[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۳
  • دوره جدید

زوال اخلاق ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

تربیت نسل نو یکی از زیر ساخت‌های‌مهم واساسی کشور است. بدون تربیت نسل نو راه به بیراهه خواهیم برد. متأسفانه آینده روشنی را به جوانان معرفی نکرده‌ایم چراکه غالب اخبار از توسعه  و روبه ازدیاد رفتن فساد حکایت دارد. وقتی فساد گسترش یافت اخلاق تحت‌تأثیر آن قرار می‌گیرد واتفاقاتی که دیروز وامروز درحال وقوع است حکایت از بی‌اخلاقی‌ها دارد. 
ما دربحث آموزش وپرورش هم سالیان سال است هشدار می‌دهیم، پرورش برآموزش مقدم است اما جابجایی این دو هم در حوزه تئوریک و هم در حوزه عمل هم انکارپذیر است و هم محال چرا که با استناد به علوم و فرضیات قدما از تغییر وتحول درآن پرهیز می‌کنیم...

اینکه چرا علوم تربیتی ما دچار این آسیب جدی شده است باید به ساختارهای سیاسی توجه نمود و انگشت اتهام را به سمت سیاسیون نشانه برد، چراکه تمامی بحران‌های ‌امروزی حاصل روند روبه ازدیاد فعالیت‌های‌سیاسی است. سیاست یک دروغ بزرگ وقابل تکرار برای مهلت گرفتن وآسیب رساندن به فرهنگ ملی یک کشور است. هرچه بیشتر بتوانیم فرهنگ را آلوده سیاست و دروغ‌پردازی کنیم اخلاق را بیشتر درجامعه به سمت نابودی خواهیم برد. 
علم اقتصاد گواه این ماجراست که با برهم زدن تعادل بین فقرو ثروت می‌توان جامعه‌ای سرخورده خلق نمود. وقتی شکاف طبقاتی حاصل اقتصاد سیاسی افزون شد به‌تدریج می‌توان اخلاق وتعهد را از جامعه گرفت چرا که مردم فقیر به هر بی‌اخلاقی دست خواهند زد تا گرسنه نمانند وثروت اندوزی درآن جامعه به یک رویا تبدیل خواهد شد. 
انحصار‌طلبی، دیگر گواه شکل‌گیری شکاف طبقاتی برای دستیابی بدین منظور است. وقتی انحصارگران به دنبال حصارکشی درجامعه باشند دو طبقه اجتماعی درتضاد با یکدیگر قرار خواهند گرفت و شکل‌گیری این تضاد بحران‌های‌اجتماعی وحتی خشونت‌های‌خیابانی را باعث می‌شود. 
در قانون اساسی کشورمان برای مساوات دستورات بسیارشفافی صادر شده که متأسفانه نظام مدیریتی ما یا از آن اطلاعی ندارد و یا برای اجرا سهواً ویا تعمداً پرهیز می‌کنند. امروزه درحال تولید طبقه فقیر هستیم، بزرگترین کارخانه تولیدی ما که همان روستاهای کشور هستند درحال تخلیه می‌باشند. با تخلیه روستا‌ها به هر دلیل، این بی‌اخلاقی‌هاست که در حوزه حاشیه‌نشینی خودنمایی می‌کند. روستا‌های‌ما که زمانی بزرگترین کارخانه تولیدی کشور بودند حالا در بحران بی‌آبی و بیکاری قرار گرفته‌اند وجوانان روستایی تاب استقامت در برابر این ویرانی بزرگ را ندارند. 
حالا کهنسالان که راه به جایی ندارند درخرابه‌های ‌روستا‌های‌آباد دیروز عقربه‌های‌ساعت را تا لحظه سفر ابدی بدرقه می‌کنند وجوانان در شهر‌های ‌بزرگ گرفتار حاشیه‌نشینی ومرگ تدریجی شده‌اند. ذکر آمارهای پلیس کشور از افزایش روند قاچاق گواهی برای ادعاست چراکه سیر صعودی اقتصاد مبتنی برقاچاق توسط همین عناصر مهاجر در بحرانی بی‌هویتی اتفاق می‌افتد. 
درحاشیه شهرهای بزرگ پیدا کردن آدرس جوانان مهاجر بسیار آسان است چرا که شهرک‌های‌فقیر نشین با تمرکز دریک نقطه به کانون آسیب‌های‌اجتماعی تبدیل شده‌اند و جوانان ساکن دراین شهرک‌ها برای امرار معاش دست به مشارکت در صنعت قاچاق می‌زنند. بحران بی‌هویتی که مدیران کشور ازآن در تمامی سمینارهای اجتماعی اقتصادی سخن می‌گویند دارای پرونده‌ای قطور و نخ‌نماست چرا که در تمامی ادوار مدیران اجرایی و برنامه‌ریز کشور درمورد آن گفته‌اند اما حاصلی جز اتلاف وقت دراین سمینارهای نداشته است. 
بزرگترین عیب در این راستا نبود دفتر مهاجرت در شهرهای بزرگ وکوچک است اینکه ما هر شهر را با ظرفیت چه تعداد شهروند با چه میزان زیر ساخت بنا کرده‌ایم بسیار مهم وحیاتی است. دفتر مهاجرت که ما از فقدان آن رنج می‌بریم می‌تواند جمعیت شهرها را براساس توان زیر ساخت‌ها کنترل کند واجازه حضور جمعیت شناور برای مدت محدودی را صادر کند و در پایان افراد مهاجر باید آن نقطه را به سمت زادگاه خود ترک کنند.
ما وقتی از مهاجرت سخن می‌گوییم که شهرهای ما فراخوانی برای این منظور از بین سرمایه‌گذاران ویا نیروهای متخصص صادرکرده باشند. بدون اعلام نیاز حضور افراد مهاجر به عنوان سربار تلقی می‌شود و باید دید مدیران ارشد کشور و برنامه‌ریزان چه تدابیری برای کنترل این موضوع اندیشیده‌اند. 
پس ما از طرفی درگیر تربیت نسل نو درجامعه هستیم درحالی که تقدم پرورش برآموزش را رعایت نکردیم وموج فساد، اخلاق جامعه را به بیراهه کشانده و از طرفی به زیر ساخت‌های‌کشور برای امر مهاجرت هدفمند توجهی نداشته‌ایم.
حاشیه‌نشینی از کنترل شهرداران خارج شده است چرا که دفتر مهاجرت برای ساماندهی امر مهاجرت هدفمند تأسیس نشده است. حالا حاشیه‌نشینی به ابزاری برای توسعه صنعت قاچاق تبدیل شده است و باید برای این حاشیه‌های پررنگ‌تر از متن برنامه‌ای استراتژیک داشته‌باشیم تا مانع نابودی فرهنگ‌کار، فرهنگ شهرنشینی و اخلاق درجامعه باشیم. امیدواریم مدیران واهل سیاست دراین مقوله ورودی جدی داشته‌باشند چرا که تأکید ما برتقدم پرورش بر آموزش است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی