[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۷
  • دوره جدید

جلگه دردمند، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com


جلگه حاصلخیز فارس اینک دردمند است. در دهه‌های شصت و هفتاد، ما مزارع  پربار این سرزمین را با بی‌رحمی شخم زدیم و شخم زدیم تا پایتخت غله ایران لقب گیریم؛ غافل از آن که در آینده نزدیک با قهر جغرافیا روبرو می‌شویم و دیو خشکسالی بر این سرزمین حکمرانی خواهد کرد. با قهر زمین و آسمان، عمق چاه‌ها به بیش از 700متر رسید و کیفیت آب‌های‌فسیلی دیگر هیچ کس را رفع عطش نمی‌کند. با تصمیمی دیرهنگام، کشت برنج و محصولات غیراقتصادی در بسیاری از مزارع و شالیزارهای فارس ممنوع شد و کشاورزان با بحران‌های‌اقتصادی و اجتماعی روزافزونی روبرو شدند...

اما حکمرانی گسترده خشکسالی در فارس به معنای تعطیلی صنعت کاشت، داشت و برداشت نیست؛ چرا که در بحبوحه خشکسالی هم می‌توان به کشت و زرع اقلام استراتژیک متوسل شد و با نگاهی نو به سود و رونق دوچندانی دست یافت. متأسفانه بنیان کشاورزی فارس در برخی نقاط هنوز بر محور اصول سنتی و باور پیشینیان بنا شده و شمار از کشاورزان در برابر خلاقیت و علم و دانش مقاومت می‌کنند. این در حالی است که باید به موازات دگرگونی‌های‌جغرافیایی انعطاف‌پذیری بود و با توسل به دانش‌های‌نوین کشت و زرع، به پرورش محصولات استراتژیک روی آورد.
تا پیش از راه‌اندازی تصفیه‌خانه‌ها چیزی در حدود  6درصد از آب‌های‌فارس برای استفاده مجدد به تصفیه خانه‌ها روانه می‌شد. بر خلاف تصور عموم، سهم صنایع فارس از مصرف آب بسیار اندک است و چیزی در حدود 2درصد از عنصر حیات به سوی چرخ‌های‌صنعت روانه می‌شود. آخر این سرزمین دارای صنایع سنگینی نیست که عطش فروبلعیدن آب داشته باشند. به گواه آمار، 92درصد باقیمانده صرف امور کشاورزی خواهد شد. همان ‌گونه که از تحلیل آمارها بر می‌آید، با اصلاح روش‌های‌منسوخ غرقابی می‌توان استان فارس را از مهلکه خشکسالی و کویری شدن در امان داشت. اما اتخاذ این سیاست نباید به سرگردانی کشاورزان و خالی شدن قریه‌های‌استان بینجامد. این روزها حدود نیمی از روستاهای فارس به دلیل خشکسالی و تبعات شوم آن خالی از سکنه شده و بسیاری از روستاییان شریف، در مسیر مهاجرت به شیراز به حاشیه‌نشینی و زندگی‌های‌حداقلی روی آورده‌اند.
به همین دلیل، تعطیلی و برهوتی شدن کشتزارهای فارس می‌تواند مولد آسیب‌های‌فراوانی باشد و تعطیلی ناگهانی و شتاب زده صنعت کشاورزی هم بسان خشکسالی، تبعات دوچندانی در پی خواهد داشت. به همین دلیل، باید با توسل به علم و دلسوزی‌های‌جهاد کشاورزی، دانش مهندسان، کارشناسان محیط‌زیست و اقتصاددانان، راه‌حل‌های‌علمی و عملی پیش‌روی کشاورزان قرار داد و صنعت کشاورزی فارس را به عنوان صنعتی مادر جان دوباره بخشید. در همین زمینه، کشت محصولات استراتژیک که منفعت‌های‌چند جانبه‌ای به همراه داشته باشد، می‌تواند راهکار خروج از بحران ارزیابی شود.
در بازارهای جهانی، هر گرم زعفران به قیمت‌های‌نجومی داد و ستد می‌شود و این در حالی است که نزدیک به 90درصد از طلای سرخ جهانی در ایران به ثمر می‌نشیند. بررسی‌های‌کارشناسانه بیانگر این موضوع است که بنیه دشت‌های‌فارس برای کشت این محصول استراتژیک قدرتمند است و در صورت حمایت از سرمایه گذاری بخش خصوصی و نگاه مثبت دولت می‌توان به قطب اول تولید این محصول در جهان تبدیل شد. یکی دیگر از محصولات ارزآور که پتانسیل زیادی برای سرمایه‌گذاری و پرورش دارد، خاویار است. در سال‌های‌گذشته نزدیک به 60تن گوشت و 200کیلو خاویار از این سرزمین به بازارهای جهانی صادر شد و این در حالی است که مناطق سردسیری فارس استعداد بالقوه‌ای در پرورش این محصول استراتژیک دارند. در کنار محصولات مهمی نظیر زعفران و خاویار، کارنامه کشاورزان در پرورش باغ‌های‌پسته نیز روشن است و می‌توان با توسل به آن بازارهای جهانی را تحت‌سیطره ایران و فارس درآورد.
همه این مثال‌ها بیانگر این موضوع است که صنعت کشاورزی فارس با همه زیرمجموعه‌های‌درآمدزا و اشتغال آفرینش نباید به بهانه بحران‌های‌خشکسالی تعطیل شود و تبعات شوم آن بر مشکلات بی‌شمار مردم و منطقه بیفزاید؛ بلکه باید سیاست‌های‌هوشمندانه از ثمرات همه جانبه آن بهره برداری کرد. در برهه معاصر ایران به شدت نیازمند افزایش صادرات غیرنفتی، پیشگیری از مهاجرت‌های‌کورکورانه، فرآیندهای ارزآوری، تغییر سنت‌های‌کشاورزی، کنترل آسیب‌های‌اجتماعی،  اتخاذ شیوه‌های‌درست مصرف آب و بطور کلی شیوه مدیریت بحران است و استان فارس به عنوان یکی از استراتژیک‌ترین مناطق کشور، می‌تواند در این زمینه کارنامه موفقی بر جای بگذارد. 
اینک جلگه حاصلخیز فارس دردمند است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی