[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۴۸
  • دوره جدید

پاپاسی، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

دوباره به حوزه عملیاتی سود سپرده‌ها بازگشتیم تا با افزایش سود سپرده‌ها، پول‌های مردم را در بانک‌ها نگهداریم و بانک‌ها بدون منابع نشوند و به سمت بی‌هویتی و ورشکستگی گام برندارند؛ چراکه ثروت و سرمایه بانک‌ها از طریق همین سپرده‌ها تشکیل شده است. درواقع بانک‌ها سهم آورده قابل‌توجهی ندارند و با منابع مردمی ژست متفکرانه می‌گیرند و باقی قضایا. 
هرچند برای پهن‌کردن دام سپرده‌گذاری و توجیهات آن  کمی دیر شده و مردم در کوران تورم متوجه شده‌اند سپرده‌گذاری یعنی بی‌ارزش‌شدن پول ملی و این بدان ‌معناست که جمعیت قابل‌توجهی بالغ‌بر ۶۰میلیون نفر تحت‌تأثیر عملیات اقتصادی بورس قرار گرفته‌اند و با احتمال ریزش آن باید در انتظار اتفاقات بدی بود...

در هر صورت با توجه به تورم حاکم و بی‌تدبیری‌های اقتصاد قوه مجریه و سکوت نهادهای نظارتی، تا دیروز دلار خود را به کانال ۲۴۰۰۰ تومان رساند و عملاً کمر پول ملی را شکست.
 در این شرایط نیازی به سؤال از رئیس جمهور توسط مجلس و یا استیضاح دولت و کابینه موجود نیست؛ چراکه فقط باید روی گزینه استعفا تمرکز نمود. در این شرایط مجلس تغییر رویکرد داد و از حالت تهاجمی خارج شد و ترجیح داد در این فرصت نقش مانع‌ تراش را بازی نکند و حتی به اذعان بعضی نمایندگان، مجلس در کنار دولت قرار بگیرد و مانع تراشی نکند. حالا اصطلاح چوب به مرده زدن بی فایده است، اینجا نقش راهنمای مجلس را بازی می‌کند تا دستش به خون حریف آلوده نشود؛ چراکه مجلس نیز در این راستا برنامه ای کاربردی غیر از شعار‌های گذشته انتخاباتی ندارد تا امور اقتصادی را ساماندهی کند و بیشتر وقت نمایندگان یازدهم ‌صرف دید و بازدیدها و امور شناسایی می‌شود. از طرفی باید پذیرفت که هم این دید و بازدیدها و هم آن شناسایی‌ها کاربردی نیستند و بیشتر باید دنبال عملگرایی باشیم؛ چراکه از عمق مصائب مطلعیم.
باید پذیرفت دولت ضعیف ترین تیم اقتصادی را در اختیار داشته و دارد و نتواسته به باز زنده سازی اقتصاد بپردازد. از طرفی در جبهه اصولگرا‌ها هم نمی‌توان به تجربه موفقی اشاره کرد؛ چراکه اصلاح طلبان تحت پوشش پروژه امید دولت یازدهم را با حجم بدهی‌های سرسام آوری تحویل گرفتند و این بزرگ‌ترین علامت سؤال و نمره منفی برای تیم اصولگراهاست. حالا با حضور دوباره اصولگرا‌ها بر اریکه قدرت امید چندانی به باز زنده سازی اقتصادی نیست؛ مگر با اعمال سیاست‌هایی در قالب دیپلماسی اقتصادی که فعلاًَ جهت آن به بلوک شرق وکشورهای چین و روسیه چرخیده است.
جبهه تازه وارد تحت برند نیروهای انقلاب نیز سابقه بازی بردی در حوزه اقتصادی ندارد؛ چراکه اینان نیز با شعار آمدند تا بمانند. کافی است به پایان دولت دهم و حجم بدهی‌های کلان داخلی و خارجی نیم نگاهی داشته باشیم.
 اصولگراها پیش از انتخابات شعارهای بسیاری دادند و در خیال خود مشکلات را حل و فصل شده تلقی نمودند، اما حالا در میدان عمل با به همراه داشتن چندبرگ تئوری غیرقابل اجرا با ورود به مجلس سکوت اختیار کرده اند و انگار برنامه ای در فاز فوری و فوتی برای ساماندهی اقتصاد فلج کشور ندارند؛ چراکه گروه‌های سیاست باز اعتقاد دارند اگر دولت از این معرکه افتضاح اقتصادی به سلامت با برنامه‌های خاص آنان خارج شود، مدالش بر گردن بنفش‌ها خواهد افتاد و باقی قضایا.
اما شرایط بسیار سخت جلوه می‌کند؛ چراکه حتی اگر رئیس‌جمهور از صف اصولگراها انتخاب شود باز هم آنان برنامه‌ای برای باز زنده سازی اقتصادی ندارند؛ چراکه برنامه اصلی، تخریب اقتصادی بود و تا امروز این برنامه در عمل موفق بوده است و تقریباً چیزی از پیکره اقتصاد ۵۷ باقی نمانده است. اقتصادی که اقتصاد اول منطقه با رشد سرمایه گذاری و برندسازی جهانی بود حالا خسته و کهنه در گوشه انزوا نشسته است.
در واقع هیچ تخریبی تاکنون نتوانسته بود تا این اندازه بر پیکره نظام ضربه وارد کنند؛ چراکه این روش علاوه بر تبعات اقتصادی دارای تبعات اجتماعی و امنیتی است و به طور قطع مردم از شرایط به وجود آمده تورمی رضایتی ندارند و این گزینه منفی، تخریب سرمایه‌های اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.
حالا می‌توان مسئله را اینگونه ارزیابی نمود که گروهی در پیشبرد اهداف پروژه ناراضی تراشی می‌کوشند و توفیق مضاعفی داشته اند و باید در انتظار روزهای سختی در میدان‌های زورآزمایی خیابانی باشیم؛ چراکه این ریزش در بعد سرمایه‌های اجتماعی صدمات امنیتی فراوانی در پی خواهد داشت. 
نقطه سرخط. دولت ۳۱ فروردین ۹۹ خبری منتشر کرد مبنی بر کاهش نرخ سود بانکی تا نرخ نامه سود بانکی را به سال ۹۵ بازگرداند؛ در حالی که صنعت فعال و قابل توجهی برای معرفی به مردم نداشت تا به لحاظ درآمدی با سود سپرده‌ها رقابت کند؛ چراکه سود سپرده برای عده ای درآمد ماهیانه تلقی می‌شود و راهی برای زنده ماندن است. 
 سپرده‌های روز شمار از ۱۵ درصد به ۸ درصد و سود سپرده یک ساله به ۱۵ درصد کاهش یافت. درواقع چند روز قبل از تهاجم ارزی بر پیکر نحیف اقتصاد، سود بانکی با یک برنامه از قبل طراحی شده پایین کشیده شد تا میدان برای جولان دلار و سکه باز شود.
 حالا دوباره شورای پول و اعتبار جلسه گرفتند تا مانع خروج باقی مانده سپرده‌ها از بانک‌ها شوند؛ چرا که با وضعیت موجود ارزش پول ملی به شدت در حال کاهش و نابودی است و دلار به صراحت در حال ورود به کانال ۲۴ هزار تومان است.
این بدان معناست که مردم چیزی برای از دست دادن ندارند و این بازی در بورس بدترین شکل ممکن بازی سرمایه ای برای دعوت از بورس اولی‌ها در شرایط تلاطم شدید اقتصادی بود. بورس یک سراب فعالیتی خطرناک برای مردم عامی بود؛ چراکه بورس یک عرصه تخصصی برای سرمایه گذاری کلان متخصصین اقتصادی است و ورود به حوزه احتمالات نیازمند حضور سرمایه گذاران و مشاوران بلند پایه آنان است و نه سرمایه‌های اندک و چندمیلیونی جماعتی کارگر؛ اما متأسفانه دولت ملت را به قتلگاه آخر برد و برای باز زنده‌ سازی بورس و اقتصاد از هیچ تزویری فروگذاری نکرد.
دولت با هدف جمع نمودن سرمایه‌های خرد، رقم‌های اندک را هم در حوزه احتمالات به بازی قمار گرفت.
 کسانی که با سرمایه‌های اندک و بدون تخصص، وارد بازاری شدند که در باتلاق آن فرو خواهند رفت بدون آنکه در ازای این مرگ، قدرت اعتراضی داشته باشند؛ چراکه با سرمایه‌های اندک وارد این عرصه شدند و سهام کسانی را خریدند که یا وجود خارجی ندارند یا قبلاً ورشکسته شده اند.
 هجوم به بازار سرمایه گذاری بورس با فروش ۱۵ میلیون کد بورسی از طرف بانک‌ها و تشکیل جمعیتی فوق العاده بزرگ در بعد خانوار، حالا به یک چالش بزرگ اقتصادی امنیتی تبدیل شده است؛ چراکه مردم از این مشارکت ناخواسته و به تجویز دولت، هم سود می‌خواهند و هم بازگشت اصل سرمایه‌های خود را، باید دید دولت چه برنامه‌ای برای پاسخگویی به مردم در مقابل عملکرد بورسی خود و تجویز نسخه ورود مردم به بازار بورس دارد. بدون شک این عملیات هم مانند سایر عملیات‌های اقتصادی گذشته فاقد توجیهات لازم می‌باشد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی