[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۳۸
  • دوره جدید

جیمـز بانـد ابــدی، روزنامه شیراز نوین

اشاره: شان کانری در سن ۹۰ سالگی درگذشت. این ستاره بریتانیایی- اسکاتلندی به عبارتی بهترین نقش آفرینی بود که نقش جیمز را هفت بار تکرار کرد. او طی سال‌ها هنرنمایی روی پرده سینما، یک اسکار، ۲ بفتا و ۳ جایزه گلدن گلوب دریافت کرد. «شکار برای اکتبر سرخ»، «اولین شوالیه» و «صخره» برخی از آثار به یادماندنی فهرست بلند بالای کارهای سینمایی شان کانری است. وی را بهترین بازیگر نقش جیمز باند می‌دانند و بارها در نظرسنجی‌های گوناگون، این عنوان را از آن خود کرده است. به همین بهانه گروه فرهنگ و هنر شیرازنوین نیم نگاهی به زوایای پیدا و پنهان مجموعه آثار باند، جیمز باند داشته است.
فوران آدرنالین با ژانر جاسوسی
سینمای جاسوسی از بهترین ژانرهاست. در این نوع از سینمای ماجراجویانه بارقه‌‌هایی از تعلیق، ماجراجویی، درام و ملودرام، طنز و بسیاری دیگر از مفاهیم داستانی یک جا جمع شده‌ اند و مخاطب با محصولی چندبعدی روبه‌روست که این موضوع رضایت طیف بیشتری از تماشاگران را به دنبال خواهد داشت. با این همه، تمامی‌ شاخصه‌‌های درج شده نمای بیرونی مأمور 007 را تشکیل می‌دهند. او به نام وطن‌ پرستی یک ماشین کشتار تمام‌عیار است و مأموریت دارد در همه قاره‌ها، مخالفان بریتانیا را از میان بردارد. وی با توسل به جذابیت‌‌های هنر هفتم تبحر ویژه ‌ای در تغییر آرای عمومی ‌جامعه داشته و با حیله سینما تلاش می‌کند تجاوزها و استعمارها و دسیسه‌ها را امری عادی و انسان‌ دوستانه نشان دهد. ابزار باند برای نفوذ به افکار عمومی ‌سناریوهای پرفرازونشیب، کارگردانی‌های هوشمندانه، جلوه‌‌های ویژه بدیع و در یک جمله، فوران آدرنالین است.
سینما جهان‌ شمول‌ ترین هنرهاست و تماشاگران همیشه در مقابل قهرمانان پرده نقره ‌ای بی‌دفاع بوده‌اند. در این میان، ضدجاسوس توانمندی را در نظر بگیرید که در کمال جذابیت‌‌های ظاهری همانند یک ابرقهرمان وارد قصه شده و با تکیه بر توانمندی‌های بالفطره‌ اش دشمنان صلح و دموکراسی را از میان برمی‌دارد. تماشاگران سینمای بدنه در دهه‌‌های پیشین شیفته 007 بوده‌ اند و تقریباً هیچ کدام از آثار او در گیشه به شکست روبه‌رو نشده است. اما منتقدان نظر دیگری دارند. از نگاه کارشناسان، بسیاری از فیلم‌های 007 تکراری، ملال‌آور، منطق ‌ستیز و عاری از ارزش‌های تکنیکی و روایی است. به همین دلیل، اتاق فکر فیلم تصمیم گرفت در دهه معاصر خط مشی جاسوس را عوض کند. در واپسین فیلم‌های باند دیگر با مأموری توانمند و زن ‌باره و عاری از اشتباه روبه‌رو نیستیم؛ بلکه ضدجاسوس بریتانیایی در مهلکه افسردگی‌‌های مزمن گرفتار آمده و نشانی از توانمندی‌‌های پیشینش ندارد. با توسل به این تغییرات، سازندگان برای بار دیگر توانستند عنصر نوگرایی را بر قامت کهنه کاراکتر یان فلمینگ تزریق کرده و نظر مثبت منتقدان را جلب کنند.
فارغ از تمامی ‌انتقادهای منفی که بر محتوای فیلم‌های جاسوس بریتانیایی وارد می‌شود، مجموعه آثار باند از نظر خلاقیت‌‌های کارگردانی، شیوه نقش‌ آفرینی، کیفیت سناریو، پردازش داستانی، خلق سکانس‌‌های شگفت‌ انگیز، حجم سرمایه‌ گذاری تهیه ‌کنندگان، توجه به ذائقه مخاطبان و بسیاری دیگر از مبانی تکنیکی در زمره بهترین آثار ژانر اکشن سینما قرار می‌گیرد. به بیانی ساده ‌تر، هرچقدر درونمایه 007ها حول محور استعمار و استثمار و توجیه تجاوزها در جریان هستند، نمای بیرونی آنها جذاب و مخاطب ‌پسند تدارک دیده شده است.
دعوت از سلطان تعلیق برای کارگردانی
در برهه‌ ای که تحریر اولین قسمت از مجموعه آثار باند به پایان رسید، خالق اثر آرزو داشت آلفرد هیچکاک افسانه‌ ای دست نوشته‌هایش را تبدیل به فیلم کند. اما سردمدار ژانر وحشت، فیلم «روانی» را بهانه کرد تا به سینمای سیاسی- ماجراجویی وارد نشود و به ارزش‌ هایش پایبند بماند. پس از آن، دیگر یان فلمینگ سرخورده حساسیتی در انعقاد قراردادش با کمپانی‌های فیلم ‌سازی به خرج نداد و دست سرمایه‌ گذاران را باز گذاشت تا قهرمان جاسوسش را به هر سمت و سویی هدایت کنند. خالق 007 همواره یادآوری می‌کرد که کاراکتر جیمزباند ضد جاسوس است و نباید به عنوان ماشین کشتار یا ابزار سلطه مورد استفاده قرار گیرد. فلمینگ در تعریف بن ‌مایه‌های فکری شخصیت باند به این نکته اشاره می‌کند که قهرمان داستانش برای نجات جان مردم از مخمصه تروریست‌‌ها تلاش می‌کند و صدور او به آن سوی مرزها، آن هم برای کشورگشایی‌های رایج بریتانیا سنخیتی با ایده‌های اولیه و آرمان‌هایش ندارد. با مشاهده آثار باند در دهه‌های اخیر، شاهد هستیم که ضد جاسوس بریتانیایی از اصول اولیه فرسنگ‌ها فاصله گرفته و به عنوان جاده ‌صاف ‌کن که به البسه فاخر و برترین تکنولوژی‌‌های جاسوسی مجهز است، در اقصی‌ نقاط جهان به انجام مأموریت گسیل می‌‌شود. با وجود همه این‌‌ها، مأمور 007 تنها بازمانده از نسل قهرمانان سینمای دهه شصت میلادی است که توانسته تا به امروز بر پرده‌های نقره ‌ای دوام بیاورد.
اما به راستی راز ماندگاری مأمور شصت ساله چیست؟ جیمز باند همانند ابرقهرمان‌های مارول به ویژگی‌‌های فرابشری و رؤیایی و استعاره‌های تخیلی مجهز نیست و بسیاری از نقش ‌آفرینان جاسوس مثل پیرس برازنان حتی کاریزماتیک نبودند. شاید تنها دلیل ماندگاری باند، به فیلم ‌نامه‌های منسجم و تأثیرگذار آن بازگردد که برای لحظه ‌ای تماشاگرانش را به حال خود رها نکرده و آدرنالین را به صورت پیوسته در مخیله تماشاگران منتشر می‌سازد. فیلم ‌نامه‌‌های باند خط مستقیم داستانی را دنبال می‌کنند. مأمور سازمان جاسوسی می‌تواند به تنهایی سلسله‌ای از دشمنان کشور را با تکیه بر نبوغ و مهارت‌‌های خود از پای درآورد. البته با گذشت دوران، قهرمانان و ضد قهرمانان باهوش ‌تر می‌شوند و بن ‌مایه داستان می‌‌تواند مخاطبانی را که با گذشت ایام سختگیرتر شده‌ اند، راضی کند.
درهم‌شکستگی باند
تا قبل از آنکه دنیل کریگ برای این نقش انتخاب شود، رسم بر این بود که قهرمان قصه از گذران عمر در امان باشد و همواره جای خود را به جوانان دهد؛ اما واپسین کهنه‌ جاسوس همه معادلات پیشین را به هم ریخت. او دیگر در همه نبردهای تن به تن برنده میدان نیست و دستانش هنگام تیراندازی می‌لرزد. قوای ذهنی ‌اش رو به زوال است و دیگر همانند دوران اوجش نمی‌‌تواند در لحظه بهترین تصمیم را گرفته و گاهی دچار اشتباه‌‌های مهلکی می‌شود. با این حال، از اراده تحسین ‌برانگیز و قوای خستگی ‌ناپذیری برخوردار است و با تکیه بر انگیزه و هوش سرشارش، از پس دسیسه‌ها برمی‌آید. با این فرمول هوشمندانه، جیمز باند همچنان در میان منتقدان و تماشاگران زنده مانده است. بدین معنا که مأمور 007 همیشه به ویژگی‌های پیشینش پایبند نیست و بنا بر شرایط دوران، انعطاف ‌پذیر عمل می‌کند. حتی کار به جایی رسیده که سازندگان فیلم پرده‌‌برداری از کاراکترهای رنگین‌پوست و نقش‌آفرینان زن را برای مجموعه آثار بعدی جیمز باند چندان دور از ذهن نمی‌دانند. 
بدرود با کانری افسانه‌ای
کوین کاستنر در سوگ شان کانری از وی به عنوان بزرگ‌ترین ستاره یاد کرد و رابرت دنیرو گفت انتظار داشت او بیشتر از این زندگی کند. رابرت دنیرو و کوین کاستنر که با شان کانری در فیلم «تسخیرناپذیران» جلوی دوربین رفته بودند، با انتشار خبر درگذشت این بازیگر از وی یاد کردند. کوین کاستنر با ادای احترام به کانری از وی به عنوان مردِ مردان یاد کرد که کارنامه حرفه‌ای شگفت‌انگیزی از خود به جای گذاشت. رابرت دنیرو نیز که در این فیلم در نقش آل کاپون ظاهر شده از کانری تجلیل کرد و گفت: او خیلی جوان‌تر از ۹۰ سال به نظر می‌رسید و انتظار داشتم -و امیدوار بودم- با ما زمان خیلی بیشتری همراه باشد.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی