[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۱۱
  • دوره جدید

چهارضلعی بحران، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

چهارضلعی تنش‌های سیاسی، درآمدهای ناچیز، هزینه‌های سرسام‌آور و درنهایت گسترش حس ناامیدی طبقه‌های میانی و فرودست جامعه ایران را فرو می‌بلعد. ما از سر تجربه دریافته‌‌ایم که ضریب تورم همیشه از افزایش درآمد پیشی می‌گیرد و این بدان معناست که کیفیت زندگی مردم در عرصه‌های مختلف رو به زوال است. این سیر قهقرایی گاهی با شیب زیاد به پیش رفته و مردم را از امرارمعاش حداقلی عاجز می‌کند و در برهه‌ای شاهد فاصله‌‌ای اندک میان تورم و درآمدها هستیم که در آن دوران جامعه مجال اندکی برای تنفس و تجدید قوا می‌یابد...

امروزه نتیجه کار چنان شده است که بسیاری از نیازهای اولیه معیشتی از سفره‌های مردم رخت بربسته و اقشار عمده ای از جامعه ایران توانایی تهیه اقلام ضروری را از دست داده‌ اند. به طور حتم در آینده نزدیک فقر اقتصادی و بحران‌‌های روانی برخاسته از آن، نتایج اسف ‌بار خود را بر جامعه ایران نشان خواهد داد و با مردم رنجوری مواجه خواهیم شد که در معرض طیف گسترده ‌ای از بیماری‌های جسمی ‌و روانی قرار دارند. اما به راستی راهکار گریز از این بحران فراگیر که هر روز بر قلمرو شوم خود می‌‌افزاید چیست و چه سرنوشتی می‌توان برای افرادی که در این مهلکه سخت گرفتار آمده ‌اند، متصور شد؟
شاید اولین و مهم ‌ترین راهکار برای مهار تورم و جلوگیری از حقیرتر شدن سفره‌‌ها، همانا مهار نقدینگی باشد. برای اجرایی شدن این راهکار، دولت باید با شتاب بیشتری از حجم هزینه‌ هایش کاسته و به سوی کوچک ‌سازی و چابکی گام بردارد. خصوصی ‌سازی حقیقی خواهد توانست روند چاپ اسکناس‌‌های بی ‌پشتوانه را کند کرده و نقش پررنگی در تقسیم ثروت میان همه طیف‌‌های مردمی ایفا کند. واگذاری پروژه‌ها به مردم، تأثیر شگفت‌ انگیزی در توانمندسازی و مهار افسارگسیخته نقدینگی خواهد داشت و در مدت کوتاهی ثمرات مثبت خود را بروز می‌دهد. تجربه نشان داده بخش خصوصی در امور اجرایی به مراتب دلسوز ‌تر و مقرون به‌ صرفه‌ تر از بخش‌‌های دولتی و نیمه ‌دولتی است و کشور با شتاب بیشتری به افق‌‌های ایدهال نزدیک خواهد شد. چنان که دولت‌ها در بسیاری از کشورهای پیشرفته فقط در نقش نظارتی ظاهر شده و مردم به بازوان توانمند مجریان کشور تبدیل شده‌ اند.
در مرحله دوم، باید راهکاری اساسی برای سامان دهی بازار ارز در نظر گرفت. از سر تجربه دریافته ‌ایم که قیمت‌های بازار ایران با هر خیزش پول‌‌های خارجی، مستعد اوج گرفتن است و این در حالی‌ است که با کاهش نرخ ارزها تمایلی برای بازگشت به دوران قبل از سونامی ‌ندارد. این اتوبان یک ‌طرفه مسبب افزایش بی‌ حساب و کتاب نرخ کالاهای اساسی شده و جامعه را دستخوش امواج هیجانی برای هجوم به بازار می‌کند. در این میان، گروهی از تولیدکنندگان و واسطه‌ها هم از آب‌‌های گل‌ آلود ماهی گرفته و پول‌‌های سیاهی به جیب می‌زنند. به همین دلیل، چنانچه اقتصاد ایران سودای تکامل را در سر می‌پروراند، باید خود را از مهلکه پول‌های خارجی خلاص کند. اگرچه بسیاری از کالاهای اساسی تابع مستقیمی‌ از نرخ ارزها هستند، اما با هیچ استدلالی نمی‌‌توان گرانی کالاهای داخلی را به آنها ارتباط داد؛ مگر آنکه واسطه ‌گران بین‌ المللی علاقه خود را به تومان از دست داده باشند و سودای صادرات پیاز و سیب ‌زمینی و رب گوجه به کشورهای همسایه را در سر بپرورانند. متأسفانه بخش‌ نامه‌‌هایی که از صادرات بی‌ حساب و کتاب هم جلوگیری کنند همیشه دیر از راه می‌‌رسند و جامعه تاوان اقتصادی و روانی مضاعفی برای آن می‌پردازد.
شاید خلأهای قانونی سومین دلیلی باشد که بر افزایش نرخ تورم دامن می‌‌زند. برای مثال، سال‌های زیادی‌ است که قوانین اعمال مالیات بر خانه‌های خالی در دستور کار قرار دارد و برای مردم روشن نیست که چرا قانون‌ گذاران نمی‌توانند به اجماع واحدی در این زمینه دست یابند. همچنین، چنان که از اخبار برمی‌‌آید، انبار خودروسازان هم پر از اتومبیل‌‌هایی است که به دلیل تأمین نشدن قطعات غیرضروری روی هم انباشته شده و عرضه نشدن از سوی کارخانه، بهای خانواده پرایدها و پژوهای تاریخ مصرف گذشته را به عرش رسانده است. در زمینه مبارزه با صرافان خیابانی هم رسم بر همین منوال است. برخوردهای مقطعی و فصلی برای آنها حاشیه امنیت ایجاد می‌کند و در حالی ‌که سرانه تراکنش مالی بسیاری از آنها دست ‌کمی ‌از درگاه‌های مجاز بانکی ندارد، به سادگی از پرداخت مالیات طفره رفته و در طوفان‌‌های اقتصادی نقش مهلکی ایفا می‌‌کنند.
به نظر می‌‌رسد مسئولان پیش از آنکه دغدغه افزایش درآمد داشته باشند، باید به فکر مهار تورم برآیند. بررسی نرخ نقطه به نقطه قیمت‌ها نشان از افزایش نرخ دردآوری دارد که مردم را در گرداب گرانی به زنجیر کشیده و چاره ‌ای جز حذف مایحتاج اولیه برای بسیاری از ما نگذاشته است. چهارضلعی تنش‌های سیاسی، درآمد، هزینه و در نهایت گسترش حس ناامیدی طبقه‌های میانی و فرودست جامعه ایران را فرو می‌بلعد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی