[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۴۳
  • دوره جدید

پارادوکس در توسعه ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

با یک پارادوکس بزرگ در امر توسعه استانی و حتی حوزه ملی روبه‌روی هستیم. این پارادوکس اخیراً شدت گرفته و نیازمند هم‌سویی در امر توسعه استانی و ملی هستیم. هرچند نمی‌توان انتظار داشت در این روزگار امر توسعه به‌صورت بخشی در استان‌ها لحاظ شود اما می‌توان انتظار داشت به‌صورت ملی این پارادوکس را موردتوجه جدی قرار داد و از قدرت‌نمایی کاذب پرهیز کرد. واقعیت امر این است که دولت دچار کمبود بودجه است و این امر تنها خاص دولت یازدهم و دوازدهم نیست. دولت‌های دیگر هم درگیر کمبود بودجه بوده‌اند و با فشار بدهی‌های شدید قدرت را دست به دست کرده‌اند...

آمارهای مربوطه نشان می‌دهد که هر دولت با چه میزان بدهی قدرت سیاسی را واگذار کرده است و این امر حکایت از آن دارد که دولت‌ها افراد کاردان و اقتصاددان را به یاری نگرفته‌اند و دخالت احزاب بدون کادر تخصصی در حوزه سیاست بر حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی تأثیرات منفی گذاشته است. 
حالا منظور ما از پارادوکس چیست؟ عوامل دولتی در سطوح ملی و استانی از رشد اقتصادی می‌گویند اما ظواهر امر از بیکاری و فلاکت خبر می‌دهد. خط فقر 10میلیون تومان تعریف شده است و هر لحظه بر شدت فلاکت افزوده می‌شود، اما دولت از شکوفه‌های بهاری می‌گوید و رشد سرمایه‌گذاری. نمایندگان مجلس به‌صراحت از عقب‌ماندگی استانی مانند فارس و محرومیت آن از اعتبارات دولتی می‌گویند و مدیران دولتی در فارس چهره استان را سرخ و سفید در ویترین تعاریف خود معرفی می‌کنند. وقتی پایتخت‌نشینان به فارس می‌آیند، چنان بساط تعریف و سوغات به‌راه است که وزیران و معاونان باور نمی‌کنند این استان محروم است؛ چراکه زمینه برای ورود آنان از پیش مهیا شده و مدیران قدرت شکسته‌نفسی ندارند و با آمارهای عجیب سازمان‌های مربوطه را خط‌شکن اقتصادی معرفی می‌کنند و باقی قضایا. باطن صنعت در فارس را می‌توان در تعاریف قضایی ارزیابی کرد. آمارهای تعطیلی و مصادره کارخانه‌ها و کارگاه‌ها به‌قدری زیاد بوده که حالا دستگاه قضایی به موضوع ورود کرده و شاید از این به بعد به بانک‌ها تذکر بدهند که تقاضای مصادره و تعطیلی مراکز تولیدی را نکنند. از آن طرف بانک‌ها اعتماد خود را به کارآفرینان و صنعتگران از دست می‌دهند و پرداخت تسهیلات صنعتی را قطع می‌کنند؛ چراکه طلب آنان حتی با حکم قضایی هم وصول نمی‌شود و دستگاه قضایی از بانک‌ها می‌خواهد در این خصوص گذشت کنند. باید دید منابع بانک‌ها از کدام محل تأمین می‌شود و آنان در مقابل سپرده‌گذاران خود چه مسئولیتی دارند؟ آیا بانک‌ها می‌توانند به افراد غیرکاردان وام بلاعوض بدهند و البته شاید این وام‌ها در خط تولید مصرف نشود و کارآفرینان اسمی، وام‌ها را صرف سفر‌های خارجی خود کنند؟ سفر‌های خارجی به نام خرید تجهیزات و تکنولوژی روز اما با هدف سرمایه‌گذاری در خارج و باقی قضایا. یکی از بدبختی‌های صنعت در فارس همین اتفاق مهم، بزرگ و پنهان‌مانده است. چراکه باید پرسیده شود آیا نظارتی بر اعطای تسهیلات بانکی به کارآفرینان می‌شود؟ اگر نظارتی وجود دارد، چرا خط تولید فقیر و ازکارافتاده است؟ 
مع‌الوصف تا امروز همان نیمچه حرکت اقتصادی هم که داشتیم، از کار افتاده است. متأسفانه تولیدات داخلی کیفیت لازم را نیز ندارند که به ماجرای صادرات ورود کنیم؛ چراکه داستان تحریم کشور قطر ثابت کرد محصولات ما جایی در ماجرا ندارند و ترکیه خیلی با عجله از طریق مرزهای زمینی و آبی ایران، جای صادرکنندگان ما را پر کرد. 
نقطه سر خط؛ باید فکری به حال پارادوکس کنیم. این تناقض‌گویی ریشه اقتصاد و توسعه استانی و ملی را خشکانده است. ما باید باور کنیم که برای توسعه نیازمند منابع و مشارکت دیگران هستیم؛ سرمایه‌گذاری با حفظ هویت و استقلال فرهنگی و اقتصادی کشورمان. اگر کسی از ارتباط با دنیا سخن می‌گوید به معنای هدم تمدن و ارزش‌های فرهنگی و اعتقادی نیست؛ بلکه باید در تعامل با جهان و تاریخ، جاده‌های ابریشم را رونق بخشید و رویکردهای جدید را با آغوش باز و حفظ 
منش، پذیرفت.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی