[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۷۹
  • دوره جدید

صف فقر، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

دست‌فروشی هم‌ رونقی وابسته به واردات داشت. مشاغلی بدون پایه که حالا با درگیرشدن در جبهه بیولوژیک کووید ۱۹، به‌شدت خسارت دیده و فعالان این حوزه چشم به حمایت‌های دولتی دوخته‌اند و البته بعید است از حمایت‌های رفاه اجتماعی به دلیل منع قانونی برخوردار شوند. دست‌فروشی در این زمانه صفی در حمایت از واردات تشکیل داده و رونق آن مستقیماً به عوامل حمایتی در اقتصاد پنهان و قاچاق وابسته است. واردات ارزان و پرحجم، بازار را در احاطه گرفته و حجم گسترده‌ای از آن خارج از شبکه صنفی در شبکه دست‌فروشان به مصرف‌کننده عرضه می‌شود...

باید دید این بازار بدون پایه و اساس در روزگار تحریم چگونه عمل می‌کند و چه کاربردهایی دارد؟ آیا واردات گنگ و بلاصاحب یا صدور کارت بازرگانی و حساب‌های بانکی بی هویت، بخشی از کاربردهای شبکه دست‌فروشی و به پیوست آن ایجاد و توسعه شبکه نیروهای کار خیابانی است؟
بی هویتی راهبردی است برای توسعه منافع منفعت طلبان؛ از این روست که حاشیه نشینی، امروز به یک ضرورت اجتماعی تبدیل شده است. فشاری که حاشیه نشینی بر اقتصاد و امنیت شهری وارد می‌کند، فشاری حساب شده و اصولی و مدیریت آن به دست سایه نشینانی است که مجموعه اقتصاد و سیاست را در هرم قدرت به دست دارند.
سیاهی لشکری که هر روز بر تعداد آنان ‌افزوده می‌شود و تقاطع‌های مهم و پرتردد شهری را در احاطه و تسلط خود دارند. کودکان کار دیگر از آن حالت سنتی خارج شده و حالا به یک شبکه‌ سازمان یافته و هدایت پذیر تبدیل شده اند. فرضیه زندگی و جریان معیشتی آنان نیز به شدت دچار تغییرات ماهیتی شده است. در این فرضیه حتی آنان را می‌توان به یک شبکه بزرگ و ارتشی سری تشبیه کرد که در روزگار بحران سیاسی و خواست فرماندهی خود قادرند در زورآزمایی‌های خیابانی شرکت داشته باشند. این فرضیه قادر است به امنیت اجتماعی ضربه وارد کند و جریان اقتصادی را نیز مختل نماید.
حالا با دقت به نوع تمرکز در موقعیت‌های جغرافیایی شهر و پراکندگی حضور افراد، در یک بررسی چهره به چهره می‌توان دریافت که افراد فعال در این شبکه کارگری، تحت یک نظام و سازمان برنامه دار در حال فعالیت اند.
محاسبه درآمدی آنان نیز از سوی مراکز دولتی چنان سرشار است که پایداری حضور آنان در تقاطع‌های استراتژیک شهری را تضمین می‌کند.
اصولاً رشد فقر در سایه تخلیه روستاها و سیاست تمرکز جمعیتی به نتایج این‌چنینی می‌رسد. وقتی تأکید بر حذف حاشیه نشینی وجود دارد اما در عمل این روند در حال تشدید است، با نگاهی به فرضیه سربازگیری از صف فقر و حاشیه نشینان به پاسخی دردناک دست می‌یابیم. اگر قرار است برای حاشیه نشینان‌توسط مسکن سازان، مسکن سازی کنیم، فرضیه ضرورت بقای آنان به عنوان ارتش سری قوت می‌گیرد؛ چراکه باید اقتصاد روستایی و زیرساخت‌ها تقویت و زمینه برای بازگشت سیل مهاجران فراهم شود؛ اما در عمل برای ماندن آنان تلاش می‌شود.
حاشیه نشینی هم در سیاست‌ها تغییر ایجاد می‌کند و هم اراضی حاشیه شهرها را بنا به ضرورت تغییر کاربری می‌دهد.
حاشیه نشینان ثروتی برای کسب منافع از منابع جدید هستند و با حضور آنان بسیاری امور ارزان و پرسود تمام می‌شود. بی هویتی در امر تولید ثروت در اقتصاد پنهان بزرگ‌ترین امتیاز است و چه ساده ایم ما که برای حاشیه نشینان سازمان‌دهی شده جریان اقتصاد سیاسی صدقه کنار می‌گذاریم.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی