[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۳۴
  • دوره جدید

اقتصاد و امنیت ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

باید دید چند درصد از ناکارآمدی‌های اقتصادی امروز متوجه تحریم‌های اقتصادی‌سیاسی است. آیا واقعاً تحریم‌های خارجی ما را فلج کرده یا خودتحریمی‌ها و لجبازی‌های سیاسی بین جناح‌های درگیر قدرت و نشسته در سایه عرصه را بر مردم تنگ کرده است. باید دید داستان پدافند غیرعامل در این بین چه می‌شود و چه تأثیری بر روند مقاومت داشته یا حتی بحران‌های خودساخته سیاسی توأم با اغتشاش‌های شهری با اقتصاد ایران چه کرده است. 
حالا دولت در سال آخر فعالیت خود مستأصل از وضعیت پیش‌آمده و خارج‌شدن سکان هدایتی از دستانش با وساطت مجلس انقلابی دنبال طرح و برنامه جیره‌بندی کالاهای اساسی است...

 ملتی که جنگ هشت ساله را تحمل نمود تا کنون چنین رفتار و کردار اقتصادی با وجود ارائه آمارهای عجیب از رشد اقتصادی داخلی و خارجی را به خود ندیده است. دولت از یک طرف آمارهای درشت اقتصادی و توفیقات روزافزون را اعلام می‌کند و از طرفی دنبال جیره‌بندی کالاهای اساسی برای مردم است. دولت از طرفی گمرک را مامور ارائه آمار از وجود کالاهای اساسی برای ماه‌های آینده و حتی پایان 99 می‌کند و از طرفی بر طبل جنگ اقتصادی و اوضاع خراب می‌کوبد. رئیس‌جمهور در سخنان اخیر خود به صراحت اعلام کرد که مردم باید جنگ اقتصادی را باور کنند. 
مسلم آنکه رشته اقتصاد جهانی به‌دست دولت آمریکاست. مجلس و دولت ایران بر این باورند که دلارهای ایران در بانک‌های خارجی مسدود شده است و دولت‌های همسایه هم از ترس آمریکا و ماجرای تحریم‌ها جرأت نمی‌کنند دلارهای ایران را آزاد کنند. پس امکان برداشت وجود ندارد. دلارهای موجود در بازار هم که در حال دست‌به‌دست شدن هستند و مرز 30هزار تومان را می‌جویند از کجا آمده و کنار خیابان و یا در صرافی‌ها فروخته می‌شود، مشخص نیست. اما باید دید اوضاع مرزها این روزها چگونه است و آیا چمدانی پر از دلار وارد مرزهای کشور می‌شود و یا دولت خزانه دلار خودرا برای تأمین بخشی از هزینه‌ها از جمله پرداخت حقوق کارکنان لشکری و کشوری در بازار آزاد خالی کرده است. 
هر چند منطقی‌ترین شیوه خالی شدن خزانه دلار دولت در بازار است چرا که دولت می‌داند ارزها در هنگام سقوط قیمت به خزانه باز خواهد گشت. اینکه تصور کنیم اوضاع بر همین منوال خواهد گذشت اشتباهی راهبردی است چراکه گرانی کمرشکن، پس از سکشتن کمر مردم، کمر دولت را نیز خواهد شکست. در واقع ریزش سرمایه‌های اجتماعی اصل مقبولیت و مشروعیت دولت‌ها را زیر سوال می‌برد و این خاص دولت ایران نیست. در پس تمام گرانی‌ها و آشفتگی در بازار و به نوعی فلج شدن اقتصاد باید در انتظار واکنش‌های اجتماعی و امنیتی بود هر چند احساس می‌شود امنیت در محلات شهری تلنگری جدی در باب سرقت‌ها دریافت کرده است. 
به‌طور قطع این روزها مردم زیاد به مرکز 110 تلفن می‌زنند چراکه اگر اهل همین شهر باشید در مشاهدات میدانی این حضور و این درخواست کاملاً مشهود است. اقتصاد و عدم کنترل مبانی آن کنش‌های اجباری امنیتی را به همراه دارد. با گسترش فقر دایره و محدوده امنیت تنگ‌تر می‌شود، وقتی احساس امنیت از بین رفت شکاف و شکست آن کاملاً قابل درک است. امنیت به نوبه خود دارای تعاریف ویژه‌ای است اما مقوله احساس امنیت‌، جدی‌ترین مقوله در بعد اجتماعی است چراکه احساس امنیت گسترگی خاص خود را دارد و می‌تواند بخش‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را در برگیرد و در دو حوزه داخلی و خارجی مورد توجه قرار گیرد. 
وارد آوردن ضربه به بنیه اقتصادی، وارد کردن ضربه به بنیه امنیتی است. در این شرایط هر نوع ناامنی را می‌توان توجیه کرد. باید به ترمیم حوزه اقتصادی پرداخت تا توجیهات ناامنی مختصر شود و گاهاً از بین برود. در مورد ترمیم بنیه اقتصادی شعارهای بسیاری از سوی سیاسیون داخلی مطرح شده است اما حتی نیروهای منتصب به جریان انقلابی با ورود به مجلس در ماه‌های اخیر شتابی برای اجرای شعارهای گذشته خود نداشته‌اند. لذا می‌توان اینگونه پنداشت که فرض بر ایجاد ناامنی با استفاده از ابزار اقتصادی است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی