[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۳۶۸
  • دوره جدید

حمایت‌ها در ترازو، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی- روزنامه‌نگار:

farzad_vossoghi@yahoo.com

دستگاه‌های حمایتی هم مانند افرادی که باید سرجای خودشان باشند و نیستند تا تخصصی عمل کنند و مشکلات را قبل از تبدیل‌شدن به بحران، حل‌وفصل کنند، به وظایف خود عمل نمی‌کنند.
دستگاه‌های حمایتی انگار از شرح وظایف ماهیتی خود شانه خالی کرده‌اند و دیگر دستگاه‌ها را به حضور در مسلخ دعوت می‌کنند. سازمان تأمین‌اجتماعی یا همان وزارتخانه رفاه اجتماعی، بنیاد مستضعفان، کمیته امداد، جهاد کشاورزی، سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان، سازمان بهزیستی، مؤسسات خیریه زیر شاخه سازمان‌های مادر و... مسئول مقابله با وضعیت فعلی و بحرا‌ن‌های اقتصادی پیش‌آمده در تضاد با رفاهیت اجتماعی هستند... 

مطابق قانون سازمان تأمین اجتماعی یک تنه با بهره گیری از تمهیدات قبلی باید به رفع مشکلات گروه هدف بپردازد و برای آن دسته از افراد که زیر چتر حمایتی تأمین اجتماعی برابر قانون موجود، نیستند، کمیته امداد و بنیاد مستضعفان باید به رسالت اصلی خود بپردازد.
سرمایه گذاری‌های خوبی در دوران گذشته اتفاق افتاده و سرمایه‌های بسیاری در سه بخش یاد شده تولید گردیده است؛ اما باید دید افراد دست پاکی در صدر این دستگاه‌ها قرار داده شده اند تا از مزایای کارایی موجود بهره گرفت.
اگر به قانون اساسی کشورمان هم رجوع کنیم، تکلیف خانه سازی، تحصیل، بهداشت و رفاه اجتماعی کاملاً مشخص است اما تکلیف مهره چینی در نظام برنامه ریزی سیاسی مشخص نیست. تضاد امروز و دوباره پیش آمده بین دو قوه مجریه و قضائیه در جلب مفسدین در بدنه دولت حکایت از مهره چینی‌های غلط دارد. شاید هم برابر وضع موجود مهره‌ها درست چیده می‌شوند اما پست‌ها به کانون فساد تبدیل شده اند و باید برای مقابله با فساد به ریشه زد.
حالا دستگاه‌هایی که وظیفه تأمین امنیت مرزی و داخلی را دارند، وارد معرکه سیاست و اقتصاد شده اند و بیم آن می‌رود که چون میدان آلوده به فساد است، پهلوانان ناخواسته به آن مبتلا شوند و باید دید این روغن ریخته را چگونه می‌توان جمع کرد.
اقتصاد به یک معرکه امنیتی نظامی تبدیل شده است و این عین حرکت غلط روی صفحه شطرنج با حرکت سرباز در مقابل مهره‌های درشت است.
ریزش سرمایه‌های اجتماعی با عملکرد‌های غلط و تکرار عملکردهای گذشته سبب شدت ریزش‌ها می‌شود و به جای میل به مشارکت‌های حداکثری، حالا توجهات به مشارکت‌های بسته و فرمایشی جلب شده است. هرچند نظامیان از شرکت در مناسبات سیاسی منع شده بودند و قرار بود در این عرصه‌ها شرکت نداشته باشند اما در دوره سیزدهم ریاست جمهوری باز هم با چهره‌های جدید حضور پیدا کردند.
موضوع مهم و ارزشمند بدرقه سردار جاوید، سلیمانی از بدنه سپاه به نوعی برگزاری یک رفراندم بزرگ برای سنجش محبوبیت‌ها بود؛ محبوبیتی غیر قابل کتمان و البته شرح مفصل این محبوبیت با واکاوی کامل آن. حالا با واگذاری قوه مجریه آن هم با اختیارات محدود امروز به سپاه و احتمال شکستی که روحانی متحمل شد، بسیار محتمل و پرریسک است. امروز روحانی نماینده جبهه طلاب است و نامزد‌های آتی هرکدام به عنوان نماینده جبهه‌ای مشارکت می‌کنند. مثلاً شکستی که نمایندگان اصلاح طلب و اصولگرا یا انقلابی در عرصه سیاسی اقتصادی در پهنه فساد متحمل می‌شوند، همه به نام همان جبهه ثبت می‌شود. مشکل اصلی کشور بی برنامه بودن است. درواقع عده ای در این بی نظمی به نظم در اهداف خود دست یافته اند اما اینان همان نمایندگان اقلیت جامعه هستند. نظارت‌ها نیازمند تقویت اساسی هستند باید از دست پاکان و نیروهای متخصص و مخلص دعوت به همکاری کرد. باید عشق مرده را دوباره احیا کرد و به تقابل به پلشتی‌ها دعوت نمود. باید فرشتگان را برای تقابل با اهریمن فراخواند.
ما امروز نیازمند یک تقابل داخلی برای ‌سامان‌دهی اوضاع و احوال اقتصادی سیاسی هستیم. اولین کار نظم در صفوف است و هر کسی باید در صف خود در مقابل جایگاه و پرچم بایستد. از منظر یک فرمانده برای مقابله با بی نظمی، نظم صفوف اولین اولویت است؛ چراکه بدون رزمنده و رزمنده بدون پشتیبانی و پشتیبانی بدون حراست و حمایت بدون معنا و پرتلفات است. پس باید امیدوار به نظم بود. توسل به قانون یک اولویت است که باید مورد توجه قرار بگیرد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی