[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۴۱
  • دوره جدید

فهم قدرت، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

تاکنون فهم درستی از قدرت در بین گروه‌های‌ طالب قدرت ملاحظه نکرده‌ایم و نابسامانی در تمامی بخش‌ها و تضاد‌های شدید که گاهی به زورآزمایی‌های خیابانی منتهی می‌شود، گواه این ماجراست که بهره‌گیری از قدرت در جهت عکس، تماماً منافع مردم را تهدید می‌کند.
ما به تفکیک قوا در شعار پایبند هستیم اما در عمل انحصارطلبی می‌کنیم. دایره قدرت باید چنان باز و شفاف باشد تا درون قدرت انحصار شکل نگیرد.
ما در تمام موارد قانون داریم و گاهی باید بر این اندیشه بود که قانون بد بهتر از بی‌قانونی است. در تمام این سال‌ها اگر به قانون هرچند بد عمل کرده بودیم، به‌یقین دچار این مشکلات به بحران تبدیل‌شده، نشده بودیم...

در جهان استفاده از مکانیسم زور توسط نظامیان و درگیری‌های شدید و خونین و ویرانی‌های ناشی از آن به‌معنای به‌بن‌بست‌رسیدن گفت‌وگوست.
درواقع وقتی دست به قبضه اسلحه و شلیک می‌شویم که حرفی برای گفتن و پاسخی برای شنیدن وجود نداشته باشد.
نگرانی‌های امروز برای فرداست. به نظر می‌رسد قوای سه‌گانه به شرح وظایف خود آشنایی نداشته و این ناآشنایی و عدم اعتراف به آن باعث گرفتاری‌های دیروز و امروز شده است. به‌طور کل مداخله در قوا که بیشتر از تعامل و تفکیک مشاهده می‌شود، از این روست که قوای اجرایی دچار استیصال در اجرای قانون می‌شود و قوای مقننه با درگیرشدن با مسائل حاشیه‌ای و تدوین سناریوهای حضور آتی در مجلس از اصلاح قوانین و نظارت بر اجرای آن بازمی‌ماند.
در دوره‌های گذشته قوه قضاییه هم در عمل به شرح وظایف خود موفق نبوده است؛ چراکه اقدامات این قوه بازدارنده و پیشگیرانه نبوده و نمی‌توان گفت به پایان سناریوی فساد رسیده‌ایم.
شعار‌ها و اطاله زمان برای دستیابی به اهداف انقلابی بزرگ‌ترین صدمه را بر پیکر اعتماد و اعتقادات عمومی وارد کرده است. به نظر می‌رسد گردانندگان سیاست جهانی در سرکوب حرکت‌های مردمی بهترین شیوه را در پیش گرفته‌اند و با ابزار ناکارآمدی در صف نیروهای مدعی اصلاحات، موفق شدند حرکت‌های عظیم مردمی را مهار کنند و عملاً در بعد اجتماعی و سیاسی در مسیر حرکت‌های اصیل مردم، موفق به خنثی‌سازی شوند.
نقطه سر خط؛ ما پیش از آنکه از مردم بخواهیم متعهد به قانون باشند، باید از مسئولان کشور بخواهیم به قانون متعهد باشند که این تعهد باعث الزام گروه اول به رعایت قانون خواهد شد.
اگر پرونده سیاسی و اقتصادی با تأثیر بر اعتماد و اعتقاد یک ملت را در چهار دهه گذشته ورق بزنیم، ملاحظه خواهیم کرد از این مهم سهمی نداشته‌ایم.
به‌طور قطع مشکلات امروز ما متأثر از تأکید بر بی‌قانونی و دورزدن اساس قانون است.
قانون در فلسفه وجودی خود به‌معنای به‌نظم‌کشاننده روند اجتماعی در تمامی ابعاد وجودی خود است و ناتوانی در ایجاد نظم باعث بی‌نظمی و انحصار در قدرت خواهد شد.
اینک باید قضاوت کرد که آیا طالب بی‌نظمی بوده‌ایم یا در پی ایجاد نظم؟ توسل به هرکدام، نتایج امروز را در پی داشته و باید دید امروزِ ما محصول بهره‌گیری از کدام گزینه است؛ نظم یا بی‌نظمی؟

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی