[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۸۰
  • دوره جدید

اسارت میراث، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

تکلیف گردشگری در ایران همچنان نامعلوم است. مجهولی که برای درآمدزایی از آن حتی در دوران پیش از کرونا و قطع زنجیره سفرها نیز پاسخی نداشتیم.
البته درمورد گردشگری مذهبی ویژه شهرهای خاص چون مشهد و قم استثنائاتی وجود داشت؛ اما در شیراز به‌عنوان ‌سومین حرم اهل بیت(ع) و برخورداری از برند تاریخی، همچنان در انتظار توافقات و توسعه زیرساخت‌ها هستیم.
تضاد در حوزه گردشگری به بازخوردهای بازدارنده‌ای تبدیل شده است که دلایل آن بیشتر حول محور فرهنگی سنگینی می‌کند...

در حالی که سایر کشور‌های همسایه و مسلمان از این پتانسیل استفاده‌های سرشاری داشته اند و درآمد گردشگری رابه عنوان یک درآمد پایدار و کلان جایگزین منابع غیرپایدار و وابسته داخلی نمودند، اما ایران در دوران پیش از کرونا نیز از توسعه و قبول درآمدهای سرشار آن بازمانده بود و حالا در این شرایط و حتی پساکرونا باید به دنبال دلایل خاص بهداشتی و رعایت پروتکل‌های جهانی و البته سیاسی بگردیم که چرا در کسب درآمد از این صنعت بزرگ غافل بوده و هستیم.
پروژهای معروفی در همین شیراز بزرگ در محور‌های خاص تاریخی از جمله زندیه، ارم‌، تخت جمشید، سعدیه، حافظیه و نیز مسیر‌های منتهی به حرمین شریفین رونمایی شده و بارها و بارها کسب اعتبار کرده و دچار عقب ماندگی شده اند و منتقدان بسیاری در مورد آنها به نقد پرداخته اند؛ اما همچنان در این حوزه دچار ضعف هستیم؛ ضعفی که ناشی از عدم توان در تحقق شعارهایی است که معلوم نیست چرا عنوان می‌شود و در عمل کارآیی ندارند.
باید به تاریخچه ساخت زیرگذر زند به عنوان یک گذرگاه پیاده یا سواره برای تسهیل در عبور و مرور و کاهش ترافیک ایجاد شده نیم نگاهی داشته باشیم و البته به توسعه غافلگیرانه و بدون برنامه این زیرگذر که در زمان خودش نقدهای بسیاری به آن وارد شد و همه پرسش‌ها را بدون پاسخ گذاشت نیز توجه نمود. از آن دوران محور زندیه در تئوری‌های تئوریسین‌های وقت بسیار پرهیاهو بود و حتی به قربانی شدن ساختمان مرکزی آموزش و پرورش فارس یا کاخ دادگستری انجامید؛ هرچند کاخ دادگستری از این معرکه جان سالم به در برد اما ساختمان ‌مرکزی آموزش و پرورش و اداره کل پست وقت ویران شد و همچنان مکان‌های ایجاد شده در مقابل ارگ کریمخانی در بلاتکلیفی قرار دارند.
به طور قطع بهانه اصلی در نبود اعتبارات نیست؛ چراکه عدم تفاهم و برنامه ریزی صحیح مهم‌ترین عامل بازدارنده در این زمینه است.
ما وقتی درمورد گردشگری و زیرساخت‌ها صحبت می‌کنیم، درمورد یک صنعت بزرگ سخن می‌گوییم که در مورد عوایدش و اشخاص بهره بردار آن به تفاهم نرسیده ایم؛ چراکه میراث فرهنگی ما و نیز اراضی موجود در بافت تاریخی صد دایه دلسوز دارد که البته به فریز منابع موجود در آن اقدام نموده اند و اجازه رشد و توسعه را در این حوزه صنعتی نمی‌دهند. در هر صورت باید امیدوار بود تا تکلیف این بزرگ‌ترین صنعت ملی و بین المللی هرچه زودتر روشن شود؛ موزه‌هایی که همچنان توافق و تفاهمی بر سر اعتبارات آن ایجاد نشده و هتل‌هایی که هرچند بر سر ارگ سایه انداخته اند اما همچنان ‌با لجاجت ایستادگی می‌کنند تا شاید تبادل قدرت سیاسی در گذر زمان کارگشایی کند. باید همچنان در انتظار بمانیم تا ببینیم سرانجام ‌چه خواهد شد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی