[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۳۶
  • دوره جدید

«خورشید» در ونیز می‌درخشد، روزنامه شیراز نوین

جشنواره بین‌المللی فیلم ونیز یکی از قدیمی‌ترین رویدادهای سینمایی دنیا و در حقیقت ویترینی برای نمایش بهترین تولیدات سینمای جهان است که هر ساله در جزیره لیدو در ونیز ایتالیا برپا می‌شود.هفتادوهفتمین دوره این جشنواره با وجود شیوع کرونا از ۲ تا ۱۲ سپتامبر امسال برگزار می‌شود وخوشبختانه  سه فیلم ایرانی در این دوره جشنواره شرکت دارند. امسال کیت بلانشت بازیگر استرالیایی برنده اسکار رئیس هیئت داوران بخش رقابتی این رویداد سینمایی است و در کنار او «ورونیکا فرانز» کارگردان اتریشی، «جوانا هاگ» کارگردان و فیلمنامه نویس انگلیسی، «نیکولا لاجیویا» نویسنده ایتالیایی، «کریستین پتزولد» فیلمساز آلمانی، «کریستی پوییو» کارگردان رومانیایی و «لودیواین سانیه» بازیگر فرانسوی دیگر اعضای تیم داوری بخش رقابتی ونیز ۷۷ را تشکیل می‌دهند که مسئولیت انتخاب برنده شیر طلای بهترین فیلم را بر عهده دارند. براساس اعلام قبلی جشنواره، «تیلدا سوئینتن» بازیگر اسکاتلندی برنده اسکار و «آن هوی» کارگردان سرشناس هنگ کنگی، دریافت کنندگان جایزه افتخاری شیر طلای هفتاد و هفتمین جشنواره ونیز خواهند بود. فیلم «خورشید» جدیدترین ساخته مجید مجیدی یکی از فیلم‌های‌بخش رقابتی جشنواره ونیز خواهد بود که در اولین حضور بین‌المللی خود برای کسب جایزه شیر طلایی این رویداد سینمایی رقابت خواهد کرد. دو فیلم «جنایت بی‌دقت» به کارگردانی شهرام مکری و «دست خاموش» از احمد بهرامی نیز دیگرنمایندگان سینمای ایران در بخش افق‌های‌جشنواره ونیز هستند. درست در روزهایی که خیلی‌ها از مجید مجیدی دل کنده بودند و حتی وقتی خبر حضور او در سی و هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر منتشرشد، کنجکاوی چندانی را برانگیخته نکرد، او ناگهان فیلمی را روی پرده فرستاد که به شکل دلچسبی تمام پیش‌بینی‌های گذشته را به هم زد. «خورشید» با وجود ضرب‌آهنگ کند و کما بیش خسته‌کننده‌اش در جشنواره فیلم فجر سال گذشته با استقبال نسبتاً خوب مردم و منتقدین روبرو شد و توانست جوایز متعددی همچون سیمرغ‌های‌بهترین فیلمنامه و بهترین فیلم را از آن خود کند. به بهانه حضور«خورشید» در جشنواره ونیز نگاهی داشته‌ام به این آخرین ساخته مجید مجیدی. در این فیلم علی نصیریان، جواد عزتی، طناز طباطبایی، صفر محمدی،علی غابشی با معرفی روح الله زمانی و شمیلا شیرزاد، ابوالفضل شیرزاد،محمد مهدی موسوی فر و مانی غفوری به ایفای نقش پرداخته اند. واما، عملکرد مجیدی در دو فیلم اخیرش به حدی ناامید کننده بود که اغلب منتقدان هیچ امیدی برای موفقیت «خورشید» بعنوان پروژه جدید او نداشتند. این فیلم پس ازغیبت در روزهای ابتدایی جشنواره فیلم فجرسال گذشته موفق به حضور در بخش مسابقه سودای سیمرغ این جشنواره شد. داستان «خورشید» درباره تعدادی از کودکان کار است که پدران‌شان یا مرده اند یا معتاد هستند. روزی مردی به نام هاشم (با بازی علی نصیریان) به سردسته این کودکان که در یک گاراژ اوراقی لاستیک کار می‌کند و مادرش هم به دلیل مشکلات روانی در بیمارستان بستری شده خبر می‌دهد که در زیرزمین دبستان پسرانه خورشید، آب‌انباری وجود دارد که به محل مخفی کردن یک گنج می‌رسد. علی ( سر دسته کودکان ) به همراه سه دوست دیگرش (ابوالفضل، محمد و رضا ) به آن مدرسه می‌روند و ثبت‌نام می‌کنند تا بتوانند با کندن مخفیانه یک تونل، به محل گنج برسند.بقول دوستی «خورشید» مثل دیگرآثار شناخته شده مجیدی سرشار اززندگی است و این را از همان دقایق ابتدایی فیلم می‌توان فهمید. داستان فیلم، فضایی ماجراجویانه دارد که تماشاگران را تحت‌تأثیر قرارمی‌دهد. ماجراجویی گروهی از کودکان و نوجوانان در معرض آسیب که درعین حال می‌توان در آن حس شاعرانه شور و هیجان دوران کودکی و نوجوانی را نیز به تماشا نشست.مجیدی برخلاف دیگر آثار مشابه در سینمای ایران در این سال‌ها سعی نداشته که برای تحت‌تأثیر قرار دادن تماشاگر، با  گنجاندن صحنه‌های چالش برانگیز روحی، مخاطب را به دنبال کردن ماجرای فیلم ترغیب نماید. نکته دیگر این که عنصر نوراهمیت زیادی دراین فیلم دارد و فیلمساز سعی می‌کند تا با کم و زیاد کردن نور درموقعیت‌های‌تیره و روشن داستان، منظور خود را به صورت غیر‌مستقیم به تماشاگر برساند. نورپردازی‌هایی که نشان‌دهنده  شرایط روحی شخصیت محوری داستان (علی) هستند. مجیدی در این فیلم همزمان با ارائه یک داستان هیجان انگیز، از بستر فراهم شده برای بیان دغدغه‌های اجتماعی خود نیز به خوبی استفاده می‌کند. این فیلم نسبت به آثار قبلی فیلمسازبا زبان صریح‌تری دست به نمایش دغدغه‌های کودکان می‌پردازد، به همین دلیل است که در طول داستان بارها شاهد صحنه‌های متعدد رو در رو شدن علی و دوستانش با چالش‌های سخت و نفس گیر هستیم که تحمل آنها حتی برای آدم بزرگ‌های قصه نیز دشوار است. در واقع همزمان که «خورشید» دارای یک نگاه هیجان انگیز و دوست داشتنی به زندگی است، مشکلات سخت و آزار دهنده کودکان کار، مهاجران افغان و مشکل اعتیاد را به تصویر می‌کشد و به خاطر آن که تماشاگر با این شخصیت‌ها ارتباط برقرار کرده، حسابی تحت‌تأثیر چالش‌هایی که آن‌ها در زندگی خود دارند هم قرار می‌گیرد.کارگردانی فیلم  تا حدود زیادی قابل تحسین است ومجیدی مؤلفه‌هایی از سبک فیلمسازی‌  خود که به میزانسن‌ها و بازی گرفتن از کودکان مربوط می‌شود را در این اثرهم پیاده کرده است. میزانسن‌هایی مثل؛ پرواز دسته‌جمعی پرندگان یا شنای دسته‌جمعی ماهی‌ها و... که معمولاً به درد ساخت کلیپ‌های شاعرانه می‌خورند اما در این فیلم تا حد ممکن همه چیز در جای خودش قرار می‌گیرد. به یاد بیاوریم سکانسی را که وقتی علی سروقت هاشم می‌رود تا چیزی به او بگوید، قبل از اینکه ببیند این فرد توسط پلیس دستگیر شده، پرواز دسته جمعی از کبوتران در آسمان را می‌بیند که همه‌شان آزاد شده‌اند، هرچند این صحنه را قبلاً بارها دیده بودیم که هاشم قفس‌های  پر از کبوتر را در پشت‌بام محل زندگی‌اش دارد ولی این میزانسن صرفاً برای زیبایی پیاده نشده است؛ بلکه بخشی از  قصه را تعریف می‌کند و یا دست کم قبل از تعریف شدن آن، مخاطب را آماده‌ می‌کند. گفته می‌شود که مجیدی نابازیگران این فیلم یعنی این پنج کودک (علی و رضا و محمد، به اضافه ابوالفضل و زهرا) را از بین ۴ هزار کودک کار در تهران و شهرستان‌های دیگر انتخاب کرده و بازی‌هایی که مجیدی از کودکان این فیلم گرفته چند لایه دارد تلاش این کودکان در ایفای درست نقش‌ها و مهارت  فیلمساز دربازی گرفتن حسی از این نابازیگران جای بسی تقدیر دارد. چنین کودکانی در لحن و رفتارخود آنقدر شیرین‌کاری‌های بدیع دارند که می‌توانند باعث جذابیت یک فیلم سینمایی شوند. آنها با این که کودک هستند، سعی دارند مثل آدم بزرگ‌ها لوتی‌منش باشند و اصطلاحاً کم نیاورند که این خصوصیت به‌شدت آنان را دوست‌داشتنی‌ می‌کند. بازی شخصیت علی و دوستانش در این فیلم دلنشین است و دفعات زیادی پیش آمده که آن‌ها با کارهایشان مخاطب را احساسی و هیجان زده کرده‌اند. جواد عزتی هم به خوبی در نقش یک ناظم مدرسه ظاهرشده. طناز طباطبایی  در نقش یک مادر دارای مشکلات روانی عمیق باورپذیراست و و علی نصریان هم مثل همیشه یک بازی دلچسب در نقش بزرگ یک محل دارد. حرف آخر این که نقطه ضعف مهم «خورشید» با نزدیک شدن به انتهای فیلم نمایان می‌شود. ریتم پر شور و حرارتی که  تماشاگربرای ۹۰ دقیقه شاهد آن بوده ناگهان کند می‌شود و خرده داستان‌هایی را می‌بیند که ممکن است هیجان او را به کلی از بین ببرد. ضمن آنکه پایان‌بندی فیلم شباهت آشکاری با پایان‌بندی فیلم مشهور و برگزیده «انگل» ساخته  یک فیلمسازکره‌ای دارد که در هر دو فیلم، همه چیز با بارش یک باران سیل‌آسا به پایان می‌رسند.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی