[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۵۲
  • دوره جدید

تقاطع در دست کیست، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

تقاطع‌های شهر من شیراز اینک در اختیار مردان، زنان و کودکانی است که با نام مستعار مهاجر یا دست‌فروش مشغول کاسبی هستند. در سال گذشته حضور این افراد حاشیه‌نشین در سر همین تقاطع‌ها به بزرگ‌ترین آسیب سیاسی‌اجتماعی منجر شد وقتی به‌جای فروش گل و دستمال کاغذی لاستیک‌های کهنه را آتش زده بودند. جای سوختگی هنوز روی آسفالت خیابان‌ها باقی است و امیدوارم مدیران اقتصادی‌سیاسی هرچه زودتر فکری به حال آسیب‌های اجتماعی ناشی از بی‌تدبیری‌های اقتصادی بکنند. امروز مجلس یازدهم و شورای پنجم باید اولویت خود را بر کاهش تورم و افزایش پول ملی بگذارند. اقتصاد ایران با هجمه شدید ویروس کرونا به‌شدت آسیب دیده است...

و ما هرچه برای شکم‌های گرسنه دلیل و مدرک ارائه بدهیم یا دوباره بخواهیم وعده‌پراکنی کنیم، بی فایده است و ملت برای این روزها و روزهای آینده خود تنها به عملگرایی مدیران و نمایندگان دل خوش کرده اند؛ گویا وعده‌های انقلابی روی پله آخر ایستاده اند و اگر این حربه هم کارساز نباشد باید منتظر روش‌های دیگری اما سخت تر از امروز باشیم؛ چراکه موج محرومیت بسیار شدید و مخرب در راه کانال‌های سیاسی قرار گرفته است.
در اینکه سیاسیون پیش دستی کرده اند و از کثرت گرسنگان برای خودلشکری فراهم نموده اند شکی نیست اما بدانند جریان‌های خالص و مخلصی هم وجود دارد که به موقع و بهنگام گریبانشان را خواهد گرفت و به داستان سیاسی بازی و سیاسی کاری و پروژه آقازاده سازی خاتمه خواهند داد. ما امروز نیازمند جریانات خالص و مخلصی هستیم که با تدبیر و برنامه‌های کوتاه مدت و مؤثر فقر را کاهش دهند و در هدم آن بکوشند؛ چراکه وجود فقر در جامعه با معیارهای انقلابی ما سازگاری ندارد.
نبرد احزاب و غوغا سالاری در چهار دهه گذشته برای کشور و ملت فقط ویرانی و فقر به دنبال داشته است و نمی‌توان باور کرد این گروه یا آن دسته برای عدل و عدالت پا به میدان گذاشته اند. حالا باید دید آنان که امروز به میدان آمده اند درجه خلوصشان چه میزان است. چراکه فرصت محدود است و در چهار سال پیش رو یا باید برنامه‌های ضربتی اجرا نمود یا دائم در سفرهای تبلیغاتی و سردادن شعارهای بی محتوا و تکراری بود. به طور قطع انجام این سفرها محلی از اعراب ندارد؛ چراکه این نمایندگان بچه همین محله هستند و به خرابه‌ها و آبادی‌ها واقف‌اند و در سفرنامه انتخاباتی خود همه این شعارها را داده اند و امروز باید از پایتخت نشینان مطالبات را پیگیری کنند و حقوق ملت را بستانند.
 ما منتظر دریافت حقوق حقه ملت از سوی نمایندگان ملت هستیم؛ چه این نماینده در دولت با عنوان رئیس جمهور باشد و چه بر کرسی سبز مجلس جلوس کرده باشد. امروز دیگر فرصتی برای شعار دادن و برخوردهای سیاسی نیست؛ چراکه فقر بسیار دامنه خود را گسترده نموده است و با این روش فقط باید گفت خدا رحم کند.
از سر این تفاطع و آن تقاطع که می‌گذرم به شدت نگران می‌شوم که این جمعیت نوجوان به کدام سو در حرکت هستند و ذهنشان کدام طرف را می‌جوید. آیا می‌توان در بعد امنیتی با این وضعیت کنار آمد؟ می‌توان باور کرد که دوباره حلبی آبادی، آباد شده است؟ حلبی آبادها را در سال 1357 جمع کردند و امروز نمی‌توان انتظار داشت دوباره ساخته شده باشند؛ آن هم با عملکرد من و شما. برای فردا آرزوی خیر می‌کنیم؛ چراکه امیدواریم و دلسوزان نظام به فکر آبروی نظام هستند و به هر صورت مشکلات را در بعد ملی و بین المللی حل و فصل خواهند نمود. ان‌شاءالله

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی