[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۶۶
  • دوره جدید

بازی کودکانه ، روزنامه شیراز نوین

فرزاد وثوقی - روزنامه نگار

farzad_vossoghi@yahoo.com

گونی‌ها بزرگ‌تر از قامت کودکی همچنان بر دوش کودکان کار است. کودکان خیابانی نیز همچنان در خیابان‌ها حضور دارند و این حضور نشان‌دهنده ضعف در برنامه‌های اجتماعی است که باید در این داستان ضعف برنامه‌های اقتصادی را نیز منظور نظر قرار داد. 
واقعیت مطلب این است که برای سامان‌دهی فقر و همچنین کار کودکان باید اعتبارات لازم را پیش بینی کرد؛ اعتباری که در بودجه‌های ملی دیده نشده است. وقتی ما از سامان‌دهی و همسان‌سازی حقوق کارگران و کارمندان دولت عاجز هستیم، چگونه می‌توانیم امیدوار باشیم که بتوانیم گروه‌های آسیب‌دیده را سامان‌دهی کنیم...

داستان کمک‌های موردی به اقشار محروم هم که با تبلیغات وسیعی همراه است، چاره کار نیست؛ چراکه این موارد مقطعی و سازمان دهی آن فصلی و بسته به بنیه خیران استانی است. 
کودکان کار و خیابانی و نیز زنانی که برای امرار معاش در حال تکدیگری و کار در خیابان‌ها هستند، محصول مهاجرت‌هایی هستند که قبلاً بستر آن فراهم شده و گویی این اقشار با برنامه قبلی راهی شهرهای بزرگ شده اند. برآورد درآمدی این افراد در خیابان‌ها از سوی برخی ادارات نظیر بهزیستی یا کمیته امداد حکایت از برآوردهای قبلی دارد. 
بعضی گروه‌های سامان‌دهی شده تکدی با برآورد درآمدهایی به این سبک اقدام به فراخوان مهاجر کرده اند. سینما نیز در این وادی بیکار ننشسته و به ساخت فیلم و سریال از عملکرد این گروه‌های سازمان یافته با عنوان ملکه گدایان کرده است. 
بر کسی پوشیده نیست که بازیافت مواد و زباله‌های شهری، امری پردرآمد است. همچنین بر کسی پوشیده نیست که گدایی به شغلی پول‌ساز تبدیل شده و کرامت مردم در این راستا دردسرساز شده است. 
رشد قارچ گونه مؤسسات خیریه تحت هر عنوان نیز نشان دهنده این واقعیت است که از راه تکدیگری یا جلب مشارکت‌های مردمی می‌توان به فعالیت‌های بزرگ‌تری پرداخت. باید به نظارت‌ها درباره مؤسسات خیریه هم شتاب داد و هم توجهات بیشتری نشان داد. مؤسساتی که از کجا آغاز نمودند و حالا در حال ساخت مجموعه‌های بزرگی هستند، اما فقر در کنار آنان همچنان می‌درخشد و ریشه کن نشده است. از طرفی باید به معیشت کارکنان این مؤسسات نیز که با سختی و حداقل مزد روزگار می‌گذرانند، توجهی ویژه نمود.
قوام بخشی به تکدی یک اشتباه بزرگ است. در دهه‌های گذشته بنیادهای بزرگی برای مستضعفین طرح ریزی شد که اصولاً باید از این بنیاد‌ها توقع داشت تا موضوع را با سرمایه‌های بسیاری که در اختیار داشتند، سامان‌دهی می‌کردند اما این اتفاق نیفتاد. انگار حیات فقر و رشد آن یک ابتکار عمل در دست گروه‌های خاص است. 
حالا با پیچیده شدن موضوعات اقتصادی و عدم ارتباط با دنیای اقتصاد، تورم گریبان همه را گرفته است. بی تدبیری حاصل از بی توجهی به معیشت ملت مسبوق به سابقه است و در هشت سال گذشته کما فی السابق این بی توجهی مضاعف گردیده است. آنچه در درجه اول قرار گرفته زندگی اشرافی بعضی است که هم نبض اقتصادی را و هم نبض سیاسی را به دست دارند. حالا گناه همه بی تدبیری‌ها بر گردن واسطه گران انداخته شده است؛ واسطه گرانی که روز روشن قانون را دور می‌زنند.
ملیت و محلیت کودکان و زنان کار خیابانی آشکار، روشن و بدون ابهام است. مناطق محرومی از کشور این افراد را تولید و اقدام به صادرات آنان به شهرهای بزرگ کرده‌اند. برای مناطق مرزی کمتر برنامه ای در بعد اقتصادی و رفاه اجتماعی ارائه شده است. گویا معیشت نیمی از ملت در نوار مرزی در محاق مانده است و حالا شهرداری‌ها با بضاعت انداک خود باید بار مرزنشینان را بر دوش کشند. بسیاری ناهنجاری‌ها نیز محصول همین مهاجرت‌های بی هویت است. هویتی که نمی‌توان اصالت آن را کتمان کرد؛ چراکه ما از این گمنامی‌ها مطلعیم و مدیران اجتماعی اقتصادی نیز مطلع‌ترند. حالا فقر در خیابان‌های شیراز موج می‌زند و جمع آوری مقطعی یا شعار سامان‌دهی آنان چاره ساز نبوده و نیست. همانطور که قادر به سامان‌دهی معتادان و خرده فروشان در سنوات گذشته نبوده ایم، در این بازی هم موفق نخواهیم بود.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی