[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۱۸۰
  • دوره جدید

بحران‌های ادامه‌دار، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

شرایط منطقه چنان بحرانی به تصویر کشیده شده است که حالاحالاها نباید در انتظار گشایش‌های اقتصادی بود. منطقه بیشتر نیازمند آرامش سیاسی وگاهاً نظامی است که در این صورت می‌توان پیش‌بینی نمود که ماهیت اقتصادی منطقه تغییراتی کند و شاید ثبات به آن بازگردد. 
قدرت‌های اقتصادی جهان چنان سناریویی را برای منطقه طرح‌ریزی کرده‌اند تا وابستگی به مواد اولیه و تکنولوژی استمرار داشته باشد. همچنین به پروژه فرار مغزها ادامه دهند تا نخبگان را در ممالک خود تحت قرنطینه دائمی قرار دهند...

جنگ بیولوژیک یکی از شگردهای امروزی در جهان است. درواقع می‌توان چنین پنداشت که جنگ جهانی سوم با اهداف همیشگی اقتصادی و دستیابی به منابع انرژی در سکوتی مرگبار درگرفته است. جنگ‌ها عموماً منابع انرژی را در مناطق استراتژیک هدف قرار می‌دهند و اصولاً برای همین است که جنگ‌ها درمی‌گیرد و باقی قضایا.
خاورمیانه علاوه بر درگیری با جنگ بیولوژیک گرفتار سیاست‌های غلط خود در تک محصولی بودن و فروش نفت است. کشور ما پیش از درگیری با جبهه کووید 19، در خلیج فارس و تنگه هرمز درگیر تنش‌های سیاسی نظامی با آمریکا و متحدانش در ماجرای فروش نفت شد. اتفاقات پیش آمده باعث شد تا فروش نفت در بازار به صفر برسد و ایران پیشنهاد صلح هرمز را برای ثبات در منطقه ارائه نمود. 
صنعت گردشگری نیز حتی اگر به توافقات داخلی برسد حالا اسیر کووید 19 شده است. اسارتی غیر قابل پیش بینی که کل صنعت گردشگری را با کشتار در گروه سالمندان زمین گیر نموده است و حالا باید تا سال‌های سال گرفتار رفع عوارض ناشی از آن باشیم؛ چراکه در دوران پساکرونا هم باید با توافقات جهانی هم پیمان شویم. پرهیز از هم پیمانی با معاهدات جهانی نه تنها مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه گره بر گره‌های گذشته خواهد زد. باید به اتخاذ سیاست مسالمت آمیز با جهان تن دهیم و در کنار حفظ آرمان‌های استقلال‌طلبانه، اما از تعاملات جهانی فاصله نگیریم. 
توافق با جهان یا همان برجام هم ابعاد اقتصادی دارد و هم ابعاد سیاسی و فرهنگی؛ توافق تا اندازه ای مهم است که می‌تواند مانع فلج شدن خطوط تولید وابسته به مواد اولیه وارداتی شود؛ چراکه صنایع مستقر در ایران به شدت وابسته به مواد اولیه تولید هستند و عدم واردات می‌تواند تولید را به قتلگاه بکشاند. با خاموش شدن چراغ تولید، کشور دچار بحران بیکاری می‌شود و تولید بیکار می‌تواند به امنیت داخلی ضربه وارد نماید. باید به گونه ای اندیشید و مصالح ملی را در نظر گرفت که دچار خسارت‌های جبران ناپذیر نشویم. اگر به ابعاد پنهان و آشکار حوزه اجتماعی نیم نگاهی بیندازیم درخواهیم یافت که جوانان به شدت از سیاست‌های جاری در حال ضربه خوردن هستند؛ هم ماجرای اشتغال آنان به تأخیر افتاد، هم ازدواج آنان و این نسل سوخته چگونه به ارزیابی برنامه‌های جاری خواهند پرداخت، خدا می‌داند. رشد آمارهای قاچاق در ابعاد مختلف حکایت از جذب اقشار اجتماعی به این حوزه پرسود در رسته اقتصاد پنهان دارد. آمارهای کشف قاچاق به معنای رشد قاچاقچی و پناهنده شدن اقشار اجتماعی به این رسته اقتصادی پرسود دارد و با این شیوه هویت اجتماعی اقشار نیز دچار تغییرات اساسی خواهد شد و این تغییرات در سطح اجتماعی فرهنگی بنیان برافکن هستند. 
در حال حاضر این پرسش مطرح است که طراحان و برنامه ریزان اقتصاد سیاسی کشور و نیز نمایندگان مجلس چه تدابیری برای ایجاد اشتغال و سرمایه گذاری در تولید و اجرای پروژه‌های زیرساختی و البته خزانه خالی دولت که دائم مورد اختلاس نیز قرار می‌گیرد، اندیشیده اند؟ تدابیری که به‌طور قطع به نجات نسل جوان خواهد انجامید. این پرسش از آن جهت دارای اهمیت است که جناح صاحب قدرت اقتصاد سیاسی کشور دائم وعده می‌دهد و به وعده‌های خود پایبند نیست و باید دید این وعده‌ها تا چه زمانی ادامه خواهد یافت و اعتماد اقشار اجتماعی، خصوصاً جوانان را چگونه می‌توان بازگرداند؟ 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی