[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۹
  • دوره جدید

خیابان مشاهیر، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

یک‌بار برای همیشه تکلیف خود را با چهره‌های‌پُرفروغ این سرزمین روشن کنیم. گاهی نظرات برخی از آن‌ها با دولت‌های ‌وقت در یک راستا نبوده و انتقاداتی را مطرح کردند که به مذاق دولتمردان خوش نیامده است. 
حال گروهی بر این باورند که حضور چهره‌های فرهنگی و مدنی در عالم سیاست - از آن جایی که تخصصی در لایه‌های پیدا و پنهانش ندارند- محلی از اعراب نخواهد داشت. اما در سوی دیگر عده‌ای بر این نکته پافشاری دارند که آنها حرف دل مردم را به مجریان قانون اطلاع داده و می‌توانند سخنگوی جامعه‌ای باشند که بر عملکرد دولتمردان انتقاداتی دارد...

فارغ از این که آرای کدام جریان فکری بر مدار منطق و مصلحت می‌چرخد و کدامیک نشان از عقاید رادیکالی دارد، باید این نکته را به خاطر سپرد که جریان‌های‌معاند به دنبال کوچک‌ترین بزنگاهی برای مصادره چهره‌های‌محبوب ملت هستند و با تمامی توان می‌کوشند تا آنها را با وعده‌های‌خوش اب و رنگ و پهن کردن فرش‌های‌سرخ به سوی خود هدایت کنند.
حال انتخاب با ماست. شاید ایران همان سرزمین مشاهیری باشد که با کوچ تعدادی از چهره‌ها دچار قحط‌الرجال نشود. اما باید به همه آرای عمومی جامعه احترام گذاشت و با بسترسازی مانع از تحقق دسیسه‌های‌دشمنان شد. متأسفانه گروهی از چهره‌هایی که پایگاه مردمی داشتند فریفته وعده‌های‌شبکه‌های‌فرومایه شدند و به جریان‌های‌متخاصمی پیوستند که سودای خام تجزیه‌طلبی ایران را در سر می‌پرورانند. اما گروهی دیگر همه بی‌مهری‌ها را به جان خریده و حاضر به ترک وطن و فعالیت در صف دشمنان نمی‌شوند. خوشبختانه در سالیان اخیر شاهد تیز هوشی و نگاه مثبتی از سوی سیاستگزاران بودیم. آنها با سعه صدر زمینه بازگشت و فعالیت دوباره بازیگرانی را مهیا کردند که روزگاری آب به آسیاب شبکه‌های ‌زرد برون مرزی ریخته بودند و اینک وقت آن رسیده تا به اهداف بزرگ‌تری فکر کنیم.
از دولتی که با شعار تدبیر و امید بر مسند کارنشسته، از دولتی که وعده‌های‌بزرگی در زمان انتخابات می‌داد، از دولتی که خود را از تصمیمات رادیکالی مبرا می‌داند و درصدد میانه روی است انتظار می‌رود تا از اقشار خاکستری که زمانی مطرود دولت‌های‌پیشین بودند و سال‌های‌سال است در کنج انزوا آرام گرفته‌اند، دلجویی کرده و برای آشتی پیشقدم شود. اگرچه دولت دوازدهم در سخت‌ترین شرایط اقتصادی تاریخ معاصر ایران گرفتار آمده، اما برای بالا بردن پرچم سفید با چهره‌های‌مطرود و مغضوب نیازی به اختصاص بودجه‌های‌کلان نیست. بلکه می‌توان با پرهیز از کینه و نفرت به سراغ آنها رفت و تظر مساعدشان را برای خدمت‌رسانی دوباره به مردم جلب کرد.
گروهی از این نام آوران از میان ما رفته‌اند. مشاهیر ماندگاری نظیر مصدق و بهمن بیگی خدمات شایسته‌ای را به مردم این مرز و بوم ارایه کردند و حتی اگر خیابان یا فرهنگسرایی به نام آنها هم نباشد، در دل مردم همیشه زنده‌اند. شماری دیگر مانند استاد شجریان در بستر بیماری روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد. خسرو آواز ایران در کشاکش بیماری سخت به ایران آمده تا در خاک پرمهر وطن و در میان هموطنانش واپسین دم‌ها و بازدم‌ها را در آرامش تنفس کند. حتی در میان نسل امروزی‌ها هم با پرطرفدارترین مرد رسانه ملی روبرو هسیتم که یک مدیر جوان به دلایلی نامعلوم حکم به انفصالش داد و با این دستور به میلیون‌ها طرفدار عادل فردوسی‌پور پشت کرد.
به یاد داشته‌باشیم که شمار هنرمندانی که سراپا همسو با دولتمردان باشند و افکار عمومی از آنها به عنوان مشاهیر یاد کند دوچندان نیست. از سوی دیگر باید مراقب خدعه و نیرنگ‌های‌دشمنان این مرز و بوم بود.‌ آنهایی که پروژه اغوای چهره‌های ‌مردمی را با تمامی توان در دستور کار قرار داده و به انحا مختلف درصدد فریفتن‌شان هستند. این جستار در حقیقت همان جنگ نرمی است که از سالیان دور بر علیه ملت  برزگ ایران تحمیل شده و از هر خرده فرصتی برای سیاه نمایی و تهاجمات خزنده بهره‌برداری می‌کند. به همین دلیل شاید بتوان رویکردی نو در پیش گرفت و به سیاست جذب حداکثری و دفع حداقلی در مقام عمل جامه عمل پوشانید.
وقتی نام معلم بزرگ ایل بر بلندای یک فرهنگسرا نشیند، وقتی که نام کابوس استعمار پیر را بر خیابانی گذاشتیم، وقتی که شورای شهری کوچک با تمامی آرا نام خیابانی را به نام خسرو آواز ایران کرد، وقتی فردوسی‌پور با  تیم نود به استودیو دوشنبه‌ها بیاید و با عملی شدن بسیاری دیگر از اما اگرها، توطئه دشمنان این مرز و بوم به تلی از خاکستر بدل خواهد شد و در خاکریز جنگ نرم نیروهای زبده خود را در اختیار دشمن قرار نداده‌ایم.
اینک دیکتاتور قرن بر مستند کار ایالات متحده نشسته و مردم شریف و مظلوم ایران در معرض شدیدترین مشکلات اقتصادی و معیشتی قرار دارند. هر روز موج جدیدی از تحریم‌ها فرا می‌رسند و قیمت مایحتاج اساسی زندگی کانال‌های روانی را یکی پس از دیگری در هم می‌نوردد. در چنین شرایطی می‌توان با تغییر نگرش در صدد تقویت افکار عمومی برآمد و زمینه را برای همدلی بیشتر مردم با نظام جمهوری اسلامی فراهم ساخت. همانگونه که در روزهای انتخابات سعی می‌کنیم حس میهن‌پرستانه را در جامعه تقویت کنیم، شاید اینک وقت آن رسیده باشد تا پرچم سفید در دست گرفته و از در آشتی با بسیاری از چهره‌های‌پرفروغ که پایگاه مردمی دارند وارد شویم. به طور حتم چنین رویکردی مسبب همدلی بیشتر در میان همه اقشار جامعه خواهد شد و آستانه تاب‌آوری مردم را ارتقا می‌بخشد. برای دفاع از عزت و کیان این سرزمین به یکدلی و یکپارچگی همه آحاد جامعه نیازمندیم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی