[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۴۰
  • دوره جدید

حجت مزارعی : من چیزی بیشتر از حقم نمی‌خواهم، روزنامه شیراز نوین

شیراز‌نوین: حجت مزارعی یکی از ملی‌پوشان فارسی عضو تیم ملی نابینایان و کم بینایان است. او عنوان قهرمانی بازی‌های‌آسیایی  اینچئون را در کارنامه دارد و جزو قهرمانان ملی به شمار می‌رود.
با این حال، او در زندگی شخصی خود دچار مشکلاتی است که نمی‌تواند آن را از کسی پنهان کند. در مردادماه سال 98 بود که در مراسم تجلیل از قهرمانان که در استانداری فارس برگزار شد، او از استاندار فارس خواست تا شغلی برایش فراهم شود تا بتواند زندگی‌اش را تأمین کند. دکترعنایت الله رحیمی نیز در همان لحظه دستور داد تا خواسته حجت مزارعی برآورده شود، اما حالا که یک سال و اندی از آن دستور گذشته، هنوز مزارعی به دنبال شغل می‌دود.
او در معرفی خود می‌گوید: حجت اله مزارعی هستم، متولد ۱۳۶۸ متأهل و  دارای یک فرزند. از سال ۸۱ در سطح قهرمانی کشور ورزش می‌کنم و در سال ۸۷ برای اولین بار به تیم ملی فوتبال ۵ نفره دعوت شدم. در سال ۸۸ اولین مسابقه رسمی‌ام را انجام دادم و در مسابقات آسیایی چهارم شدیم. 
پس از آن به صورت مرتب در اردوهای تیم ملی حضور داشته‌ام و حضور در مسابقات مهمی را به دلایل مختلف از دست داده‌ام. در بازی‌های آسیایی ۲۰۱۴ اینچئون مقام قهرمانی را به همراه تیم ملی کسب کردم و در بازی‌های جهانی ۲۰۱۱ ترکیه و چند مسابقه بین‌المللی دیگر نیز مقام هایی به دست آورده‌ام.
 مزارعی می‌افزاید : در این مدت در کنار ورزش، تلاش کردم که درسم را هم ادامه بدهم و توانستم لیسانس روانشناسی عمومی را کسب کنم. اما من مشکل اشتغال دارم و پدرم هم بیش از این نمی‌تواند مرا حمایت کند. من ۲  برادر نابینای دیگر هم دارم که هر دو تحصیلکرده و بیکار هستند. یکی از آنها لیسانس علوم قرآنی دارد و حافظ کل قرآن است و دیگری دانشجوی فوق لیسانس روانشناسی است. سال گذشته اوایل مرداد ماه بود که جلسه‌ای در استانداری تحت عنوان تجلیل از قهرمانان برگزار شد،  من به عنوان ورزشکار اخلاق معرفی شدم. آن‌جا من درباره مشکل اشتغالم صحبت کردم و گفتم متأهل هستم و نیاز به کار دارم. آقای استاندار هم قول دادند و دستور دادند که حتماً در کوتاه‌ترین زمان یک جایی مشغول به کار شوم. از آن جا من پیگیر شدم،  از آقای استاندار نامه گرفتم برای اداره کار اما وقتی به این اداره مراجعه کردم، آقای مختاری مسئول اداره کار گفت من در کشوی میزم کار ندارم که هر روز نامه می‌فرستند و می‌گویند کار بده! ما هم ناراحت شدیم اما چیزی نگفتیم.  پس از آن پیگیری کردم برای استخدام در علوم پزشکی که چند نیروی تلفنچی می‌گرفتند اما حتی همان را هم بنا به دلایل مختلفی نتوانستم به دست بیاورم. تا اینکه دوباره از طریق استانداری پیگیر شدم و گفتم من هنوز نتوانسته‌ام شاغل شوم.
 مصاحبه‌ای هم چند ماه پیش با خبرگزاری ایرنا داشتم که مصاحبه خیلی مفصلی بود و آنجا یکسری صحبت‌هایی کردم و گفتم مشکلات معیشتی دارم، گفتم بیمه ندارم و در عین حال فرزند خردسال دارم. اما آن مصاحبه هم در جامعه برای من مشکل‌ساز شد. یک عده زنگ می‌زدند و فکر می‌کردند من آن قدر محتاج شده‌ام که نیاز به کمک‌های‌50 هزار و 100 هزار تومانی دارم! می‌گفتند شماره کارت بده! خانواده من در این قضیه خیلی آزرده شدند و این قضیه برای ما خیلی سخت بود. 
اما با همان مصاحبه هم اتفاق خوبی نیفتاد فقط مردم بودند که تماس می‌گرفتند تا پولی به من بدهند. هیچ یک از مسئولان هیچ کاری برای من انجام ندادند و حتی زحمت پیگیری به خود ندادند! بهرحال آن مصاحبه هم باعث پشیمانی من شد و فقط باعث شد وجهه اجتماعی‌ام خدشه‌دار شود. به همین علت یک پست اینستاگرامی گذاشتم و توضیح دادم که من نیازی به چنین کمک‌هایی ندارم. من نیاز به کار و بیمه دارم و یک درآمد ثابت می‌خواهم..   
ملی‌پوش فارسی تیم ملی فوتبال نابینایان ایران ادامه می‌دهد: پس از آن از خود خبرگزاری هم با من تماس گرفتند و گفتند به استانداری برو. ما به استانداری رفتیم پیش آقای احمدزاده و آنجا آقای استاندار باز هم رویکرد خوبی داشتند و در یک نامه دیگر نوشتند که به صورت ویژه پیگیری و در جایی مشغول به کار شود. اما باز هم اتفاقی برای من نیفتاد. در نهایت نامه‌ای به سازمان بهزیستی زدند و بهزیستی هم گفت پیگیری می‌کنیم. پیگیری کردند اما در نهایت آنها هم گفتند ما نمی‌توانیم کاری برایتان انجام دهیم.
یعنی من همچنان بیکارم. دیگر نمی‌دانم چه باید بکنم. آقای فروردین نماینده مجلس هم پیگیر شده بودند و یکی از دوستانش تماس گرفت و گفت پیگیری می‌کنیم اما باز هم اتفاقی نیفتاده و نتیجه‌ای حاصل نشده! به جز اینکه یک بیمه سلامت داشتم و  آن هم به لطف مسئولان مربوطه قطع شده! گفتند ماهی ۲۰۰ تومان باید بپردازی تا دوباره برقرار شود! منی که هیچ درآمدی ندارم چرا نباید بیمه رایگان شامل حالم شود؟ کسی که معلول است و هیچ چیزی در زندگی ندارد! من فکر می‌کنم آقای استاندار کارش را انجام داده و خواسته من را برآورده کرده اما سایر مسئولان مقصر هستند که دستور او را پس از گذشت حدود ۱۴ ماه هنوز انجام نداده‌اند. 
در طول سه ماه اخیر ۱۵ ماه به استانداری رفتم و می‌ترسم خودم یا یکی از اعضای خانواده‌ام در این رفت و آمدها کرونا بگیریم. دیگر ناامید شده‌ام. آخرین بار آقای استاندار نامه را ارجاع دادند به آقای قاسم‌پور. او همان موقع جلوی خود من زنگ زد به آقای کشفی‌نژاد رئیس بهزیستی استان، او هم گفت بفرستید بیاید برایش کاری می‌کنم. اما به هر دلیلی نتوانست و نشد. تنها کسی که پس از مصاحبه من با خبرگزاری ایرنا با من تماس گرفت، آقای گودرزی معاون بهزیستی استان بود! تنها کسی از مسئولان کل مملکت. اما هیچ اتفاقی نیفتاد و من هم همان آدمی هستم که قبل از مصاحبه بودم، فقط کمی وجه‌ام خراب شده. من از این شهر توقع بیشتری دارم. از شهرداری، شورای شهر، اداره ورزش و جوانان و تمام ادارات دیگر. من که چیزی بیشتر از حقم نمی‌خواهم.
وی افزود: چند سال قبل قوانینی برای حمایت از قهرمانان جهان و المپیک وضع شد اما برای معلولان فقط گفتند فرزندشان می‌توانند استخدام شوند! الان فرزند من دو و نیم ساله است! یعنی باید ۲۰ یا ۳۰ سال دیگر منتظر بمانم ببینم آیا بچه‌ام نیاز پیدا می‌کند که بخواهد با سهمیه من استخدام بشود یا نه! اصلاً معلوم است تا آن زمانی چه اتفاقی می‌افتد؟ قهرمانی در آسیا هم یک قانون جایزه مصوب دارد که آن زمان به ما ۷۰ سکه دادند که حدود ۶۰ میلیون تومان شد و این پول هم به قدر این بود که من با یک پدر کارگر بتوانم تمام خرج و مخارج زندگی‌ام را تأمین کنم.
 حجت مزارعی ادامه داد: رئیس هیئت ما تنهاست. آقای هاشمی‌نژاد همیشه تلاش می‌کند اما از خیلی جهات محدودیت داریم. امیدواریم مسئولان نگاه دیگری به ورزش معلولان داشته‌باشند. ورزش ما در حوزه نابینایان همیشه در مسابقات بزرگ و المپیک آسیایی جزو مدال‌‌آوران و قهرمانان بوده اما آن توجهاتی که باید باشد، نیست. معمولاً حدود نیمی از اعضای تیم ملی فوتبال نابینایان را بچه‌های فارس تشکیل می‌دهند. از ۱۲ دوره‌ایی که مسابقات قهرمانی کشور برگزار می‌شود ۹ یا ۱۰ بار قهرمان شدیم و قدرت اول فوتبال کشور هستیم. 
 وی افزود: من فکر نمی‌کنم خواسته‌ام خواسته زیادی باشد. من از کسی کمک مالی نمی‌خواهم. می‌گویم من یک قهرمان هستم که تا الان روی پای خودم ایستاده‌ام و تلاش کرده‌ام. بدون هیچ منتی با افتخار سعی کرده‌ام همان چیزی که در توانم هست را انجام دهم. حالا یک نفر می‌رود در سخت‌ترین شرایط در دورترین نقاط مرزی پاسبانی می‌دهد و از کشور حراست می‌کند تا پرچم کشور بالا بماند یک نفر هم در عرصه ورزش می‌تواند پرچم کشورش را بالا ببرد.
فکر می‌کنم در این قضیه چیزی کم نگذاشته‌ام و در حد توانم برای کشورم جنگیده‌ام. امروز که به اینجا رسیده‌ام خواسته‌ام این است که شغل آبرومندی به من بدهند که سر کار باشم، دستم در جیب خودم باشد و دغدغه بیمه سلامت زن و بچه‌ام را نداشته‌باشم. فکر نمی‌کنم این‌ها خواسته‌های زیادی باشد. 
حجت مزارعی در پایان گفت: ممنونم از شما و از همه کسانی که از ابتدای زندگی برایم زحمت کشیدند، مخصوصاً پدر و مادرم که در راه ورزش و تحصیلم  خیلی به من کمک کردند. امیدوارم کسی شرایطش مثل من نباشد که بخواهد برای یک لقمه نان آنقدر به این در و آن در بزند. من کار کردن را عار نمی‌دانم اما نمی‌توانم کارگری کنم. اگر می‌توانستم با افتخار می‌رفتم پیک موتوری یا راننده اسنپ می‌شدم اما این کارها از دست ما برنمی‌آید. متأسفم که کسی صدای ما را نمی‌شنود.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی