[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۴۷
  • دوره جدید

به یاد شاعر و نویسنده نامی ایران- «بهار» شعر پارسی، روزنامه شیراز نوین

سید محی الدین حسینی ارسنجانی

میرزامحمدتقی بهار ازجمله شاعران و نویسندگان نامی ایرانی و از بزرگ سیاستمداران و روزنامه نگاران اواخر عصر قاجاری و اوایل عهد پهلوی است. او در ۱۶ آبان ۱۲۶۵ در شهر مشهد به دنیا آمد.پدرش میرزا محمدکاظم صبوری ملک الشعرای آستان قدس رضوی و از مشاهیر شعری و ادبی در عصر قاجاری بود. بهار شخصیتی طراز اول در فرهنگ و ادب پارسی محسوب می‌گردد. او در دوم اردیبهشت سال ۱۳۳۰ در ۶۴ سالگی در تهران دار فانی را وداع گفت و در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. در زمان حکومت مظفرالدین شاه قاجار، احمدشاه قاجار، رضاشاه پهلوی، و محمدرضا شاه پهلوی او که بنیانگذار روزنامه‌های نوبهار، تازه‌بهار و نشریات انجمن ادبی دانشکده، مجله دانشکده و... بود، به شهرت فراوانی رسید.بهار پیشه شاعری و ادیبی، تاریخ‌نگاری و روزنامه‌نگاری و سیاست‌مداری را برای خود برگزید.
کتاب‌سبک‌شناسی شعر پارسی از وی هنوز در دانشگاه‌های ایران تدریس شده و مورد استفاده ادیبان و پژوهشگران ادبیست. محمدتقی در شعر خود تخلص بهار را برگزیده بود. برخی از شاگردان او عبارت‌اند از: پرویز ناتل خانلری، احسان یارشاطر، محمد معین، ذبیح‌الله صفا، عبدالحسین زرین‌کوب، محمد دبیرسیاقی و... . پس از درگذشت پدر، به فرمان مظفرالدین شاه، لقب ملک الشعرایی از پدرش به محمدتقی بهار رسید. خاندان پدری بهار خود را از نسل میرزا احمد کاشانی (درگذشته ۱۲۲۹)، قصیده سرای سرشناس عهد فتحعلی شاه و متخلص می‌دانند. بهار در بیست سالگی به صف مشروطه‌ طلبان خراسان پیوست و به انجمن سعادت خراسان راه یافت. بهار با دیگر شاعران روشنفکر عصر مشروطه به خصوص میرزاده عشقی دوستی و روابط صمیمانه داشت. در سال ۱۳۳۲ هجری قمری به نمایندگی مجلس سوم شورای ملی از حوزه انتخابیه درگز انتخاب شد. یک سال بعد دوره سوم نوبهار را در تهران منتشر کرد و در ۱۳۳۴ق. انجمن ادبی دانشکده و نیز مجله دانشکده را بنیان گذاشت که به اعتقاد او مکتب تازه‌ای در نظم و نثر پدید آورد. علاوه بر بهار عده‌ای از اهل قلم مانند عباس اقبال آشتیانی، غلامرضا رشید یاسمی، سعید نفیسی و تیمورتاش با این مجله همکاری داشتند. انتشار نوبهار بارها ممنوع و دوباره آزاد شد. کودتای ۱۲۹۹هجری شمسی بهار را برای سه ماه خانه‌نشین کرد. چندی بعد که زندانیان رژیم کودتا آزاد شدند و قوام‌السلطنه نخست ‌وزیر شد، بهار به نمایندگی مجلس چهارم انتخاب شد. از این دوره با سیدحسن مدرس رهبر فراکسیون اقلیت همراهی می‌کرد. بهار در این دوره نزد هرتسفلد زبان پهلوی را آموخت. در پایان دوره ششم مجلس، با استقرار سلطنت رضاشاه، دیگر زمینه‌ای برای فعالیت سیاسی بهار وجود نداشت و او هوشمندانه از سیاست کناره گرفت.
بهار در این دوران به فعالیت علمی و آموزشی روی آورد و در کنار استادانی چون عباس اقبال آشتیانی، بدیع‌الزمان فروزانفر و صادق رضازاده شفق در دارالمعلمین عالی به تدریس پرداخت. مدتی به اتهام مخالفت‌های پنهان با رضاشاه، برای چند ماه به زندان افتاد و سپس در سال ۱۳۱۲ برای یک سال به اصفهان تبعید شد. در سال ۱۳۱۳ با وساطت محمدعلی فروغی برای شرکت در جشن‌های هزاره فردوسی به تهران فراخوانده شد.
از آن به بعد، سرشارترین دوران کار علمی بهار که با انزوای او در ۱۳۰۷ پس از پایان مجلس ششم و کناره‌گیری از مجلس آغاز شده بود، غنای بیشتری یافت. طی این دوره بود که بار دیگر به مطالعه متون و تتبع و تحقیق ادبی و زبانی پرداخت. در ۱۳۱۱ در اجرای قراردادهایی که در زمان علی‌اصغر حکمت با وزارت معارف منعقد کرد، به تصحیح متونی چون مجمل‌التواریخ و القصص، تاریخ بلعمی و منتخب جوامع‌الحکایات عوفی پرداخت. دستاورد ادبی و علمی او در این دوره، تصحیح متون، ترجمه آثاری از پهلوی به فارسی، تألیف سبک‌شناسی و نگارش احوال فردوسی بر مبنای شاهنامه بود. در ۱۳۱۶ تدریس در دوره دکتری ادبیات فارسی را به عهده گرفت. با سقوط رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، بهار مجدداً به فعالیت سیاسی و اجتماعی روی آورد و روزنامه نوبهار را دوباره منتشر کرد و تاریخ مختصر احزاب سیاسی را در ۱۳۲۲ نگاشت. از ۱۳۲۲ تا ۱۳۲۶، رئیس کمیسیون ادبی انجمن روابط فرهنگی ایران و شوروی بود و اولین کنگره نویسندگان ایران در ۱۳۲۴ از طرف این انجمن به ریاست او تشکیل شد. پس از غائله آذربایجان در ۱۳۲۴ در کابینه قوام وزیر فرهنگ شد، اما وزارت او چند ماهی بیش طول نکشید و استعفا کرد. در ۱۳۲۶ به عنوان نماینده تهران در مجلس پانزدهم انتخاب شد و ریاست فراکسیون حزب دمکرات را به عهده گرفت.
در خرداد ۱۳۲۹ جمعیت ایرانی هواداران صلح تأسیس گردید و بهار که از پایه‌گذاران آن بود، به ریاست جمعیت انتخاب شد. او سرانجام در روز دوم اردیبهشت ۱۳۳۰، در خانه مسکونی خود در تهران زندگی را بدرود گفت و در شمیران در آرامگاه ظهیرالدوله به خاک سپرده شد. آثار منثور و منظوم بهار متنوع است و انواع شعر سنتی و اشعار به زبان محلی، تصنیف و ترانه، مقاله‌ها و سخنرانی‌های سیاسی و انتقادی، رساله‌های تحقیقی، نمایشنامه، اخوانیات و مکتوبات، تصحیح انتقادی متون، ترجمه‌های متون پهلوی، سبک‌شناسی نظم و نثر، دستور زبان، تاریخ احزاب، مقدمه بر کتاب‌ها و حواشی بر متون به خصوص شاهنامه فردوسی است. مهم‌ترین اثر بهار دیوان اشعار اوست که به اعتباری کارنامه عمر او نیز به شمار می‌رود. این دیوان در زمان حیات او به چاپ نرسید. برخی را عقیده بر آن است که بعد از جامی، در انسجام کلام و روانی طبع و جامعیت، شاعری هم‌پایه بهار نداشته‌ایم. بهار تحصیلات خود را به شیوه امروزی فرا نگرفته بود، اما با مطالعه عمیق در آثار گذشتگان به مدد حافظه پربار و سرشار خود، این نقیصه را جبران کرد و در فنون ادبی و تحقیقی به پایه‌ای از جامعیت رسید که بزرگترین محققان زمان به گفته‌ها و نوشته‌های او استناد می‌کردند. 
به زبان عربی تا آن حد که بتواند از مسیر تحقیق و تتبع به آسانی بگذرد آشنا بود و با زبان‌های فرانسه و انگلیسی تا حدودی آشنایی داشت. بهار در بدیهه گویی و ارتجال، طبعی فراخ اندیش و زودیاب داشت و به آسانی از مضایق وزن و تنگنای قافیه بیرون می‌آمد. پایه و مقام شاعری او در عنفوان جوانی در حدی بود که بعضی از حاسدان سروده‌های او را به پدرش نسبت می‌دادند. بهار در دیگر اقسام شعر نیز طبع آزمایی کرده و آثار ارزنده‌ای از خود به جا گذاشته ‌است. در میان آثار تحقیقی بهار نیز سبک‌شناسی یا تاریخ تطور نثر فارسی ممتاز است. این کتاب حاصل ۳۰ سال تتبع و تدریس استاد است. هنوز هم کتابی در این موضوع که بتواند با آن رقابت کند تألیف نشده ‌است. مهمترین آثار تألیفی ملک الشعرای بهار عبارت‌اند از: چهار خطابه، (۱۳۰۵) اندرزهای آذرباد ماراسپندان (ترجمه منظوم از پهلوی)، (۱۳۱۲) یادگار زریران (ترجمه منظوم از پهلوی)، (۱۳۱۲) زندگانی مانی، (۱۳۱۳) گلشن صبا، فتحعلی خان صبا (تصحیح)، (۱۳۱۳) احوال فردوسی، (۱۳۱۳) تاریخ سیستان (تصحیح)، (۱۳۱۴) رساله نفس ارسطو ترجمه باباافضل کاشانی (تصحیح)، (۱۳۱۶) مجمل‌التواریخ و القصص (تصحیح)، (۱۳۱۸) منتخب جوامع‌الحکایات، سدیدالدین عوفی (تصحیح)، (۱۳۲۴) سبک شناسی (سه جلد)، (۱۳۲۱-۱۳۲۶) تاریخ مختصر احزاب سیاسی (دو جلد)، (۱۳۲۱-۱۳۶۳) دستور زبان فارسی پنج استاد (به همراهی قریب، فروزانفر، رشید یاسمی، همایی)، (۱۳۲۹) شعر در ایران، (۱۳۳۳) تاریخ تطّور در شعر فارسی، (۱۳۳۴) دیوان اشعار، تهران، (۱۳۳۵) تاریخ بلعمی، ابوعلی محمدبن محمد بلعمی (تصحیح) (به کوشش محمد پروین گنابادی)، (۱۳۴۱) فردوسی‌نامه بهار (به کوشش محمد گلبن)، (۱۳۴۵) رساله در احوال محمدبن جریر طبری و... . بخش ادبی و فرهنگی هنری روزنامه شیرازنوین سالروز درگذشت او را که در زمره مشاهیر رجال و نام آوران شهر پارسیست، به اصحاب خرد و اندیشه و دوستداران شعر و ادبیات ایرانی تسلیت گفته و ارتقای درجات بهشتی او را که به حق بهار شعر فارسیست، از درگاه احدیت آرزومند است.

Arsanjani.moiin@gmail.com
 

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی