[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۹۲
  • دوره جدید

بی‌خانمان، روزنامه شیراز نوین

سعیدرضا امیرآبادی - روزنامه نگار

amirabadi_shznvn@yahoo.com

در سپهر اجتماعی ایران، وضعیت مسکن چگونه خواهد بود؟ در دهه‌های هفتاد و هشتاد، شاهد سونامی عجیبی از تخریب ملک‌های فرسوده و نیمه‌کلنگی برای ساخت مجتمع‌های مسکونی بودیم و چهره شهرها در مدت کوتاهی، دچار تحولات اساسی شد. هم‌اکنون جمعیت جوان جامعه با شتاب به سن ازدواج می‌رسد و محل سکونت، به عنوان یکی از اصلی ترین پیش‌شرط‌ها برای تشکیل خانواده به شمار می‌رود. سود سرشار نهفته در انبوه‌سازی، سبب شد بسیاری از اقشار سرمایه‌دار و متمول بدون داشتن هیچ‌گونه تخصص مرتبطی، به ساخت‌وساز در مقیاس خرد و کلان روی آورده و در مدتی کوتاه، به ثروت روزافزونی دست یابند...

اما در اواخر دهه هشتاد، به یک‌باره تب مجتمع سازی فروکش کرد و قیمت‌های نجومی تا حدودی جای خود را به بهای منطقی داد. به این ترتیب، سرمایه داران از این خطه سودآور کوچ کرده و در بازارهایی که افزایش ضریب لحظه ای را تجربه می‌کردند، به سوداگری مشغول شدند. در همان دوران بود که تبلیغات مسکن مهر با آب و تاب فراوانی از سوی رسانه‌ها منتشر می‌شد و امید آن می‌رفت که اقشار مستضعف و مستأجر جامعه، با استفاده از این طرح ملی از اجاره نشینی و خانه به دوشی خلاصی یابند. اما تجربه مسکن مهر نشان داد مردم در امر خانه سازی کارنامه موفق تری نسبت به دولت دارند و فعالیت در این زمینه، از سوی بخش غیرمردمی توجیه کیفی نداشته و شبهاتی درباره آن وجود دارد. اما این به آن معنا نیست که باید تمام حاشیه‌های مسکن را که از اولیه ترین پیش نیازهای زندگی و تشکیل خانواده است، به فراموشی سپرد.
بنا بر آمار اعلام شده، بیش از دو میلیون و ششصد هزار واحد خالی از سکنه در ایران شناسایی شده و در صورتی که سیاست‌های تشویقی و تنبیهی برای مقابله با این بحران در دستور کار قرار گیرد، می‌توان انتظار داشت بحران مسکن با شیب ملایم تری نرخ صعود را بپیماید. در همین زمینه، چنانچه متوسط افراد هر خانواده را بر مبنای سه تا چهار نفر قرار دهیم، با ورود دو میلیون و ششصد هزار واحد مسکونی به بازار، جمعیتی در حدود ده میلیون نفر از ایرانیان فاقد مسکن، صاحب سرپناه خواهند شد. با ورود منازل خالی از سکنه به بنگاه‌های معاملات املاک، شاهد افزایش عرضه و رکود قیمت خواهیم بود. البته این افت قیمت به معنای ضرر مالکان نیست؛ چراکه درآمد آنها از منازل خالی نزدیک به صفر است و با افزایش عمر آپارتمان‌ها، از ارزش آن کاسته خواهد شد. اگر قانون هدفمند و همه جانبه ای در راستای مقابله با خانه‌های خالی در دستور کار گیرد، وضعیت مسکن از حالت انجماد و احتکار خارج شده و جای خود را به فرآورده ای مصرفی در جامعه خواهد داد. بنابراین، با افزایش میزان عرضه، قیمت‌ها به مسیر منطقی نزدیک می‌شوند و گوشه ای از بحران اقشار فرودست و میانی جامعه حل خواهد شد.
رسم بر این است که دولت و نهادهای کلان مالی به سردمداری بانک‌ها، به منظور تـأمین مسکن، وام‌های کم بهره و بلندمدت به خریداران املاک ارائه کنند. اگرچه در وضعیت کنونی ایران نرخ بازپرداخت وام‌های مسکن از نرخ وام‌های عادی کمتر است؛ هنوز هم ضریب بازپرداخت می‌تواند با شیب ملایم تری تعریف شود و اقشار فاقد مسکن را از خانه به دوشی متداوم نجات دهد. از سوی دیگر، به دلیل فاصله قیمت مسکن و حجم تسهیلات، بسیاری از مردم نمی‌توانند فقط با اتکا به وام‌های مسکن و تسهیلات بانکی صاحب سرپناه مناسبی شوند. بنابراین، اگر موقعیتی فراهم شود که مقدار وام‌های مسکن از حالت کمک هزینه خرید تغییر ماهیت داده و عموم مردم بتوانند با استفاده از آنها صاحب ملک شوند، موقعیت ایدئالی رقم خواهد خورد.
با این تفاسیر، وضعیت مسکن در آینده ایران چگونه خواهد بود؟ آیا می‌توان با سامان‌دهی بحران کنونی مسکن، جوانان آماده ازدواج را به سوی تشکیل خانواده سوق داد؟ راهکار دولت برای مقابله با خانه‌های خالی چیست؟ آیا می‌توان با تمسک به قانون و حفظ حقوق مالکان و مستأجران، به تدوین راهکاری برای ضابطه مند کردن افزایش اجاره بها دست یافت؟ چه کسی پاسخ‌گوی دغدغه‌های مسکن مهر است؟ آیا دولت در وضعیت کنونی قیمت ملک را مدیریت می‌کند یا قیمت‌های بازار ریشه در بهای حقیقی آن دارند؟ آیا فرهنگ آپارتمان نشینی نزد ایرانیان به موازات گسترش مجتمع‌های مسکونی بسط یافته است؟ پرسش‌های زیادی در این زمینه وجود دارد و حل مشکلاتی که درباره مسکن در جریان است، باید به یکی از اصلی ترین دل‌مشغولی‌های مسئولان تبدیل شود.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی