[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۹۰
  • دوره جدید

«منطق تصویر در شعر حافظ»، روزنامه شیراز نوین

سیصدوسی‌وپنجمین نشست علمی مرکز حافظ‌شناسی-کرسی پژوهشی حافظ به موضوع «منطق تصویر در شعر حافظ» اختصاص یافت. سخنران این نشست که به‌صورت مجازی از بستر شرکت دانش‌بنیان ابر دراک برگزار شد؛ دکتر رحیم کوشش شبستری، دانشیار بخش زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه بود. وی سخنان خود را با توصیفی اجمالی درباره‌ آن‌که تصویر چیست و مراد از منطق تصویر در گفتار او چیست، آغاز کرد. دکتر کوشش به‌نقل از نظریه‌پردازان صورت‌گرا در تعریف هنر گفت: هنر، اندیشیدن با تصاویر است. همچنان‌که در زندگی روزمره در قالب کلمات می‌اندیشیم، در دنیای هنر ازجمله شعر در چارچوب تصاویر می‌اندیشیم. به‌تعبیر دیگر، تصویر جزء ذاتی شعر است. این نکته در سخنان گذشتگان ما هم آمده است چنان‌که از دیرباز در تعریف شعر گفته‌اند: شعر کلامی موزون، مقفا و مخیل است و از آن‌جا که امروزه شعری داریم که نه موزون و نه مقفا است و تنها آراسته به تخیل است، می‌توان نتیجه گرفت که تخیل که مهم‌ترین عامل در آفرینش تصویر است، مهم‌ترین رکن شعر نیز هست و درواقع شباهتی شگفت‌انگیز میان کلام صورت‌گرایان و قدامه‌بن جعفر وجود دارد. او می‌گوید: شعر اندیشیدن است با زبان تصاویر. صورت‌گرایان نیز می‌گویند: بدون تصویر هیچ هنری به‌ویژه هیچ شعری وجود ندارد. در نگاه ایشان شعر با تصویر برابر است. دکتر کوشش با نقد سخن یکی از حافظ‌شناسان معاصر که می‌گوید: «این آرایه‌ها و پیرایه‌ها را رها کنید و به معنی بپردازید»، سخنان خود را پی‌گرفت و این گفته را ناصواب دانست و گفت: چگونه می‌توان بدون توسل به تصویر به معنی دست یافت؟ زیرا راه رسیدن به معنی توجه‌کردن و تحلیل‌کردن تصاویر در شعر مبتنی‌بر منطقی برخاسته از روابط خاص میان عناصر تصویر در شعر است. دکتر کوشش در ادامه تشریح کرد: مثلاً در بیت کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز... که در برخی نسخه‌ها کشتی شکستگان آمده است، با توجه به تضاد معنایی میان نشستن و برخاستن، روشن است که کشتی‌شکستگان درست است؛ زیرا در این بیت مفهوم نشستن در برابر مفهوم برخاستن قرارمی‌گیرد و حافظی که می‌شناسیم از این تقابل و توازن و تعادل نمی‌گذرد. او با تکرار این مطلب که برای درک شعر باید تصاویر شعری را درک کنیم، افزود: کار شاعر ترکیب‌کردن است و کار خواننده و شنونده، تجزیه و تحلیل‌کردن تصاویر. دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ارومیه، سخنان خود را با بررسی آرای سوسور ادامه داد و گفت: زمانی که از تصویر سخن می‌گوییم به سه مفهوم باید توجه کنیم: واقعیت، مفهوم ذهنی گوینده/ شاعر و مفهوم ذهنی خواننده یا شنونده. دکتر کوشش با این مقدمه آرای سوسور و پیرس در باب نشانه را تبیین کرد و توضیح داد: سوسور وقتی از دال و مدلول سخن می‌گوید، ابداً به واقعیت خارجی توجه ندارد و پیرس نیز ابداً به موضوع و مصداق در جهان خارجی اهمیت نمی‌دهد. وی در ادامه افزود: واقعیت بیرونی با واقعیت ذهنی و واقعیت ادبی متفاوت است. وقتی حافظ از سرو سخن می‌گوید، مراد او سروی که در جهان بیرون هست، نیست؛ یعنی او به نوعی به مفهوم واقعی سرو نزدیک می‌شود و به نوعی از آن فاصله می‌گیرد که من از آن به فاصله‌ زیبایی‌شناختی تعبیر می‌کنم؛ وقتی واقعیت بیرونی با واقعیت ادبی متفاوت باشد، بنابراین منطقی بر ادبیات حاکم است که با منطق ارسطویی و علمی متفاوت است. عضوهیأت‌علمی دانشگاه ارومیه در ادامه با بیان این پرسش که: تصویر چگونه شکل می‌گیرد؟ تبیین کرد: شاعر می‌بیند و می‌شنود و حس می‌کند چیزی را که در جهان بیرون است، سپس تصوراتی در ذهن او پدید می‌آید و این تصور با کیفیتی که از آن بی‌خبریم با احساسات و عواطف و اندیشه‌های شاعر پیوند می‌خورد و در قالب کلمات در قالب تصاویر درمی‌آید. پس در شکل‌گیری تصاویر آنچه عینی است، ذهنی می‌شود و آنچه ذهنی است دوباره عینی می‌شود، اما این عینیت دوم با عینیت اول متفاوت است؛ بنابراین نوعی حرکت از صورت به سمت معنی در تحلیل شعر باید انجام داد. او همچنین اصطلاح کشف رابطه میان مشبه و مشبه‌به را نادرست دانست و گفت: شاعر میان دو سوی تشبیه رابطه‌ای برقرار می‌کند و این رابطه از پیش موجود نبوده است. وی سپس با بحث از دو محور جانشینی و هم‌نشینی به بحث از استعاره و تشبیه ادامه داد. دکتر کوشش سخنان خود را با توضیح درباره‌ دو بیت حافظ به پایان برد؛ یکی بیت «به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید...» او به استناد سخن دکتر شهیدی و با توجه به محور جانشینی و هم‌نشینی در این بیت، می را استعاره از عشق دانست و درباره‌ بیت «ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان/مضطرب‌حال مگردان من سرگردان را» گفت: منطق تصویر در این بیت حکم می‌کند که در کنار چوگان، سخن از گوی نیز باشد؛ اما حافظ سرگردان، یعنی صفت گوی را به جای خود گوی در بیت آورده است. همچنین در اوستا گوی صفت ماه دانسته شده است. درنتیجه حافظ بی‌آن‌که نام گوی را به صراحت بیاورد، میان واژه‌ها در دو محور همنشینی و جانشینی روابط محکمی ایجاد کرده است. گفتنی‌است، سلسله نشست‌های مرکز حافظ‌شناسی-کرسی پژوهشی حافظ در سال جاری، با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی فارس، مدیریت فرهنگی دانشگاه شیراز، مرکز پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شیراز برگزار شد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی