگی و زمانه سعدی افشار انتخاب کرده است. اساساً بازی در نقش سیاه‌بازی جذابیت بیشتری برای مخاطب و تأثیرگذاری فراوان تری برای تماشاچیان دارد. افشار از سال 1330 به صحنه رفته و همه عمر خود را در این عرصه صرف کرد و از شاخه‌ای به شاخه دیگر نرفت و شاید عمده دلیل و شهرت او در سال هایی باشد که او از این نقش و بازی‌های تخته‌حوضی‌اش کنار نرفت. سعدی افشار که آخرین بازمانده از نسل سیاه بازان حرفه ای ایران بود محبوب دل ایرانی‌ها خصوصاً تهرانی هایی بود که چندین دهه آثار و بازی هایش را دیده و تجربه کرده بودند. خدایش بیامرزد او را که قلبی مهربان و رئوف داشت. دکتر قطب الدین صادقی از پژوهشگران عرصه نمایش درباره سعدی افشار می‌نویسد: سعدی افشار در تاریخچه نمایش رو حوضی معاصر ایران یک استثناست. او چهره ای جذاب، خلاق، هوشمند و بسیار مردمی است که خلاقیت‌های پنجاه سال اخیر نمایش روحوضی بدون حضور و کار و نام او معنا نداشت. کتاب عالیجناب سیاه که بیوگرافی خودنوشت سعدی افشار است و توسط بانویی علاقه‌مند به امور هنری و نمایشی (لاله عالم) تدوین و عرضه گردیده معرف خوبی برای شخصیت‌شناسی آن مرحوم است. او که با اجرای نقشی کوچک و بی‌اهمیت در تئاتری از اسماعیل مهرتاش وارد عرصه هنر بازیگری و سیاه بازی شد در تئاترهای لاله زار کولاک کرد. مهدی مصری، حسین یوسفی، ذبیح اله ماهری، رضا عرب زاده و ... از همراهان و همکاران سعدی افشار در اجرای برنامه‌های سیاه بازی بودند. او خود در مقطعی از زمان پایه گذار تئاتر و گروهی بود که در سالن تئاتر نصر تهران به هنرنمایی پرداختند. ضرورت دارد تا با مطالعه آثار و افکار، بازی‌ها و سوابق هنری افشار که در کتاب عالیجناب سیاه آمده است بر رفتن این شخصیت ارزشمند از بین ما حسرت خورده و تأسف یاد کرد. خاطره‌ای زیبا از این کتاب را که در بخشی از این اثر تألیفی خانم لاله عالم که به زیبایی آن را ارائه داده است با هم می‌خوانیم: 
«می خواهم خاطره دیگری برایتان تعریف کنم که مربوط به یافتن سوژه است. به همراه چند نفر از دوستانم برای یافتن سوژه مناسب به امین آباد رفته بودم. یکی از دوستانم که تحصیلکرده بود با کیف سامسونتی در دست آمده بود. نزدیک در خروجی ناگهان یک نفر به سمت ما دوید و مقابلمان ایستاد و گفت آقایان خواهش می‌کنم نروید و با خواهش و تمنا ما را برگرداند. در ادامه او گفت شما را به خدا قسم می‌دهم که حرف هایم را گوش کنید. من سالم‌ام، دیوانه نیستم. برایم پاپوش درست کرده‌اند شما را به خدا یک نفر به صحبت‌های من گوش کند. بعد سرش را چرخاند به سمت همان دوستمان که کیف سامسونت دستش بود و گفت : آقا شما از قیافه‌ات و از این کیفت معلوم است که شخص مهمی هستی، شما حتماً کاره‌ای هستید یا روزنامه نگاری یا به هر حال شغل مهمی داری. چرا باید من اینجا اسیر باشم و زن و بچه ام آواره خیابان‌ها باشند. تو را به خدا ماجرای مرا گوش کن و اگر کاری از دستت بر می‌آید برایم انجام بده و تو را به خدا به داد من برسید. کسی به حرف‌های من گوش بدهد. ما گفتیم بسیار خوب ما حرف‌های تو را گوش می‌دهیم و هر کاری از دستمان برآید برایت انجام می‌دهیم. او گفت: ….» مرتضی احمدی در وصف شرح حال سعدی افشار نوشته است: «سعدی افشار پدیده هنر تخت حوضی است. دریغا که این زبده هنرمند مردمی در غوغا و هیاهوی بی‌هنران به کنجی گریخته، بسته لب مانده و در نداری و تنگدستی تنهای تنهاست» او در آخرین روزهای عمرش از پوکی استخوان و عفونت ریه رنج می‌برد و در مصاحبه با رسانه‌ها حرف هایی زده که شنیدنش جالب توجه است. اکنون او دیگر در میان ما نیست و غم سنگین هجرانش دل‌های دوستدارانش را رنجور ساخته است. در آستانه سالروز رحلتش درود و فاتحه بر ارواح پاک همه هنرمندان فقید، خاصه او می‌فرستیم. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی