[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۸۳
  • دوره جدید

نداشتن یک سانس اختصاصی، درد بزرگ شناگران نابینا و کم‌بیناست، روزنامه شیراز نوین

    میثم محجوبی- شیرازنوین 
وحید کشتکار متولد 10 اردیبهشت 64 در شیراز، یکی از پر افتخارترین ورزشکاران ایرانی به شمار می‌رود. او در رشته شنای کم بینایان فعالیت داشته و مدال‌های متعدد و باارزشی را برای شهر، استان و کشور خود به دست آورده است. با وجود افتخارات فراوان، اما او نیز مانند خیلی از ورزشکاران در رشته‌های مختلف ورزشی و به خصوص در استان فارس، از حمایت چندانی برخوردار نشده به شکلی که هنوز از امنیت شغلی مناسبی نیز برخوردار نیست.
در گفت و گوی ما با این قهرمان ملی، با جزئیات زندگی ورزشی اش بیشتر آشنا می‌شویم و البته با مشکلات و دغدغه‌های فراوان ورزشکاران نابینا و کم بینا.
شروع فعالیت حرفه‌ای و افتخارات
من از 8 سالگی شنا را زیر نظر عموی بزرگوارم آقای عباسعلی کشتکار که سابقه طولانی در این رشته دارند و سرمربی تیم ملی هم بوده اند، آغاز کردم. از سال 71 با گرفتن مدال‌های کوچک در سن بسیار کم شروع کردم و تا سال 93 عناوین مختلفی در میادین مختلف کسب کردم. ارزشمندترین افتخاراتم کسب 15 مدال در مسابقات آسیایی و جهانی است. من دو دوره قهرمان مسابقات پاراآسیایی در گوانگجو و اینچئون شدم. در مسابقات آسیا فسپیک مالزی (که آخرین دوره این مسابقات بود و پس از آن مسابقات پاراآسیایی از سال 2010 جایگزینش شد) دو مدال نقره و سه مدال برنز کسب کردم. این اولین تجربه ام در مسابقات برون مرزی بود که با چنین موفقیت چشمگیری همراه شد. پس از آن به عنوان یک ستاره شناخته شدم و نشان دادم ظرفیت این را دارم که رویم سرمایه گذاری شود که البته این اتفاق هم نیفتاد. شاید در این مدت اخیر، کرونا ورزشکاران ما را از خیلی چیزها محروم کرد اما در سالیان گذشته با رویکردهایی که مسئولان ما داشتند، ورزشکاران ما از خیلی چیزها محروم شده بودند. به هر حال پس از آن در مسابقات جهانی برزیل سهمیه پاراالمپیک را کسب کردم اما متأسفانه به المپیک 2008 اعزام نشدم، چون رشته ام مدال آور تشخیص داده نشد! به همین راحتی فرصت حضور در المپیک پکن را از من گرفتند. سپس دوباره تلاش کردم و در سال 2010 در مسابقات جهانی آلمان یک مدال نقره و دو مدال برنز کسب کردم. در مسابقات جهانی IPC که از نظر کیفی فاصله ای با پاراالمپیک نداشت و در هلند برگزار شد، به فینال مسابقه راه یافتم اما چون با حریف اسرائیلی مسابقه ندادم، از فینال محروم شدم و در پرونده ام هم درج شد.
در بازی‌های پاراآسیایی 2010 گوانگجو که اولین دوره این مسابقات بود، یک طلا، دو نقره و دو برنز کسب کردم و دوبار نیز رکورد آسیا را شکستم و در همان مسابقات سهمیه بازی‌های پاراالمپیک 2012 را کسب کردم که ناجوانمردانه این حق مسلم بنده را ضایع و شخص دیگری را به مسابقات ارسال کردند. اما در نهایت ارزشمندترین مدالم را در بازی‌های آسیایی 2014 اینچئون کسب کردم و رکورد شنای 400 متر را نیز برای بار سوم شکستم. 
دوری از ورزش حرفه‌ای پس از اینچئون
پس از بازی‌های پاراآسیایی اینچئون کمتر توانستم به عنوان یک شناگر فعالیت فیزیکی داشته باشم. دغدغه‌های دیگری داشتم که مهم‌ترین آنها داشتن یک شغل بود. ازدواج هم کرده بودم و به چنین چیزی احتیاج داشتم. بنابراین در طول سال‌های اخیر فقط در یکی دو دوره از مسابقات شرکت کردم و سپس سعی کردم به وادی مربی گری ورود کنم. در تیم استان تهران مربی گری کردم و با این تیم به مقام کشوری هم رسیدیم. همین‌ها زمینه ای شد برای اینکه به عنوان مسئول کمیته مسابقات شنای فدراسیون نابینایان و کم بینایان انتخاب شوم و در حال حاضر نیز این مسئولیت را دارم. تلاشم این است که بتوانم برای این فدراسیون و ورزشکارانش کاری انجام دهم، اما با توجه به شرایط فعلی، کارمان خیلی سخت شده است.
مشکلات دوران کرونا
در دوران کرونا متأسفانه همه چیز به فعالیت‌های خارج از استخر محدود شده است؛ فعالیت‌های هوازی و آمادگی جسمانی. کرونا باعث شده که علاوه بر ظرفیت‌های فیزیولوژیک، انگیزه‌های ورزشکاران ما از بین برود. البته یک مسئله ناراحت کننده هم وجود دارد. متأسفانه در کشور ما پروتکل‌ها در بعضی جاها که باید، رعایت نمی‌شود و در برخی جاها که ضرورت خاص و آنچنانی ندارد، سخت گیری‌ها و اصرارهای بیجایی صورت می‌گیرد. البته من نمی‌توانم در این باره به طور دقیق قضاوت کنم اما وقتی می‌بینیم که لیگ جهانی شنا در حال برگزاری است و شناگران دنیا مشغول جابه‌جایی رکوردهای جهانی هستند، این نشان دهنده این است که آنها در کشورهایشان به طور مرتب در حال تمرین هستند. بدون تمرین که نمی‌توانند به چنین موفقیت‌هایی برسند. از طرفی آنها مدال آوران المپیک و سرمایه‌های کشورشان هستند و سلامتی آنها برای دولت‌هایشان در اولویت است. پس نتیجه می‌گیریم که آنها با رعایت دقیق پروتکل‌های بهداشتی در حال تمرین شنا به صورت حرفه ای هستند. اما چرا در کشور ما تمام استخرها تعطیل شده؟ شناگران ما دچار افت شدید شده اند و خیلی از هم رشته‌های من از نظر شغلی آسیب دیده اند.
وقتی فوتبال و کشتی که ورزش‌هایی به مراتب درگیرانه تری هستند و ورزشکاران با یکدیگر ارتباط بسیار نزدیک دارند، به طور منظم برگزار می‌شوند، چرا وقتی به شنا می‌رسیم با برخورد متفاوتی مواجه می‌شویم؟ شنا رشته ای است که در آن شناگران فاصله مناسبی با هم دارند و آب استخرها هم دارای کلر است که اگر استاندارد باشد ویروس را از بین می‌برد. پس چرا این حساسیت وجود دارد؟ البته ما موافق برقراری سانس‌های عمومی و تفریحی نیستیم، فقط می‌گوییم برای ورزشکاران و شناگران حرفه ای باید فکری شود. البته فدراسیون در تلاش است تا مجوز بازگشایی یک استخر در هر یک از مرکز استان‌ها را بگیرد تا تیم‌های شنا بتوانند به صورت اختصاصی از آن استفاده کنند. امیدواریم این اتفاق بیفتد. چون شناگری که در آب نباشد، هرآنچه اندوخته را از دست می‌دهد. من نمی‌گویم پیش از این جایگاه ما در شنا آنچنان بالا بوده اما رو به پیشرفت بودیم و حالا با عقب گرد اساسی مواجه شده ایم. اگر در کشورهای دیگر شنا به طور منظم پیگیری می‌شود به این دلیل است که آن کشورها به رشته‌های مدال آور اهمیت زیادی می‌دهند. متأسفانه در کشور ما همیشه ضعف مدیریت وجود داشته و در این قضیه هم آسیب زیادی دیدیم. 
برای قهرمان ملی، امنیت شغلی ایجاد نکردند
من در کنار افتخارات ورزشی توانستم تحصیلاتم را نیز ادامه داده و مدرک فوق لیسانس روانشناسی ورزشی را در دانشگاه تهران با معدل 63/18 کسب کنم. اما نمی‌دانم چطور یک استان تا این اندازه خالی از ظرفیت است که برای یک ورزشکار تحصیل کرده خود نتوانست یک فضای شغلی ایجاد کند! بنده به استاندار، فرماندار، رئیس تربیت بدنی، تمام نمایندگان شورای شهر و مجلس شورای اسلامی وقت در استان فارس نامه زدم. حتی حاضر بودم به دورترین نقاط استان فارس بروم تا بتوانم ازظرفیت، تجربه و تحصیلاتم برای خدمت به ورزشکاران استان استفاده کنم اما حالا باید در دانشگاه آزاد به عنوان کارمند ساعتی کار غیر مرتبط با رشته و تجاربم انجام دهم و در این وضعیت اقتصادی هر روز نگران تعدیل نیرو و تمدید قرارداد و... باشم! این همه سابقه ورزشی من ارزشش را داشت که بعد از پایان دوران حرفه ای حمایت شوم، اما ما ورزشکاران برای مسئولان فقط به درد عکس گرفتن می‌خوریم و هنگامی که عمر قهرمانی ما به اتمام رسیده باشد، چون جایی نمی‌توانیم در بولتن عملکردی مدیران داشته باشیم به فراموشی سپرده می‌شویم. حتی در دوران حرفه ای هم از کم کاری و بی توجهی مسئولان استان ضربه خوردم. زمانی که سهمیه پاراالمپیک 2008 یا 2012 را گرفته بودم اما مسئولان استانی نتوانستند از من به خوبی حمایت کنند تا حقم ضایع نشود و سهمیه ای که به نام من بود از دستم خارج نشود. فکر می‌کنم در حقم کم لطفی شد و هنوز هم برایم مبهم است. همه کار و زندگی من ورزش بود و برای کسب مدال، شب و روز تمرینات سخت می‌کردم. اما پس از دوره قهرمانی آن انتظاری که داشتم محقق نشد. حتی قانون آمده بود که به قهرمان‌های ورزشی شغل داده شود. من این را پیگیری کردم اما بزرگوارانی که در اداره کل تربیت بدنی وقت بودند، به من گفتند که این قانون تصویب شده اما ابلاغ نشده! مثل خیلی قانون‌های خوب دیگری که در کشور داریم اما هیچکدام قابلیت اجرایی شدن ندارند. این چیزها باعث دلسردی من شد. البته کلاس‌های مربی گری و داوری را طی کردم و حالا در سطح عالی آن هستم. از نظر علمی هم جایگاهی دارم که به عنوان یکی از اعضای کادر فنی تیم ملی جوانان شنا فعالیت داشته باشم. قبل از کرونا هم آموزش شنا را داشتم که این شرایط عرصه را برای همه ورزشکاران تنگ کرد.
محدودیت و مظلومیت جامعه ورزشی معلولان
دسترسی به امکانات ورزشی برای این بچه‌ها خیلی سخت است. محدودیت‌های زیادی دارند برای فعالیت و قشر بسیار مظلومی هستند. بزرگ‌ترین اقلیت جامعه ما معلولان هستند اما خیلی مورد ظلم قرار گرفته اند. این بچه‌های شنا در شیراز یک سانس اختصاصی برای خودشان نداشتند و این درد است. اما به تازگی یک طرح ارائه شده که امیدوارم اجرایی شود. قرار است که رشته‌های ورزشی نابینایان و کم بینایان به فدراسیون‌های مادر سپرده شوند؛ یعنی شنای نابینایان برود زیرمجموعه فدراسیون شنا، شیرجه و واترپلو که اگر این اتفاق بیفتد می‌تواند ثمرات زیادی داشته باشد. البته چون تاکنون تجربه چنین چیزی را نداشته ایم نمی‌توانیم با قطعیت در مورد آن نظر بدهیم اما از این جهت که فدراسیون شنا از نظر سخت افزاری و امکانات، همه چیز را در اختیار دارد، بنابراین دسترسی ما به این مجموعه‌ها راحت تر خواهد شد. حالا اینکه از نظر تقسیم بودجه چه وضعیتی پیدا کنیم، آن دیگر معلوم نیست و زمان مشخصش می‌کند.
صحبت پایانی
ما استانی هستیم که همیشه در رشته‌های مختلف قهرمان‌های زیادی داشته ایم. در همین شنا همیشه یک نفر ملی پوش داشته ایم. بعضی‌ها می‌گویند این‌ها به دلیل استعدادهای ذاتی است اما واقعاً این طور نیست. یک مجموعه کامل زحمت می‌کشد برای ساختن چنین قهرمانانی. مربیان شنا برای ساختن بازیکنی که در حد تیم ملی باشد، زحمت‌های بسیاری می‌کشند. این استان بزرگ‌ترها و پیشکسوتانی دارد که چه از نظر پرورش قهرمان و چه از نظر اخلاقی جایگاه بسیار بالایی دارند و امیدوارم ورزشکاران ما اخلاق را هم از این بزرگواران بیاموزند و همه ما قدر آنها را بدانیم.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی