[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۴۸
  • دوره جدید

تولید در برهوت، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

درآمدهای ریالی و هزینه‌های دلاری از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که مردم ایران همیشه به‌خاطر آن در عذاب بوده‌اند. دولت‌ها همیشه با وعده تنظیم بازار و اختصاص ارز به کالاهای اساسی و تأمین مایحتاج مردم وارد میدان شده‌اند. اما در بسیاری مواقع این نافرمانی‌های بازار است که بر کرسی نشسته و قیمت‌ها را برمبنای پول‌های خارجی محاسبه می‌کند. در این وانفسای اقتصادی مردم چه می‌کنند. اقشار فرودست و میانی جامعه رفته‌رفته قید بسیاری از مایحتاج غیرضروری را زدند و پس از آن نوبت به سفره‌های کوچک خانوار رسیده تا هر روز حقیرتر از گذشته شود. البته همیشه عصیان ارزهای خارجی فقط بر سفره‌های کارگری و کارمندی تأثیرگذار نیست...

 بلکه مواردی نظیر اجاره بها، هزینه‌های دارو و درمان، بهای مسکن و اتومبیل و بسیاری دیگر از پیش نیازهای اولیه زندگی با افزایش نرخ ارز سودای نجومی شدن سر می‌دهند. در حقیقت بازارهای ایران همیشه تابعی از نوسان‌های پول‌های خارجی بوده اند و دولت‌ها نمی‌توانند با راهکارهای دستوری و بگیر و ببندهای مقطعی دلال‌ها و واسطه‌ها در پی تزریق آرامش به بازار برآیند. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است بحران‌های اقتصادی در ایران فراتر از آن چیزی است که با اعمال مجازات چند اخلالگر فرونشیند و رشته عوامل زیادی در این ماجرا نقش اساسی را ایفا می‌کنند.
در این کارزار آشفته، فعالان عرصه صنعت و تولید بیش از اقشار دیگر در کشاکش بی ثباتی‌های اقتصادی قربانی می‌شوند. درآمدهای ریالی و هزینه‌های دلاری فقط اقشار فرودست جامعه را از تیغ نمی‌گذراند. بلکه هر قشر و طبقه ای از جامعه به سهم خود از این چالش اساسی متضرر شده و صدمات آن را به لایه‌های بعدی انتقال خواهد داد.چنانچه تولیدکنندگان وطنی تحت فشار دولت از افزایش قیمت‌ها خودداری کنند، هزینه‌های سرسام آور تولید آنچنان عرصه را بر آنها تنگ خواهد کرد که چاره ای جز تعدیل نیرو و پایین کشیدن کرکره‌ها نخواهند داشت و گسترش بیکاری به معنای افزایش آسیب‌های اجتماعی به سردمداری اعتیاد، سرقت، طلاق، کودکان کار و بسیاری دیگر از چالش‌هایی است که امروزه با آنها روبه‌رو هستیم. در بسیاری مواقع تولیدکنندگان میان افزایش هزینه‌های تأمین مواد اولیه و اهرم کنترلی دولت گرفتار آمده‌اند و تعطیلی پرشمار کارخانه‌ها و کارگاه‌ها نشان از عمق فاجعه دارد.
از نگاهی دیگر به این نتیجه خواهیم رسید که اقتصاد همیشه تابعی از سیاست است. اقتصاد مقاومتی و طرح‌های حمایت از تولید و تولیدکننده می‌کوشند تا زنجیره اتصال اقتصاد با تنش‌های سیاسی را از هم گسسته و مفاهیم اقتصادی را در بستری مستقل ریل گذاری کنند. به طور حتم این عملیات پیچیده و سرنوشت ساز یک شبه اتفاق نمی‌افتد و نیازمند سیاست‌های حمایتی کلان در برهه ای طولانی مدت است. در این میان نقش دولت‌ها سرنوشت ساز است. مجموعه اجرایی کشور همانقدر که باید در فرایند تنظیم بازار از دستورهای تحکمی و غیرمنطقی پرهیز کند، به میزان بیشتری موظف است یاری رسان تولیدکنندگان وطنی بوده و از آنها در کشاکش روزهای سخت حمایت کند؛ چراکه چرخ‌های معیشت بسیاری از اقشار جامعه به واسطه فعالیت‌های سرمایه گذاران بخش خصوصی می‌چرخد و در دنیای امروزی دولت‌ها باید هر روز کوچک تر و چالاک تر شده و عرصه را برای بخش توانمند خصوصی باز کنند.
یکی از نیازهای اولیه تولیدکنندگان برخورداری از منابع مالی بانک‌ها با سودهای منطقی است. متأسفانه بسیاری از صنعتگران وطنی در مهلکه بدهی‌های بانکی تمام سرمایه‌های خود را فروباختند و بنگاه‌های پولی ناجوانمردانه حکم به مصادره مجتمع‌های تولیدی و بیکاری کارگران دادند. شماری از بانک‌ها و مؤسسات اعتباری هیچ احساس مسئولیتی در قبال نرخ بیکاری و ضریب اشتغال نکرده و بازپرداخت اصل سرمایه و سودهای معوقه را بر هر چیز مقدم می‌دانند. در حالی که دولت با همراهی سایر قوا باید زمینه ای را فراهم آورد که منابع بانکی با سودهای منطقی در اختیار تولیدکنندگان راستین قرار گیرد و کلیت جامعه از مواهب آن برخوردار شوند. گسترش این تفکر جزیره ای که هر نهاد و دستگاهی باید با دیدگاهی خودمحور به دنبال کسب درآمدهای نامشروع باشد، به افت جامعه ایران بدل شده و نتیجه آن بحران روزافزونی است که بر سر ما سایه افکنده است. شاید اقتصاد ایران بیش از آنکه از تحریم‌ها و عهدشکنی دیکتاتورهای دوران ضربه خورده باشد، از سیاست‌های ادواری و سلیقه ای، اعمال نظرهای غیرکارشناسی و حربه‌های پوپولیستی متضرر شده و تمامی این‌ها زمینه رشد خط فقر و قد کشیدن شاخص فلاکت پدید می‌آورند.
در ادامه بررسی مشکلات عرصه به تولید به نقش قوای مقننه، مجریه و قضاییه در حمایت از تولید و اقتصاد مقاومتی می‌رسیم. قوای سه گانه وظیفه دارند مهم‌ترین مشکلاتی که بر سر راه تولیدکنندگان هست را شناسایی کرده و زمینه را برای حفظ و گسترش خطوط تولید مهیا سازند. گاهی بوروکراسی‌های اداری و اعمال نظرهای سلیقه ای آن چنان عرصه را بر تولیدکنندگان وطنی تنگ می‌کند که قید فعالیت در عرصه صنعت را زده و کرکره‌ها پایین می‌کشند. با غیبت کارآفرینان داخلی دست نیاز بازار به سوی مارکت‌های خارجی -یعنی فقط چین- دراز شده و نتیجه چنان می‌شود که کشور بزرگ ایران رفته رفته به یک مصرف کننده تمام عیار تبدیل شود که درآمدهای نفتی را با اجناس مصرفی معاوضه می‌کند. 
ما همیشه اعراب حاشیه خلیج را برای سیاست‌های مصرفی و تبدیل درآمدهای نفتی به کالاهای مصرفی مذمت می‌کردیم و اینک با تعطیلی کارخانه‌های بزرگ و کوچک رفته رفته به این آسیب مهلک دچار خواهیم شد. به همین دلیل است که حمایت از فرایند ارزشمند تولید باید به یکی از اصلی ترین سیاست‌های نظام تبدیل شود. چنانکه مقام معظم رهبری با آسیب شناسی خردمندانه این چالش اساسی شعارهای سال را بر مبنای جهش تولید و حمایت از کالای ایرانی و مضامین پراهمیتی از این دست نام‌گذاری کردند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی