[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۲
  • دوره جدید

کوله‌بار درد، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

ورود کودکان به بازار کار ناجوانمردانه است. از دیر باز تا کنون با اطفال زیادی در سطح شهر روبرو هستیم که کوله‌بار مشقت‌ها را بر دوش کشیده و برای کسب حداقل نیازهای زندگی و زنده ماندن چاره‌ای جز پیمودن خیابان‌ها و تفحص در میان زباله‌ها را ندارند. گروه قابل ملاحظه‌ای از کودکان کار در همان سنین کودکی آلوده اعتیاد شده و مرگ دردناکی را تجربه می‌کنند. اعتیاد آن‌ها برای رهایی از درد جانکاهی است که وجودشان را تسخیر کرده با مرور زمان دوز مصرف افزایش می‌یابد و روزی در میان همان زباله‌ها از فرط خماری یا نشئگی به آرامی جان می‌سپارند... 

کسی از مرگ آن‌ها زانوی غم بغل نمی‌گیرد و در آمار و ارقام هم نشانی از وخامت اوضاع نیست. آنها بنا بر خاستگاه حقیر فرهنگی که در آن زیست می‌کنند از آموزش‌های ‌مراقبه و پیشگیری از اعتیاد محرومند و تجربه بی‌وزنی مواد مخدر برای آنها به مثابه رهایی از همه درد و رنج‌هایی به حساب می‌آید که از صبح تا شام گریبانگیرشان است. گروه دیگری از کودکان کار قربانی تجاوز افراد بیماری می‌شوند که در محیط‌های ‌فرومایه فرهنگی پرسه می‌زنند و به دنبال عملی ساختن اهداف شوم خود هستند. متأسفانه انبوهی از مشکلات پیرامون سبب می‌شود تا روح و جسم زخمی کودکان آزار دیده بدون هیچ درمانی رها شود و بذر کینه تا ایام بزرگسالی در افکارشان ریشه دواند و منتظر فرصت مغتنمی برای آزار دیگران بر آیند.
با بررسی پرونده قاتلان متجاوز در می‌یابیم که بسیاری از آن‌ها در سنین خردسالی مورد تجاوز واقع شده و هیچ کس در پی درمان روح آزار دیده آن‌ها بر نیامده است . محرومیت از تحصیل یکی از آشکار ترین چالش‌هایی است که کودکان کار را تهدید می‌کند. بسیاری از آن‌ها علی‌رغم استعدادهای درخشانی که از آن برخوردارند استطاعت حضور در کلاس‌های‌درس را ندارند و در بازار بی‌رحم کار مجبور به فرا گیری درس‌های‌زندگی هستند. در این میان چگونه می‌توان انتظار داشت که در سنین بزرگسالی از آسیب‌های‌اجتماعی و بزهکاری در امان بمانند و شاهد حضورشان پشت میله‌های‌زندان نباشیم. چالش‌هایی که از آن‌ها یاد شد تنها گوشه‌ای از آسیب‌هایی است که کودکان کار با آن مواجه بوده و زندگی آن‌ها را به تباهی خواهد کشاند. متأسفانه این معضل از دیر باز تاکنون در جامعه ایران وجود داشته است و اقدامات انجام شده تنها توانسته تا از شدت بحران به صورت مقطعی بکاهند. در نظر داشته‌باشیم که هر فرد معتاد، زندانی و بزهکار هزینه‌های‌سنگینی را به کشور تحمیل می‌کند و چنان چه بتوان در همان سال‌های‌کودکی نسبت به جمع‌آوری و سامان‌دهی کودکان کار اقدام کرد، صرفه‌جویی مالی قابل ملاحظه‌ای انجام گرفته و گروه زیادی از کودکان معصوم و بی‌گناه می‌توانند یک زندگی عادی و عاری از آلودگی را تجربه کنند. برای اجرایی شدن این مسئله نمی‌توان از دستگاه هایی نظیر بهزیستی به تنهایی انتظار معجزه داشت. بلکه در ابتدا باید درک درستی از میزان وخامت زندگی کودکان کار و آسیب‌هایی که آنها را به صورت متداوم تهدید می‌کند ، داشته‌باشیم و پس از آن بودجه‌ هایی که در سال‌های ‌بعد به منظور ایزوله کردن آنها صرف می‌شود را در موارد پیشگیری هزینه نمود. در اقدام بعدی باید همه دستگاه‌های‌اجرایی با همه توان به میدان آمده و با بهره‌گیری از تمامی امکاناتی که در اختیار دارند به یاری کودکان کار بشتابند.
در نظر داشته‌باشیم که فرآیند سالم سازی روح و جسم اقشار کم سن و سال به مراتب ساده‌تر از بزرگسالان است و با پیش گرفتن اقدامات آموزشی و بهسازی محیط زندگی آنان می‌توان از رشد تضاربی آسیب‌های‌مولد در جامعه پیشگیری کرد. ورود کودکان به بازار کار جوانمردانه نیست.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی