[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۷۷۹
  • دوره جدید

حرف‌هایی به رنگ خاکستر از یادمان سبز شیراز، روزنامه شیراز نوین

گروه گزارش:فرزاد وثوقی

شاید نام و آوازه یک میدان قدیمی ما را دنبال خود به قصر دشت کشاند‌؛ میدانی که این روزها اثری از آن نیست. مردم محله می‌گویند‌، میدان یا چهارراه یا زیر گذر و روگذر‌، مهم این است که حفظ آثارتاریخی کم اهمیت است. نه تنها میدان که از باغات سبز قصردشت هم خبری نیست و و جب به وجب در حال تبدیل شدن به ساختمان‌های بزرگ و کوچک است. مهم این است که در کنار توسعه شهر، به فکر پایداری المان‌های شهری باشیم. مهم این است که اگر روزی گردشگری از ما سراغ یکی از میدان‌ها یا دروازهای شهر را گرفت، جایی را برای نشان دادن داشته باشیم. این درحالی است که توسعه اجباری شهر به دلیل فشارهای جمعیتی ناشی از روند نامتعارف مهاجرت‌، فرصتی را برای فکر کردن و برنامه ریزی نگذاشته است. شهر‌ها توسعه پیداکنند به هر قیمتی و شاید به قیمت قطع تنفس شهر با مرگ درختان. سودای زندگی در باغ و هوای تازه خیلی‌ها را به این نقطه کشانده‌، نقطه‌ای که با یورش جمعیتی امتیاز باغ بودن خود را از دست داده است‌. حالا محله قشردشت چه از ناحیه میدان قدیم و چه در بافت تودرتوی خود دچار ترافیک عجیبی شده است. کوچه‌های تنگی که توان پاسخ به حجم جمعیت را ندارد و بالاجبار باید تعریض شوند و البته تراکم ساختمان‌های جدید که درحال جذب و افزایش جمعیت و تغییر بافت فرهنگی محله هستند نیز مورد توجه است. به‌نظر نمی رسد سرمایه‌گذاری هدفمند و مناسبی دراین نقطه شهری اتفاق افتاده باشد تا رونق اقتصادی را شاهد باشیم. اما نشست خاک ناشی از غفلت در نتیجه تداوم ساخت‌وسازها روی برگ درختان، حال و هوای قصردشت را خاکستری کرده است. این روزها جوانان بومی این نقطه شهری که در گذشته اقتصاد قدرتمندی داشته‌، مانند سایر مناطق از بیکاری رنج می‌برند. سرمایه مردم قصردشت که باغات کهنه و قدیمی است بلوکه شده و کمتر امکان خرید و فروش و یا دخل و تصرف در آن وجود دارد. سرمایه‌ای که در مواجه با قوانین شهرداری به صورت( هفتاد سی‌) معامله‌ شود و یا قیمت‌های اندک 120 هزار تومانی در هر متر مربع که از سوی برخی خریداران عنوان شود و به محض دریافت تغییر کاربری‌، به شش یا هفت میلیون تومان افزایش پیدا کند. قدیمی‌ترها می‌گویند این اراضی تا دست مردمان قصردشتی است ارزشی ندارد اما به محض فروش و افتادن دست از ما بهتران، قیمت‌های نجومی با تراکم و ضابطه جدید پیداکند؛ حتی اگر این اراضی در همسایگی قبرستان قصردشت باشد.
نگاه اول 
وارد محله قصرشت (‌ده قصردشت‌) که شدیم مردم محلی باور نمی‌کردند یک گزارشگر از طرف رسانه‌های استان به محله آمده است‌، چراکه مدیریت شهری با قیمت‌های نازل قصد خرید باغات را دارد و درعوض چیزی برای مردم قصردشت نمی‌ماند. به هر حال کسی با ما صحبت نمی‌کرد و اطلاعاتی رد و بدل نمی‌شد. موسفید‌ها اعتقاد داشتند کار از این حرف‌ها گذشته و بوی مرگ همه جا پیچیده و باید درکنار بحران آب‌، بحران ظلم انسانی به باغات را نیز تحمل کنند.
نگاه دوم 
بالاخره با چند نفر و ارد صحبت شدیم. اطلاعاتی داشتیم که مربوط به حدود 16 سال پیش  و بازدید اعضای شورای شهر اول از محدوده باغات قصردشت داشتیم همین امتیاز بزرگی بود برای جلب اعتماد و دوستی بزرگترها. حالا چند نفری ما را به درون حلقه مهربانی خود راه دادند. گفتگو از میدان قدیمی شروع شد که احداث آن بازگشت به زمان پهلوی اول.
طول مسیر از چهارراه مشیر تا میدان قصردشت توسط رضا شاه پهلوی با هدف ایجاد راه دسترسی به باغات قصردشت و منطقه خوش آب و هوای شیراز در محور شمالغرب احداث شد. شاید تمام مصیبت‌ باغات قصردشت از ایجاد همین راه‌های دسترسی شروع شد. راه هایی که برای باغات مرگ و نیستی را به ارمغان آورند تا گشایش راه‌های تجاری و اقتصادی‌!!!
بزرگترهای محل می‌گویند‌: دور میدان یک بنای قدیمی بود که حالا خرابه‌های آن پشت ایستگاه مترو باقی است. از سمت رفت به سوی پل معالی آباد هم پشت سر مغازه ها می‌توان این خرابه‌ها را دید. این خرابه‌ها معروف بود به باغ نوابی‌، یک مدتی مدرسه‌ای شده بود به نام مدرسه مکتبی‌، زمانی باغ فروش رفت و شخصی به نام ستایش باغ را خرید و به باغ ستایش هم معروف شد. مثل باغ ستایش یا خلدبرین که حالا پارک تفریحی شده و معلوم نیست با این اوصاف چه خوابی برای آن دیده‌اند. بالاخره مدرسه مکتبی از حدود سال‌های 1356 یا 1357 چون تحت اجاره آموزش و پرورش بود تخلیه شد و از آن تاریخ به بعد هیچکس سراغ باغ را نگرفت تا امروز که به ویرانه تبدیل شده است. البته این روزها می‌گویند این محوطه جزو طرح است و مغازه‌های آن سمت هم باید تخریب شود اما حالا شهرداری درحال ساخت تقاطع غیر هم سطح به جای میدان قصر دشت است و شاید پول کافی برای تملک مغازه‌ها ندارد اما بالاخره این مغازه‌ها هم باید بروند.
نگاه سوم 
حالا جمع ما شش نفره شده است و سر صحبت از هر جایی باز شده و درد دل‌ها یکی‌یکی از زبان بزرگترها عنوان می‌شود. مطلعین محلی می‌گویند مساحت باغات قصر دشت 2850 هکتار بوده و محله‌های پشت مله‌، ده کره و قصردشت را شامل می‌شده است و حالا کمتر از 1000 هکتار آن باقی مانده است. با کاربری‌های جدید تمام باغات تبدیل شده به ساختمان‌های جدید و غافل هستیم که نفس ما به نفس باغات بستگی دارد. این روزها اگر کسی ( قصردشتی‌ها ) بخواهد باغ بفروشد که آنهم از سر ناچاری است مسئولین شهر فرمول (هفتاد سی‌) را اجرا می‌کنند و چیزی دست قصردشتی‌ها را نمی‌گیرد. این باغات مال مردم قصردشت است اما انگار مسئولین فراموش کردند 400 سال یا بیشتر مردم قصردشت پشت اندر پشت این باغات را ایجاد و نگهداری کرده اند و حالا دایه از مادر دلسوزتر شده است.
مردم اینجا اقتصادشان از راه نگهداری باغ و زمین‌های زراعتی(کشت گندم) تامین می‌شده است و محصولات قصردشت آوازه بلندی داشت. اما امروز از آن همه نام بزرگ در کشت و صنعت فقط انار قصردشت باقی مانده و بس !!! کسی برای بررسی سوابق اقتصادی قصردشت آستین بالا نزد‌، همه فقط و فقط دراین فکر بودند که چند تا درخت بیشتر قطع کنند و خانه‌ای در محلات باغی شیراز بسازند و وقتی بعضی‌ها با اعمال نفوذ سودای ساخت و ساز کردند دیگر جایی برای نفس کشیدن باقی نمانده است و این داستان کاربری مسکونی‌، نفس شهر را گرفت.
مطلعین محلی می‌گویند: سرمایه گذاری با هدف توسعه اقتصادی و ایجاد شغل دراین محله قدیمی اتفاق نیفتاده است‌، بلکه اگر خیابانی یا کوچه ای تعریض شده با هدف دسترسی بیشتر برای تخریب باغات بیشتر و ایجاد تراکم بیشتر بوده است. امروز اگر وارد کوچه‌باغی‌های قصردشت شوید خواهید دید درعمق بافت باغی‌، چه تحولاتی دور از چشم اتفاق افتاده است. باغات قبل از تخریب و تغییر کاربری، به رستوران و تالار پذیرایی و مراکز درمانی و بیمارستانی تغییر نام می‌دهند و بعد از تغییر نام شاید با گذشت چند سالی‌، تخریب شده و مجتمع‌های بزرگ مسکونی در آن احداث شود در حالی که اگر ما به عنوان قصردشتی بخواهیم 50 یا 100 متر بنا در باغ خودمان ایجاد کنیم و یا دیوار دور باغ خودمان بکشیم باید تاوان سنگینی بدهیم و صبح زود دیوار و یا حصار ایجاد شده تخریب می‌شود. اما اگر باغ را متری 120 هزار تومان بفروشیم فوراً تغییر کاربری می‌دهند و خیابانکشند و باقی قضایا‌! ما متأسف هستیم که کسی جای باغ‌، باغ نساخت و فقط شعار دادند.
همین بیمارستان دنا که در محدوده باغات قصردشت ساخته شده و این ترافیک را به این منطقه تحمیل کرده است باید در جایی دیگری ساخته می‌شد نه اینکه وسط محدوده سبز شهر با این حجم مراجعه و ترافیک. این بیمارستان در اراضی باغی (سنگ‌آباد) ساخته شد و حالا اگر سودای طرح توسعه بیمارستان در سرشان باشد که احتمالاً هست وای به حال باغات اطراف که با یک تغییر کاربری چه مصیبتی را باید تحمل کنند. درواقع اینجا در آینده یا بیمارستان هایش توسعه پیدا می‌کند و یا رستوران‌ها و تالارهای پذیرایی و دیگر جایی برای قصردشتی و باغات قصردشتی نخواهد ماند. البته در دل باغات قصردشت بیمارستان‌های دیگری هم ساخته شده است و بیمارستان کوثر با طرح توسعه و بیمارستان مرکزی شیراز از این دست مراکز هستند. 
نگاه چهارم 
از قصردشت جستاری می‌زنند به خیابان عفیف آباد تا معالی‌آباد و دامنه کوه دراک که به صورت پیوسته سبز بوده و باغات شیراز سبزی خودش را به رخ جهان می‌کشاند. اما به گفته مطلعین محلی این باغات چنان تخریب شده که فقط و فقط هوای خاکستری از ان روزها باقی مانده است. اگر به مجاورت قبرستان قصردشت و سایر محوطه‌های محدوده سرسبز شیراز نگاهی داشته باشید خواهید دید درمجاورت و همسایگی قبرستان هم ساخت و ساز شده است و این داستان تغییر کاربری و تراکم، رحمی به درختان نکرده است.
آنان می‌گویند از سر کوچه محمدعلی خانی تا امتداد پوزه سنقری متصل به سید ابولوفا و چهار راه پمپ بنزین تا دروازه کازرون همه‌اش باغ بود و باغ و حالا همه‌اش شده ترافیک و شلوغی و باید تاسف خورد که ایجاد راه‌های دسترسی به نفع باغات قصردشت که نشد هیچ، باعث شد آنچه داشتیم هم از دست بدهیم. 
از اقتصاد قصردشت فقط و فقط یک انار باقی مانده است. اناری که باید فصل به فصل به بازار عرضه شود. مردم این منطقه هم اگر مانده اند اما کار و کاسبی‌شان بیرون از قصردشت است و باید کاری غیر از باغداری داشته باشند. اما سیل مهاجرت برای تغییر چهره و فرهنگ قصردشت درحال انجام است و این اتفاق بزرگ پیامدهایی دارد که درآینده رخ خواهد نمایاند.
 باید دید برنامه‌ریزان چه برنامه‌ای برای آینده این نقطه تاریخی دارند. به گفته مطلعین محلی داستان قصردشت و اتفاق عجیبی که برایش افتاده منحصر به آن نیست چراکه کل منطقه سبز شیراز از فرهنگ شهر تا معالی آباد و پشت مله را شامل می‌شود.
نگاه پنجم 
کمی آنطرف تر اما با مردی ملاقات کردیم که سید محمد جعفری نام داشت و به گفته خودش 75 سال سن دارد. مثل کوه ایستاده بود و ناملایمات روزگار نتوانسته بود خمیده اش کند. از سال 1361 و شهادت پسرش در جبهه مهران گفت. تصویر این شیرمرد ایرانی روی دیوار مغازه‌اش جلب توجه می‌کند. و‌قتی حاضر نبودیم حتی یک و‌جب خاک را به متجاوز بدهیم‌، جان را دادیم و افتخار کردیم.
جعفری می‌گوید‌، قصردشت چهار دروازه داشت و هر دروازه نام خاص خودش را داشت. مردم اینجا باغدار و کشاورز بودند. انار‌، انگور‌، گندم‌، زردآلو‌، سیب‌، خربزه و طالبی از جمله محصولات این منطقه بود که رونق اقتصادی خوبی را برای مردمانش به ارمغان داشت. روزگاری که در محل فعلی بیمارستان نمازی کشت خشخاش انجام می‌شد به یاد دارم که این محدوده دارای رنگی سبز و طراوت خاصی بود. چهار بازارچه با چهار دروازه قصردشت به سمت‌های مختلف رونق اقتصادی و تعامل منحصر به فردی برای قصردشت و باغات سر سبزش به همراه داشتند و متاسفانه امروزه نمی دانم چرا این همه بی‌توجهی باعث شده، درکنار بی‌آبی و تهدید باغات اما جوانان این منطقه علی‌رغم تحصیلات دانشگاهی بیکار باشند و روز را بیهوده شب کنند.
به گفته او حالا اقتصاد منطقه قصردشت برون گرا شده است و مردمش باید در سایر مناطق شهری کار کنند و درآمدهای خودرا به خانه بیاورند در حالی که این منطقه از گذشته سابقه‌ای دیرین در اقتصاد استان و شهر شیراز داشته است.جعفری اشاره‌ای به یادمان‌های قدیمی قصردشت دارد مسجد بردی یا مسجد سنگی که در طول تاریخ با قصردشت همراه بوده است. بازار سینک‌، بازار شوده‌، بازار بیدایی‌، محله سر کوهی یا گود نیلی به‌علاوه باغات سر سبز قصردشت که از خاطر نمی‌رود.
به گفته وی حالا بسیاری از مساحت باغات کاسته شده است و بر مساحت واحدهای مسکونی افزوده شده است. ما باغ را تخریب می‌کنیم تا خانه بسازیم و این باعث تعجب و تاسف است. باغات قصردشت از اینجا تا فرهنگ شهر و معالی آباد‌، پزشکان‌، همت شمالی ادامه داشت و این کمربند سبز حالا شده کمربند مسکونی و خیابان‌های بزرگ و شلوغ با افزایش مهاجرت‌ها.
بنظرم در 50 سال گذشته بیش از 300 یا 400 باغ از بین رفته است؛ بعضی به دلیل بی آبی خشک شد و بعضی به و اسطه طمع انسان‌های سنگدل‌!!! باغات سبز را خشک کردند تا خانه بسازند. این اقدام در محدوده فرهنگ شهر به شدت و سخت تر مشهود است و گاهی ساخت و احدهای مسکونی پای ساخت مجتمع‌های تجاری را هم به این محدوده سبز باز کرده است و این ترافیک طرح تعریض خیابان‌ها و بولوارها را به میان کشانده و با این اوصاف چیزی از شش سبز شیراز باقی نخواهد ماند. چراکه همه مسافر محور شمال غرب شیراز هستند تا هوای پاک را تنفس کنند غافل از اینکه هوا خاکستری است.
بازخوانی یک پرونده 
کدام یک از شهرهای جهان بیشترین درخت را دارند؟
آخرین آماری که از تعداد درختان روی کره زمین و جود دارد مربوط به سال 2015 می‌شود. طبق این ارزیابی بیش از سه‌هزار میلیارد اصله درخت در جهان وجود دارد که نیمی از آنها در جنگل‌های استوایی و نیمه‌استوایی متمرکز هستند. طبق این ارزیابی اکنون به تعداد هر انسان حدود 400 درخت وجود دارد.
اسفند 95 گزارش کاملی از وضعیت فضای سبز کشورهای جهان روی خروجی خبرگزاری‌ها رفت‌، با قیاس تعداد درختان امروز و 12هزار سال پیش، یعنی پیش از ظهور کشاورزی، متوجه بحران کاهش سبزی زمین می‌شوید. قسمت تکان‌دهنده آمار اینجاست که زمین در هر سال بیش از 10 میلیون اصله درخت خود را از دست می‌دهد و ‌هیچ شخص یا نهادی مسئولیت این جنایت بزرگ را در هیچ گوشه دنیا نمی‌پذیرد.
بحران کمبود فضای سبز در جهان به جایی رسیده که جنبشی جهانی برای تشویق شهرهای مختلف دنیا در حفظ و نگهداری پارک‌ها و افزودن بر شمار درختان تشکیل شده است. همچنین آزمایشگاه «Senseable» دانشگاه MIT در تحقیقی با همکاری مجمع جهانی اقتصاد (WEF) در سوئیس نقشه‌ای از تراکم سبز در سراسر جهان تهیه کردند و در آن سرسبزترین نقاط جهان را نشان می‌دهند.
سبزترین شهر جهان با بیشترین تعداد درخت در جنوب‌شرقی آسیا قرار دارد. سنگاپور پایتخت جمهوری سنگاپور واقع در شمال خط استوا با ۲۹.۳ درصد تراکم سبزی عنوان سبزترین شهر جهان را در اختیار دارد. مدیران این شهر در چشم‌اندازی که تا سال 2030 در نظر گرفتند قصد گسترش زیرساخت‌های سبز شهر خود را دارند.
ونکوور، شهری واقع در استان بریتیش‌کلمبیا در کشور کانادا و بخشی از ونکوور بزرگ، دومین شهر سبز دنیاست. ۲۵.۹ درصد از زیرساخت‌های این شهر را فضای سبز تشکیل می‌دهد. از آنجایی که احترام به محیط‌زیست بخشی از اولویت‌های مدیریت شهری ونکوور است، در چشم‌اندازی که تا سال 2020 تدوین کردند به سمت داشتن ساختمان‌هایی بدون تولید گازهای گلخانه‌ای پیش رفتند و برای این کار به تکنیک‌های ساخت ساختمان‌های سبز رو آوردند. 
همچنین در سال 1995 نقشه راه‌های سبز در شورای شهر این منطقه تصویب شد و مکان‌های تاریخی، فرهنگی و تفریحی آن را از طریق مسیر سبز به یکدیگر مرتبط کرد. البته این تنها گوشه‌ای از مدیریت سبز شهر ونکوور است.
شهر ساکرامنتو، مرکز ایالت کالیفرنیا، واقع در غرب ایالات‌متحده آمریکا، به‌عنوان سومین شهر سبز جهان شناخته می‌شود. این شهر با ۲۳.۶ درصد فضای سبز یکی دیگر از نمونه‌های موفق مدیریت شهری به شمار می‌رود. بسیاری کالیفرنیا را به درختانش می‌شناسند و بلندترین و کهنسال‌ترین و ستبرترین درختان جهان در این منطقه قرار دارند.
شهر فرانکفورت و اقع در ایالت هسن آلمان که به‌عنوان پنجمین شهر بزرگ آلمان نیز شناخته می‌شود، چهارمین شهر سرسبز جهان است. این شهر با ۲۱.۵ درصد فضای سبز یکی از پیشروترین شهرهای جهان در احداث ساختمان‌های سبز است.
ژنو، دومین شهر پرجمعیت سوئیس، پنجمین شهر سبز جهان به شمار می‌رود. این شهر با ۲۱.۴ درصد فضای سبز به‌عنوان جنگل بتنی مدرن شناخته می‌شود و نمونه‌ای نادر از ادغام معماری شهری و فضای سبز است. 

farzad_vossoghi@yahoo.com

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی