[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۵۷
  • دوره جدید

تصور غیرممکن‌ها، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

موضوع گرانی‌ها اگر به تحریم و زمین‌خوردن تولید مربوط بود، حالا به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده است. درواقع ما با دو مشکل اساسی سروکارداریم؛ مشکل اول گرانی و مشکل دوم گران‌فروشی است.
حالا احتکار، کم‌فروشی وگران‌فروشی به یک عادت و بهتر بگوییم یک ‌فرهنگ کسب‌وکار تبدیل شده است. در کنار این موضوعات باید به پدیده قاچاق هم نیم‌نگاهی داشته باشیم که طبق اعلام پلیس استان در حال افزایش است. 
خطوط تولید جان چندانی ندارد و به همین دلیل روند قاچاق به هر قیمتی دارای رونق است...

تحریم‌ها در صنعت قاچاق تأخیر و تعدیل ایجاد نکرده است، بلکه باعث رونق صنعت بزرگ قاچاق نیز شده است.
مقایسه قیمت اجناس وارداتی از سال گذشته تا امسال مشخص کننده تورم ‌در بخش واردات است. وارداتی که اگر از گمرکات انجام شده، سیل درآمد را نصیب دولت و اگر از مبادی غیرمجاز وارد شده سیل درآمد را نصیب دلالان نموده و در هر دو حال ملت متضرر شده اند. به طور مثال یک گونی ده کیلویی برنج خارجی در سال گذشته و آغاز کرونا ۷۰هزار تومان ‌قیمت داشت و حالا ۲۲۰هزار تومان؛ باید دید این اختلاف قیمت به جیب چه کسانی رفته است و چرا هم اکنون ملت در حال پرداخت این اختلاف قیمت سنگین‌ برای پرکردن شکم اعضای خانواده هستند و آیا اصولاً اقشار آسیب پذیر قادر به خرید‌های گران‌ و اجناس احتکارشده هستند؟
به طور قطع باید فکری کرد؛ چراکه این باتلاق در حال فروبلعیدن خیلی چیزها از جمله امنیت اجتماعی است.
در کنار فقر و تنگ دستی ملت، انتشار اخبار فساد در دستگاه حاکمیتی امان ملت را بریده است و حالا با انتشار اخبار فساد و جعل در شبکه ثبت اسناد و املاک و دستگیری سردفتران باید به اصل شناسنامه‌ها نیز شک کرد.
حال این سؤال مطرح است که چرا کار به اینجا کشید؟ فساد گسترده و فقر چه آینده ای را برای کشور متصور شده است و چه می‌توان کرد؟
واقعیت مطلب در این است که عده ای اعتقاد دارند دروازه‌ها باید بسته باشد و نه کسی برود و نه کسی بیاید! البته به جز خودی‌ها که در حال آمدوشد هستند. با این ‌اوصاف شبکه‌های اقلیت خودی با ایجاد حصار نبض اقتصادی سیاسی کشور را به دست می‌گیرند و با تولید فقر برای خود تولید ثروت می‌کنند.
سربازگیری از بین صفوف فقر نیز چندان ‌مشکل نیست؛ چراکه فشار فقر تولیدکننده شبکه شعبانی است و شعبانیسم‌ قادر است در هر شرایطی موازنه قدرت بین اقلیت سودجو و اکثریت بازمانده از مزایای اجتماعی اقتصادی را برقرار سازد.
بحران ‌بی هویتی از جمله مضرات این داستان است؛  بی هویتی‌ای که بی مسئولیتی و بی انگیزگی را رایج می‌کند. اجتماع و توافق در این داستان وجود ندارد و بعضی عناصر از این وضعیت نهایت بهره را می‌برند.
حالا باید دید در پی این سیاست انتظاری و انتخابات سیاسی و رفت و آمدهای بدون حاصل در ابعاد ملی و بین المللی چه آینده ای را می‌توان متصور شد. شاید نگاه به آینده و تصور غیرممکن‌ها همان مشوق مهاجرت از این نقطه به آن نقطه است؛ مهاجرتی که تنها راه حل مسئله مجهول اقتصاد سیاسی است.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی