[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۸۳
  • دوره جدید

اقتصاد در تضاد با استقلال ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

اقتصاد ایران به هر بهانه ‌شکلی دگر، غیر از ماهیت اصلی به خود گرفته است. درواقع اقتصاد با نماد وابستگی، به عرصه بزرگ ما نمی‌توانیم تبدیل شده است؛ چراکه اوج فشارها در پوشش تحریم، کمبودها و نیز توقف تولید و کاهش اشتغال در حال خم‌کردن قامت بسیاری شعارهاست که استقلال کشور را مطیع و مستعمره خواهد کرد. تحریم و فشارهای حداکثری هیچ که نباشد، اما ثابت کرد تا چه میزان وابستگی داریم و اهل شعاریم.
فاصله بین پژوهش، نوآوری و تولید که منجر به اشتغال حداکثری شود، چیزی در حد فاصله فعلی بین دانشگاه و صنعت است. تولید همچنان در مسیر وابستگی در حالت ایستا و توقف است تا ثابت کند خودکفایی یک شعار هیجانی بیش نیست...

تولیدی که پاشنه آشیل استقلال است و همچنان اسیر وابستگی است. وقتی پرونده علم و صنعت را واکاوی می‌کنیم متوجه نکته مهم وابستگی به نهاده‌های تولید می‌شویم. نهاده‌هایی که وارداتی است و حتی دوستان سیاستمدار ما در بلوک شرق در این راستا، دروازه‌های خود را بر روی نیازهای ما بستند.
دو کشور بزرگ و صاحب تولید چین و روسیه علی رغم اینکه در ماجرای سیاست بین الملل همراه کشورمان بوده و هستند، اما به علل مختلف حاضر به همراهی با ایران در بعد اقتصاد بین المللی به واسطه عدم تعهد ایران به سر فصل‌های اقتصادی مورد تأکید مجامع بین المللی نظیر اف.ای.تی.اف نیستند.
آنچه بیش از هر چیز ما را نگران می‌کند، سکانداری اقتصاد به سمت دوری از رفاه و عدالت اجتماعی است.چیزی ‌به نام رفاه و عدالت اجتماعی به طور کل منقرض شده است و زیر خط فقری‌ها برابر اعلام‌های متناقض حالا به بیست ‌میلیون نفر از هشتاد میلیون نفر جمعیت کشور رسیده است. هرچند آمارها چندان مورد اعتماد نیستند اما واقعیت مشهود در حال نمایش ابعاد و عمق فاجعه و شکاف طبقاتی است.
حرف‌ها تکراری است و کمبودها در حال خودنمایی و پروبال دادن به بحران‌های احتمالی. تورم بنیان برافکن در حال رشد است و باید در انتظار توقف و مرگ آرزوها و آرمان‌ها باشیم.
باید واقع بین بود؛ دکترین اقتصادی ما نه بر پایه علم، مبتنی بر تولید و متکی به منابع، زیرساخت‌ها و نهاده‌های داخلی، که متکی بر وابستگی به واردات است.وارداتی که اهرمی به نام تحریم و قطع روابط سیاسی امکان عدم دسترسی به استقلال و خودکفایی را فراهم‌ می‌کند.
حال این سؤال مطرح می‌شود که چرا وزارت رفاه اجتماعی که قرار بود مطابق برنامه در روزهای سخت، حامی ملت شود، قادر به حمایت‌های لازم و قانونی نیست و نمی‌تواند هر ایرانی دارای کد ملی را پشتیبانی کند. اصولاً سرمایه گذاری‌های این وزارتخانه متکی بر تولید بر بستر باد است. باد و طوفانی که مجالی برای ابراز وجود و رفاه اجتماعی را نمی‌دهد و تعهدات سازمانی را غیرممکن ‌می‌سازد. ما هم ‌در بحث سرمایه گذاری دچار آسیب هستیم و هم در بحث حفظ سرمایه‌های موجود. درواقع تحریم و قطع روابط، داشته‌ها را دچار اصطکاک و نابودی می‌کند. ما حتی در صنعت گردشگری حقیقت را به مردم نمی‌گوییم و با وجود تضاد‌های فرهنگی و اعتقادی شدید با ملل جهان که بزرگ‌ترین مانع در بهره برداری از منابع خدادادی داخلی است، به انحراف در سرمایه گذاری تن داده ایم. 
باید این پرسش را مطرح کرد که بستر سرمایه گذاری مبتنی برصنعت گردشگری حول کدام محور و سیاست آلوده به فشار استوار گردیده است؟ صنعتی که باید درآمدزا باشد اما تسهیلات پذیر است.
گردشگری که چونان شمعی در باد و طوفان قادر نخواهد بود فشارهای بلندمدت سیاسی را تحمل کند.
درمجموع اقتصاد به یک علم جهانی تبدیل شده است و ما حتی در تعبیر و معنای درون زا بودن آن دچار اشتباه شده ایم. تندروی در مسائل حکایت از بی اطلاعی از زوایای اقتصادی به عنوان یک ابزار مهم جنگی دارد. سپاهی که نیازمند اتصال به عقبه، پشتیبانی و تدارکات لحظه ای است و فرماندهانی که قصد صدور فرمان جنگ بدون مطالعه و اشراف اطلاعاتی بر موقعیت و نزدیکی دشمن فرضی به مرزهای دفاعی را دارند. 
باید پذیرفت که دوران جنگ‌های پرتلفات با دستان خالی گذشته است. جنگ‌های نوین امروزی با شیوه‌های مبتنی بر دانش و فناوری روز اتفاق می‌افتد و ساعاتی پس از آغاز، غلبه بر حریف را رسانه ای می‌کند.
پیشنهاد می‌شود راهبردهای منتهی بر واقع گرایی را عملی نماییم؛ چراکه جنگ و تمایل به انحصارطلبی در جبهه خودی، برای اکثریت دستاوردی نداشته و نخواهد داشت. 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی