[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۴
  • دوره جدید

علیه کودکی، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

تقریباً همه چیز علیه کودکان است. از مشغله والدین گرفته تا قرنطینگی‌های کرونا؛ از تغییر سبک زندگی و خالی شدن کوچه‌ها تا گسترش فضای مجازی که همه ما را فرو بلعیده است. 
شاید ما از یاد برده باشیم که خردسالان امروز همان آینده‌سازان فردا هستند و با نسلی کرخت و افسرده که به درد تک‌فرزندی محکوم شده‌، نمی‌توان در انتظار روزهای پرشکوهی بود. آن چنان در گرداب گره‌های‌معیشتی و تب و تاب‌های‌سیاسی و مشغله‌های‌ذهنی گرفتار آمده‌ایم که کودکان از یاد رفته‌اند. نسل امروز در معرض تهدید بزرگی به نام افسردگی قرار دارد و نمی‌توان به راحتی از مهلکه آن نجات یافت...

اگر دغدغه‌های‌معیشتی به یگانه دل‌مشغولی ما بدل شود و به فکر پرورش روح و روان کودکان امروز نباشیم، در آینده با نسلی سرخورده و فروباخته مواجه خواهیم شده که از ازدیاد سرانه طلاق، بزهکاری، افسردگی و سلسله‌ای طولانی از آسیب‌های‌اجتماعی در عذاب خواهد بود و برای فرونشاندن آتش درون به مازوخیست و سادیسم و نارسیسسم و طیف گسترده‌ای از ناهنجاری‌های‌پیدا و پنهان پناه خواهد برد.
تقریباً همه چیز علیه کودکان است. نسل بچه‌های‌کوچه رو به پایان است و در خیابان‌ها کمتر نشانی از شادی‌های‌کودکانه به چشم می‌آید. دیگر چرت پیرمرد همسایه با غریوهای کودکانه پاره نمی‌شود و در بقالی محل، که جای خود را به هایپرمارکت داده، نشانی از توپ‌های‌پلاستیکی خوشرنگ نیست. بچه‌های‌محله با حسرت، به یگانه دوچرخه سوار کوچه‌شان نگاه نمی‌کنند و کمبود رهگذران خردسال در معابر شهر آزاردهنده شده است. دیگر هیچ کودکی در میان تپه‌های‌شنی به دنبال ساخت تونل و اتوبان نیست و همه ماجراجویی‌های‌آنها، در سرزمین‌های‌دیجیتال به وقوع می‌پیوندد. در میان همه قحطی‌های‌کودکانه، نشانی از بازی‌های ‌راه مدرسه هم نیست. همان کودکان اندکی هم که از سرویس جامانده‌اند، بسان والدینشان در دنیای صفر و یک‌ها غرقه‌اند و هیچ کس گاهی به آسمان نگاه نمی‌کند.
تقریباً همه چیز علیه کودکان است. شاید کودکان ما از یاد برده باشند که در حال پشت سر گذاشتن بهترین ایام زندگی‌شان هستند و روزهای شاد و پرشور و شعفی در آینده انتظارشان را نمی‌کشد. در روزهای معاصر، هر آن چه پمپاژ می‌شود کوچک‌تر شدن سفره‌ها، بداخلاقی‌ها و مشکلات عدیده اقتصادی و اجتماعی است. آنها باید بر این حقیقت اشراف یابند در زمانه‌ای که سرانه اعتیاد، بیکاری، تورم، طلاق، فساد، ارزش گریزی و هنجارستیزی در اوج قرار دارد، شاید دوران کودکی یگانه فصل شادزیستن باشد. در فصل کودکی، سرنوشت برجام و لایحه‌های‌مبارزه با پولشویی و تسویه‌حساب‌های ‌جناح‌ها نباید اهمیت چندانی داشته‌باشد و جای گفتمان‌های‌ راست و چپ در مهدکودک و دبستان نیست. اما به یمن رکودی که بر سر خانواده‌های ‌ایرانی سایه افکنده، حتی کودکان نیز به جای تماشای کلاه قرمزی و عموهای فیتیله‌ای، آلوده اخبار شده‌اند.
تقریباً همه چیز علیه کودکان است. اگر در دهه‌های‌شصت و هفتاد با کودکان کار در مراکز خرید سنتی روبرو می‌شدیم، در روزگار معاصر کودک چهارساله‌ای در میان زباله‌ها به دنبال غذا است و در حالی که انگشتش توسط موش‌ها جویده می‌شود، برای خانواده‌اش روزی حلال برده و هزینه‌های‌اعتیاد پدر را تأمین می‌کند. کودکانی که در پستوی فراموشی هتک حرمت می‌شوند و تا انتهای عمر نه چندان طولانی خود، از درد ایدز و هپاتیت به خود می‌پیچند. حاشیه‌نشینان خردسالی که به همراه خانواده‌های‌خود از جنگ داخلی گریخته و پناهنده ایران شده‌اند هم سرنوشت خوبی ندارند. حضور کودکان در حاشیه کلانشهرها آن قدر آبستن حوادث است که دریده شدن یکی از آنها توسط سگ‌های‌ولگرد، به سرعت از افکار عمومی پاک می‌شود. به راستی برای چند درصد از کودکان کار و خردسالان حاشیه‌نشین می‌توان آینده روشنی متصور شد؟ آیا کشتن سگ‌ها تنها راه در امان نگهداشتن خردسالان حاشیه شهرهاست؟
تقریباً همه چیز علیه کودکان است. برای پدر و مادر چاره‌ای جز ساعات کار طولانی باقی نمانده و سطح درآمد آنها هیچ سنخیتی با نرخ تورم و هزینه‌ها ندارد. کودکی که از جبر زمانه به درونگرایی گرویده، ساعت‌ها پشت پنجره می‌نشیند و اتومبیل‌ها را می‌شمارد؛ به امید آنکه پدر با پراید یا آردی رنگ و رو رفته‌اش از راه برسد و به ناگفته‌هایش اندکی توجه کند. فضای کوچک آپارتمان، فعالیت‌های‌کودکانه را از او دریغ می‌کند و هیچ یک از همسایه‌ها هم حوصله‌ای برای بانگ‌های‌دوست داشتنی‌اش ندارند. کودک خردسال همه شور و شعف‌های‌کودکی را فرو می‌بلعد و از صمیم قلب آرزو می‌کند با غروب خورشید و از راه رسیدن والدین، حوصله‌ای برای پاسخ به پرسش‌های ‌او مانده باشد. آخر، پدر و مادر مدت‌های‌زیادی است که در حد ضرورت با یکدیگر سخن می‌گویند و نشانی از محیط گرم خانواده نیست. غوطه‌وری در فضای مجازی به یگانه پناهگاه هر دوی آنها بدل شده و حرفی برای گفتن نیست. چراغ‌های‌ رابطه تاریک‌‌اند.
تقریباً همه چیز علیه کودکان است. کودکان نسل فردای ایران را افسردگی تهدید می‌کند. آنها در شاداب‌ترین فصل زندگی‌شان به فضای مجازی گرویده و رخوت پیشه کرده‌اند. بسیاری از والدین از سر بی‌حوصلگی و بی‌مایگی، آرزو می‌کنند فرزندانی ساکت و ایستا داشته‌باشند. به گواه آمار و ارقام، وضعیت تغذیه بسیاری از آنها مناسب نیست. گروه عمده‌ای در اسیدهای تراس فست فودها غوطه‌ور شده‌اند و بسیاری از کودکان کار و خردسالان محله‌های‌حاشیه‌نشین و فقیرنشین، ماه‌ها و سال‌هاست که از تغذیه سالم بی‌بهره‌اند. کودکان و خردسالان، مردمانی هستند که روح لطیفشان بسان بزرگسالان در معرض آسیب‌ها و چالش‌های‌محیط پیرامون هنوز خاکستری نشده و در صورت بذل توجه به آنها و سرمایه‌گذاری روی توانایی‌هایشان، شاهد تبلور جوانه‌های‌امید خواهیم بود.
تقریباً همه چیز علیه کودکان است. از مشغله والدین گرفته تا قرنطینگی‌های‌کرونا؛ از تغییر سبک زندگی و خالی شدن کوچه‌ها تا گسترش فضای مجازی که همه ما را فرو بلعیده است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی