[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۷۹
  • دوره جدید

انتقام‌جویان بازمی‌گردند، روزنامه شیراز نوین

علیرضا قاسمی/ بدون شک، افرادی که در مارول استودیوز فعالیت می‌کنند، کار پیچیده‌ای دارند تا داستان‌هایی که اغلب به صورت جداگانه نوشته شده و پیش از این با یکدیگر ارتباطی نداشته‌اند را به هم مرتبط کنند. به نظر می‌رسد که هیچ بخشی از فیلم‌های مارول، بدون هدف نیست و برنامه‌ی دقیقی را دنبال می‌کند. در طی دورانی که دنیای سینمایی مارول وجود داشته است، فیلم‌های کمپانی مارول، معماهایی به جا گذاشته‌اند تا طرفداران این دنیای سینمایی را به آینده مشتاق‌تر کنند؛ در عین حال، نوع دیگری از معماها وجود دارند که به صورت اتفاقی و به علت پیچیدگی و درهم‌ تافته بودن فیلم‌های مارول به جای می‌مانند. در برخی از موارد، طرح بزرگ مارول می‌تواند طی سال‌های آتی و با فاز‌های جدید این معماها را پاسخ دهد، اما برخی از این معماها تا پایان موجودیت دنیای سینمایی، همراه مارول خواهد بود. در این مطلب نگاهی به معماهای بزرگ بدون پاسخ فیلم‌های کمپانی مارول خواهیم داشت که باعث ایجاد شکاف‌هایی در طرح دنیای سینمایی مارول شده است.
جمجمه سرخ کجاست؟
با توجه به مشکلات شایع فیلم‌های تولید شده توسط مارول در زمینه شخصیت‌های شرور، به نظر می‌رسد که این شرکت از هر فرصتی برای استفاده مجدد از شخصیت‌های منفی محبوبش استقبال می‌کند؛ مخصوصاً شخصیت‌هایی که آن‌گونه که به نظر می‌رسد به طور کامل نمرده باشند. در پایان فیلم 
Captain America: The First Avengers شخصیت جمجمه سرخ با بازی هوگو ویوینگ به گونه‌ای مرموز از داستان فیلم کنار رفت. از آنجایی که تاکنون از این شخصیت یاد نشده است، به نظر می‌رسد که مارول می‌خواهد که مرگ جمجمه سرخ را باور کنیم؛ حتی با وجود اظهارات کوین فایگی (رئیس مارول استودیوز) که اعلام کرده بود که شیوه مرگ او به گونه‌ای خاص انتخاب شده بود تا به مردم نشان دهد که این شخصیت می‌تواند در هر لحظه‌ای، دوباره ظهور کند. 
آیا شاهد حضور نامور خواهیم بود؟
تا کنون، ایستر اگ‌های مختلفی در دنیای سینمایی مارول مشاهده کرده‌ایم که حضور شخصیت‌های جدیدی را نوید می‌دادند. برای مثال می‌توان به بلک پنتر، تانوس و سنگ‌های بی‌نهایت اشاره کرد. با توجه به سخنان کوین فایگی، مبنی بر این که برای سال‌های آتی دنیای سینمایی مارول برنامه ریزی صورت گرفته است، باید منتظر موارد دیگری هم باشیم. در فیلم Iron Man 2، نقشه‌ای در شیلد، به نظر موقعیت نامور را در ساحل آمریکای جنوبی نشان می‌دهد. این نقشه توضیحاتی به همراه ندارد، اما موقعیت علامت گذاری شده، احتمالاً به این شخصیت اشاره دارد. پس آیا ما این شخصیت مشهور ضدقهرمان را روی صفحه نمایش خواهیم دید؟ 
درمورد بیوه سیاه چه می‌دانیم؟ 
گذشته بیوه سیاه یک موضوع داغ و مرموز در دنیای سینمایی مارول است. ما لحظاتی از گذشته او را در کابوس‌های دنباله‌دارش در فیلم Age Of Ultron دیده‌ایم، اما از چگونگی فرار او از برنامه ویدو و اینکه چه زمانی به شخصیت‌های مثبت پیوست، اطلاعاتی نداریم. 
تمام چیزی که می‌دانیم، این است که او یک شخصیت مو قرمز در لباس چرمی مشکی است و اینکه او از برخی از اقداماتی که در گذشته انجام داده، پشیمان است. مطمئناً زمان آن است که مارول به ناتاشا، فیلمی اختصاص دهد تا گذشته‌ و آینده خود را روایت کند و وقایعی را که در بوداپست رخ داد به تصویر بکشد. به نظر می‌رسد که اکنون، بهترین زمان برای این کار باشد. 
ظهور دوباره هالک چه زمانی و در کجا خواهد بود؟ 
در پایان فیلم هالک به نظر رسید که شخصیت Abomination با بازی تیم راث، مرده است؛ او در واقع در زندانی در آلاسکا توسط مأموران شیلد زندانی شده است. او زنده است و در میان یخ‌ها نگهداری می‌شود و احتمالاً بدین ترتیب، ژنرال تاندربولت راس با انجام آزمایشاتی روی او، راهی پیدا خواهد کرد تا با هالک مقابله کند. طبق گزارش‌های منتشر شده، مارول برنامه داشت تا از این شخصیت در فیلم Age Of Ultron استفاده کند، اما شرایط به گونه‌ای دیگر رقم خورد تا همچنان این راز بزرگ باقی بماند. به نظر می‌رسد که مارول، به صورت عمدی این شخصیت را زنده نگه داشته و برای استفاده از او طرح‌ریزی کرده است. 
چگونه حال تونی استارک به یک‌باره بهتر شد؟
در فیلم Iron Man، می‌دانیم که شخصیت دکتر یینسن، مجبور به ساخت قطعه‌ای الکترومغناطیسی شد و آن‌ را در سینه تونی استارک قرار داد تا مانع حرکت خرده‌ریزهای گلوله در سینه او شود و در نتیجه، زندگی تونی را نجات داد. در فیلم Iron Man 2، تونی استارک، شخصاً این راکتور را ارتقا داد که نه تنها انرژی لباس آهنی خود را تأمین می‌کرد، بلکه منبع انرژی همان قطعه‌ الکترومغناطیسی بود که همچنان او را زنده نگه می‌داشت. به دلیل پیچیده بودن جراحی، این گزینه توسط تونی قابل قبول نبود و به نظر می‌رسید که او تسلیم شده و به راکتور اجازه داده بود که به آرامی، زندگی او را بگیرد. پس چگونه در فیلم سوم از این مجموعه فیلم، حال تونی استارک به یک‌باره بهتر می‌شود؟ چگونه او توانست یک عمل جراحی قلب باز را تحمل کند، تا تمامی تکه‌های گلوله را از سینه او خارج کنند؟ اگر پاسخ این است که به یک‌باره یک جراح بسیار کاربلد پیدا شد، چرا پیش از آن، زمانی که راکتور به آرامی او را مسموم می‌کرد، تونی استارک زمان باقی مانده خود را وقف پیدا کردن او نکرده بود؟ به نظر می‌رسد که این یک حفره بزرگ در طرح عظیم مارول است که بعید است پاسخی داشته باشد. 
ماندارین واقعی کیست؟ 
زمانی که مارول و شین بلک، کارگردان و فیلنامه‌نویس فیلم Iron Man 3، ماندارین، شخصیت شرور کتاب‌های کامیک را به فردی که نقش یک تروریست را بازی می‌کند، تبدیل کردند، بسیاری از طرفداران کامیک بوک‌ها را خشمگین کردند. چه کسی ماندارین واقعی است و او کجاست؟ آیا او هنوز گروه تروریستی ده حلقه (Ten Rings) را رهبری می‌کند؟ و آیا هنوز هم مقاصد پیشین خود را دنبال می‌کند؟ اگر این گونه باشد، پس باید ماندارین را، پیش از اتمام داستان مرد آهنی در دنیای سینمایی مارول ببینیم. 
دستکش بی‌نهایت دوم 
برای مدتی، مشاهده شدن دستکش بی‌نهایت در پس زمینه فیلم Thor بهترین حقه سینمایی مارول قلمداد می‌شد. این یک حرکت هوشمندانه بود و تأییدی بر این ادعا که مارول تمام دنیای سینمایی‌اش را از ابتدا، طراحی و برنامه‌ریزی کرده است. اما در فیلم Age Of Ultron، تانوس دستکش بی‌نهایت را در جایی کاملاً متفاوت ترمیم کرد. همین باعث شد تا دیگر حمله احتمالی تانوس به ازگارد را شاهد نباشیم و پس از آن، کوین فایگی، رئیس مارول استودیوز، اعلام کرد که در واقع دو نسخه از دستکش بی‌نهایت وجود دارد. بعدها مشخص شد که یکی از آن‌ها (به احتمال زیاد، نسخه‌ای که در ازگارد وجود داشت) در واقع، کاملاً جعلی بوده است. اما حتی اگر هر دو دستکش بی‌نهایت واقعی بوده باشند، چرا باید کسی، دو نسخه از آن را بسازد؟ و اگر نسخه ازگارد جعلی بوده باشد، نیاز به توضیح دارد که چگونه اودین چنین اشتباهی مرتکب شده است (و اینکه چرا ثور از وجود چنین دستکشی مطلع نیست). چرا باید ۲ نسخه از اسلحه‌ای که توانایی نابود کردن کل جهان هستی را دارد، ساخته شود؟ به خاطر اینکه احتمال دارد یکی از آن‌ها گم شود؟!
چرا تانوس تصور کرد که اولتران برای او کار می‌کند؟ 
در پایان صحنه پسا-تیتراژ فیلم Age Of Ultron، تانوس را مشاهده می‌کنیم که دستکش اینفینیتی را پوشیده و از این طریق، طرفداران را برای فیلم Infinity Wars هیجان‌زده می‌کند. البته در قسمتی که تانوس می‌گوید: «بسیار خوب، خودم انجامش خواهم داد»، معمایی در ذهن این طرفداران شکل می‌گیرد؛ چرا که گفتار او به گونه‌ای به نظر می‌رسد که شکست اولتران، تانوس را مجاب می‌کند تا شخصاً وارد عمل شود. اما این منطقی نیست. چرا که اولتران به هیچ عنوان، توسط تانوس مأمور نشده بود. در هر صورت، بزرگ‌ترین حماقت را تایتان مرتکب شد؛ زیرا با اینکه او پیش از این، ۲ سنگ بی‌نهایت را در اختیار داشت (یکی از آن‌ها در اختیار لوکی بود و دیگری را رونان، برای افزایش قدرتش مصرف کرد)، مدام گلایه می‌کرد که تمام افرادش در به دست آوردن آن سنگ‌ها شکست می‌خورند. 
 لوکی چگونه اودین را به قتل رساند؟ 
در سکانس پایانی فیلم Thor: The Dark World، مشخص شد که لوکی زنده است و به شکل پدرش، اودین، تغییر شکل داده است. اما صبر کنید؛ اگر لوکی خود را به شکل اودین در آورده است، چه می‌شد اگر ثور پیشنهاد او برای تخت پادشاهی ازگارد را قبول می‌کرد؟ آیا این یک اقدام پرمخاطره و خطرناک برای لوکی نبود؟ و از همه مهم‌تر، اودین واقعی کجاست؟ او یکی از قدرتمندترین موجودات در تمام دنیای مارول است و لوکی به سادگی توانست که به ازگارد بازگشته، اودین را به قتل رسانده و بر جای او بنشیند؟ 
چه به سر استرنز و بتی آمد؟ 
برخی از ایده‌هایی که در فیلم‌های ابتدایی مارول حضور داشتند، با اوج گیری روز افزون این استودیو، به دست فراموشی سپرده شدند. این سناریو، شامل بخش بزرگی از فیلم The Incredible Hulk می‌شود. این فیلم، همچنان به عنوان یک فیلم از دنیای سینمایی مارول دسته‌بندی می‌شود. در این میان سرنوشت شخصیت بتی راس چه شد؟ آیا او هم تنها یک معشوقه سابق برای مارول محسوب می‌شود که جایش را به شخصیت‌هایی مانند پپر پاتز و جین فاستر داده است؟ او قرار بود عشق زندگی هالک باشد؛ عشقی فراتر از چیزی که اکنون میان هالک و بلک ویدو وجود دارد. 
 چرا لباس مرد آهنی از جنس ویبرانیوم نیست؟ 
در Iron Man 2، تونی استارک متوجه می‌شود که می‌تواند از یک عنصر شدیداً نایاب استفاده کند. این عنصر به ثبات راکتوری که در سینه‌اش قرار داده کمک کرده و از مرگش جلوگیری می‌کند. عنصری که شباهت بسیاری به ویبرانیوم دارد. پس چرا تونی از عنصری که خود او توانایی تولید کردنش را دارد، در لباس‌های مرد آهنی استفاده نمی‌کند؟ آیا بهتر نیست که این لباس‌ها با یک فلز نفوذناپذیر پوشانده شوند؟ به خصوص برای استارک که در فیلم Age Of Ultron، باید با روبات شروری مبارزه می‌کرد که پوسته خارجی‌اش توسط این فلز مقاوم شده بود. شاید تونی، به طور کامل این فلز خارق العاده را که خودش تولید کرده فراموش کرده است! همچنین، آیا زمانی خواهیم فهمید که چگونه هاوارد استارک، پدر تونی، توانست مقدار زیادی از ویبرانیوم را به‌دست آورده و یک سپر مقاوم برای کاپیتان آمریکا بسازد؟ ممکن است که پاسخ این سؤال را در فیلم مستقل Black Panther دریافت کنیم، اما این به این معنی است که باید کاپیتان آمریکا را در این فیلم ببینیم، که تا جایی که می‌دانیم، کریس ایوانز، بازیگر شخصیت کاپیتان آمریکا، چنین قراردادی با مارول عقد نکرده است. به نظر می‌رسد که در این بخش از داستان مارول، یک شکاف وجود دارد که نیازمند بررسی است. با توجه به این که در حال حاضر ۶ فیلم از زندگی مرد آهنی و کاپیتان آمریکا، به غیر از مجموعه فیلم‌های Avengers وجود دارند. 
چرا سازمان شیلد، یک جراح را زیر نظر داشت؟
شخصیت پردازی کاراکترهای این فیلم قطعاً لایق تحسین است. او ارباب مرگ بود و توانست آینده ابرقهرمان‌ها و ابرشرورها را برای سازمان شیلد، بر اساس گذشته آن‌ها، پیش‌بینی کند. کاری شبیه به جادوی واقعی! حتی جادویی‌تر اینکه الگوریتم زولا، استیون استرنج را، چندین سال پیش از تصادفش، به عنوان یک هدف شناسایی کرد. بنابراین زولا نه تنها با مطالعه گذشته استرنج آینده او را پیش‌بینی کرد، بلکه توانست یک رویداد کاملاً تصادفی (حادثه رانندگی) و چگونگی این را که او از یک جراح معمولی، به یک ابرقهرمان تبدیل خواهد شد، پیش‌گویی کند. اگر اسکات دریکسون، نویسنده و کارگردان فیلم Doctor Strange، طبق جدول زمانی دنیای سینمایی مارول پیش می‌رفت، این مسئله به راحتی قابل حل شدن بود. نظر شما در مورد این سؤال‌ها چیست؟

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی