[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۵۱
  • دوره جدید

مطالبه‌گری ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

یکی از بخش‌های مهم که کمتر به آن پرداخته شده، بخش مطالبه‌گری است. بخشی که همه درمورد آن سخن بسیار می‌گویند و کمتر عمل می‌کنند یا اصولاً دنبال عملگرایی در آن نیستند. مطالبه‌گری سیاسی با دروغ‌پردازی‌های خاص خودش یکی از پروژه‌های به‌روزرسانی‌شده است که هیچ‌گاه کهنه نمی‌شود. در جریان برگزاری انتخابات‌های مختلف شورا‌ها، مجلس و ریاست جمهوری پررنگ و سپس کمرنگ می‌شود؛ خصوصاً آنکه این پروژه مبتنی بر داده‌های مردمی است و عجب آنکه هرچه بیشتر مطرح می‌شود، بیشتر تا تحققش فاصله ایجاد می‌کند. یکی از مهم‌ترین مطالبات مردم موضوع اشتغال و معیشت است و باید دید مدیران استانی و ملی تا چه میزان برای معیشت مردم دل سوزانده‌اند و طرح و برنامه مبتنی بر عملگرایی ارائه داده‌اند و البته پیگیر مصوبات ارائه‌شده نیز بوده‌اند؛ چراکه درد مطالبات مربوط به عدم پیگیری مصوبات است و بس... 

به جرئت می‌توان گفت رسانه‌ها هم در این مقوله کوتاهی کرده اند؛ چراکه در زمان خود و به موقع مطالبه گری نکرده اند. رسانه‌ها در عین کثرت اما از کیفیت لازم برخوردار نیستند؛ چراکه اربابان قدرت موج تکثر را در حوزه رسانه راه انداختند تا جریان ناب رسانه را بی‌رنگ کنند و البته باز هم به جرئت می‌توان گفت در برنامه‌های خود موفقیت بودند؛ چراکه کمر رسانه‌ها را شکستند و مطالبات را بهانه کردند.
همین داستان تکثر از موج مطالبه‌گری‌های سیاسی آغاز شد؛ اینکه باید صاحب رسانه بود و از طریق رسانه مطالبه‌گری نمود و با این شعار و تعمیم آن به موضوع فرهنگ، موج تکثر و بی‌کیفیتی راه انداختند؛ درحالی‌که باید اصل موضوع را تقویت می‌کردند. در دوران گذشته در حوزه رسانه مبحثی وجود داشت به نام سانسور؛ چراکه اصحاب قلم نیازهای مالی چندانی نداشتند و تورم قله فرهنگ را تصرف نکرده بود اما در دهه‌های اخیر موج تورم خیز برداشته از حوزه اقتصاد ملی است که جهت حرکتی رسانه‌ها را مشخص می‌کند. حال می‌توان گفت در کشور نیازی به سانسور نیست؛ چراکه حریتی باقی نمانده و مطالبات مردم بیشتر جنبه شعاری دارد تا پرداختن به اصل ماجرا. 
فی‌الحال مطالبات ملت روی زمین مانده و تا 1400 که رئیس جمهور جدید یا نخست وزیر منتخب بیایند، می‌توان مطالبات را با شعار روی زمین نگه داشت یا تا 1404 که دوباره انتخابات مجلس برگزار خواهد شد. چراکه تنها دستاویز نامزدهای انتخابات پرداختن به همین مطالبات نخ‌نماست. درواقع اگر مشکلات حل شود چیزی برای بودن و ماندن نمی‌ماند.
 امروز که دوباره بحث کوپنی شدن اقلام اساسی و مصرفی ملت را شنیدم، از فرط ناامیدی به یاد 40سال پیش افتادم. چهل سال پیش در صف قند و شکر و برنج و روغن و پنیر بودیم حالا هم باید به صف شویم. انگار، امروز چهل سال به عقب برگشتیم و این ظاهر قضیه است و باید گفت در این بی‌تدبیری و بی‌سیاستی شاید دو صد سال به عقب بازگشته‌ایم و به‌جای برخورداری از نعمت توسعه در افق 1400 باید به افق‌های تاریک گذشته بنگریم. به راستی چه اتفاقی برای اقتصاد، این پاشنه آشیل کشور افتاده که بعد این همه تلاش و گفتن و شنیدن در باب توسعه باید اینگونه عقب گرد داشته باشیم؛ در‌حالی‌که کشور‌های همسایه چهار نعل در حال تاخت به جلو هستند. 
واقعیت این است که ما متوقف شده‌ایم و گواه آن طرح و برنامه‌های دو قوه به‌علاوه یک است. ما درچه حوزه‌هایی پیشرفت کرده ایم که حالا دوباره باید به صف شویم. سال گذشته که فروش نفت زمین‌گیر شد، خیلی‌ها می‌گفتند کارمان به جریان نفت در برابر غذا کشیده خواهد شد که البته این نظریه را رد کردند اما واقعیت این است که نفت فروشی تمام شد و باید فکری دگر نمود. حالا در عین فقر و تهی‌دستی و منهای درآمدهای ارزی حاصل از نفت دولت به یاد درآمدهای مالیاتی از صف فقر افتاده است.
 درواقع دولت برای کسب درآمدهای خود به سراغ جیب مردم رفته و عملاً مردم را به دو دسته خیرین و مستمندان تقسیم نموده است. خیرینی که آزادانه تجارتشان به دلار است و به ریال خرج می‌کنند و البته مستمندانی که باید در انتظار کمک‌های خیرین بمانند. خیرین در حوزه‌های سلامت، ازدواج، آب‌رسانی، مدرسه و مسکن‌سازی، خیرین تأمین‌کننده سبد حمایتی و خیرینی در پوشش و در موازات دولت، دولتی در سایه تشکیل داده‌اند؛ چراکه دولت را حسابی نمک‌گیر خود نموده‌اند. چه کسی باور می‌کند مردم کشوری به این ثروتمندی دست نیاز به سویی دراز کنند؟ باورکردنی نیست اما واقعیت دارد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی