[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۲۵۹
  • دوره جدید

این تیم ظرفیت آن همه بریز و بپاش را نداشت!، روزنامه شیراز نوین

 میثم محجوبی - شیرازنوین
ارژن با تمام مشکلاتی که داشت، دست کم نام پراعتباری بود که به واسطه آن، می شد به آینده امیدوار بود. تیمی که هر فصل تا آستانه سقوط پیش می‌رفت ولی در روز پایانی جشن بقا می‌گرفت و هواداران سَرخورده فوتبال و فوتسال شیراز را برای ساعتی هم که شده خوشحال می‌کرد. اما کرونا، این نام را هم از ورزش‌دوستان شیرازی گرفت. مالکش کنار کشید، بازیکنانش کوچ کردند و نامش هم تغییر کرد تا آن روح همیشگی از تنها نماینده فوتسال فارس در لیگ برتر، گرفته شود.
مالک جدید آمد، زیاد هم هزینه کرد اما خیلی زود پا به فرار گذاشت تا این فرضیه اثبات شود که : تیم‌داری در این سطح، کار هرکسی نیست.
حمیدرضا کمالی، پر تکرارترین نامی بوده که در سال‌های گذشته در کنار نام ارژن مطرح شده. سرمربی جوانی که با وجود فشارهایی که روی خود احساس می‌کرد، هر بار در لحظات حساس توانست تیمش را از مهلکه سقوط نجات داده و هواداران را راضی نگه دارد. تیم او در پایان هر فصل، نفرات زیادی را از دست می‌داد ولی هر بار با بازیکنانی جوان‌تر و کم نام و نشان‌تر بازمی‌گشت و نتیجه می‌گرفت. 
کمالی امسال هم به گفته خودش «علی رغم میل باطنی» هدایت تیم لیگ برتری فوتسال شیراز را به عهده گرفت، اما خیلی زود کنار کشید. با این حال، او هیچ گاه جدا از این تیم و بازیکنانش نبوده و امسال هم همواره در کنار «ایمان» حضور داشت. او همچنان مطلع‌ترین فرد درباره جزییات نماینده فوتسال شیراز است و به همین دلیل با شیراز نوین تماس گرفت تا برای نخستین بار در این فصل، مسائل و جزییاتی را مطرح کند. صحبت‌هایی که خیلی چیزها را روشن می‌کند و در نهایت به ایجاد امیدواری‌هایی نسبت به آینده این تیم ختم می‌شود، امیدواری‌هایی نسبت به بازگشت دوباره نام ارژن به عرصه فوتسال کشور.
او از علاقه وافر «سعید کریمی» مالک کارخانجات ارژن فارس به مقوله ورزش می گوید و خروج وی از تیم‌داری را نتیجه دو چیز می‌داند : مهندس نه به فکر تبلیغ و درآمدزایی بود نه هیچ چیز مادی دیگری، او فقط می‌خواست جوانان علاقه‌مند را به سمت ورزش بکشاند. او سال‌ها با مشکلات اقتصادی فراوانی که داشت، این تیم را نگه داشت اما کرونا همه چیز را نابود کرد. مشکلات اقتصادی به جایی رسید که دیگر توانی برای ادامه این راه وجود نداشت. علاوه بر این، بی‌توجهی مسئولان استان به او و کاری که انجام می‌داد نیز مزید بر علت شد تا انگیزه‌اش را از دست بدهد.
آنچه در ادامه می‌خوانید، چکیده‌ای از صحبت‌های حمیدرضا کمالی است،کسی که در سال‌های گذشته نه فقط به عنوان سرمربی، که بیشتر به عنوان مدیر اجرایی در این تیم حضور داشته و دارد.
 کسی حرف‌های مهندس را نشنید
وقتی مهندس کریمی تصمیم به فروش امتیاز باشگاه گرفت، کسی برای خرید این امتیاز جلو نیامد. فقط یک شرکت جلو آمد که آن هم یک هفته بعد کنار کشید. در نهایت تصمیم بر این شد که تیم ارژن در مسابقات شرکت کند، اما با بازیکنان جوان و امید، یعنی با هزینه‌ای بسیار کمتر از سال‌های قبل. تمرینات هم آغاز شد که البته من دیگر در آن حضور نداشتم و فقط از راه دور، در جریان مسائل باشگاه قرار داشتم. آقای کریمی چندبار درخواست داشت تا جلسه‌ای با آقای استاندار یا آقای فرماندار برگزار کند تا دست کم حرف‌هایش شنیده شود، اما این جلسه هرگز برقرار نشد و در نهایت تصمیم گرفته شد که تیم‌داری انجام شود، اما فقط با تیم جوانان. در همین گیرودار، به یکباره شخصی به نام آقای هادی رمضانی آمد و گفت: من امتیاز را می‌خواهم.
 ورود آقای رمضانی و خروج ارژن از تیم‌داری
پس از دو سه جلسه که بین ایشان و آقای کریمی برگزار شد، در نهایت آقای رمضانی با مبلغ ناچیزی امتیاز را گرفت. نیتش هم خیر بود و می‌خواست تیم را نگه دارد. زمان کمی هم به شروع لیگ مانده بود و دیگر فرصتی هم نبود برای تحقیق در مورد این شخص که از هیئت یا هر ارگان دیگری توقع داشته باشیم به این قضیه ورود کند و سابقه فرد را بررسی کند. هیئت فوتبال فارس و در رأس آن، آقایان هنرپیشه و امامی‌فر در سال‌های گذشته همواره نهایت همکاری را با ما داشته‌اند و نباید بی‌انصاف باشیم. حتی اداره کل ورزش هم در زمان آقای کامیاب کمک‌هایی به ما کردند که هر چند کم بود، اما باید از آن‌ها نیز ممنون باشیم. اما این بار، انتظار می‌رفت مسئولان رده بالای استان بیایند و دست تیم را بگیرند اما هیچ‌گاه چنین حمایتی صورت نگرفت تا جایی که منجر به خروج ارژن از عرصه تیم‌داری شد.
 تنها کمک مالی شورای شهر به ارژن
در تمام این سال‌ها، شورای محترم شهر شیراز تنها یک بار به ارژن کمک مالی کرد. در سال 98 پس از اینکه مصوبه‌ای برای کمک به تیم‌های فوتبال شیراز مطرح شد، دیدیم نامی از ارژن وجود ندارد. وقتی پیگیری کردیم، به ما گفتند که ما تاکنون فکر می‌کردیم ارژن متعلق به منطقه دشت ارژن است و ربطی به شیراز ندارد! با کلی توضیح و ارائه مدارک اثبات کردیم که این تیم متعلق به شیراز است و موفق شدیم در آن سال دو مبلغ 70 میلیون تومان از این شورا دریافت کنیم، آن هم چندماه پس از پایان رقابت‌ها. در این میان باید از آقایان تنوری و موسوی(رئیس فعلی شورا) تشکر کنیم که نقش زیادی در پرداخت آن 140 میلیون به تیم ارژن داشتند.
 بریز و بپاش‌های ابتدای فصل، اشتباه بزرگ مالک جدید
نهایتاً وقتی مهندس کریمی از کمک اداره ورزش هم ناامید شدند، تیم به آقای رمضانی واگذار شد،تجربه‌ای که اصلاً خوب نبود، اما با این وجود باید از ایشان هم تشکر کرد. آقای رمضانی خیلی به من اصرار کرد که هدایت تیم را به عهده بگیرم، اما من هیچ میل و رغبتی برای این کار نداشتم. در نهایت با اصرار زیادی که ایشان و بازیکنان تیم کردند، پذیرفتم. با این وجود، بی‌تجربگی‌های ایشان و مشاوره‌های بدی که به او داده می شد، باعث شد اتفاقات عجیبی در تیم رخ دهد که در تیم ارژن سابقه نداشت. بریز و بپاش بی‌سابقه‌ای را شاهد بودیم و من همان روزها به ایشان هشدار دادم که این نوع خرج کردن با تیمی که ظرفیتش را ندارد، صحیح نیست و راه به جایی نخواهد برد. متأسفانه گوش ایشان بدهکار نبود. با بازیکنان جوان که ارزششان ده و بیست میلیون تومان بود، قراردادهای 50 میلیونی و بیشتر بستند، برای بستن قراردادها به هتل هما می‌رفتند، چندبرابر میزان مورد نیازمان لباس و توپ تهیه کرده بودند که من اصلاً معنی این نوع بریز و بپاش را نمی‌فهمیدم. فقط تا جایی که می‌توانستم به ایشان هشدار می‌دادم، اما محترمانه به من گفتند سرم به کار فنی باشد و در مسائل دیگر دخالت نکنم. من هم گفتم چشم، هر چند می‌دانستم عاقبت کار چه می‌شود.
 توقعات بی‌سابقه بازیکنان
برای بازی اول به مشهد رفتیم، به هتل که رسیدیم، دیدم وضعیت هتل خیلی بد است، وضعیت شام و صبحانه و ناهار هم خیلی بد بود. همه چیز بد بود و بازی را هم واگذار کردیم. به شیراز که برگشتیم، آقای رمضانی با شاخه‌های گل به استقبال بچه‌ها آمد و نفری 500 هزارتومان هم به هر یک داد! این کار هم به نظر من درست نبود اما گفته بودم در مسائل غیر فنی دخالت نمی‌کنم و نکردم. رسیدیم به بازی دوم و شکست شش بر دو خانگی مقابل سن ایچ. پس از این بازی بود که متوجه شدم اتفاقات مشکوکی در حال رخ دادن است. دو سه بازیکن و مشاور، داشتند اطلاعات غلطی به مالک باشگاه می‌دادند. ایشان هم روی حساب سادگی خودش، حرف آن‌ها را گوش کردند و متوجه شدیم که کار دارد سخت‌تر و سخت‌تر می‌شود. توقعات بچه‌ها آنچنان بالا رفته بود که پس از بازی با سن ایچ، زمانی که 20 درصد قرارداد بچه‌ها پرداخت شد، خیلی‌هایشان شاکی بودند که چرا 30 درصدی که قول داده بودند، عملی نشده. مقایسه کنید با وضعیتی که در ارژن داشتیم و همیشه پول بچه‌ها یک سال پس از آخرین بازی پرداخت می‌شد! پس اثبات شد که مالک محترم، از روز اول بنا را بد گذاشته و این نتیجه همان کارهای اشتباه بود.
 خروج زودهنگام و قابل پیش‌بینی آقای مالک
ذهنیت بچه‌ها تغییر کرده بود. دیگر به جای اینکه فکرشان روی مسائل فنی باشد، فقط به پول و کفش و لباس فکر می‌کردند. هر کسی ناراحت هر چیزی بود، به‌جز مسائل فنی! کار به جایی رسید که خود آقای رمضانی هم متوجه اشتباهش شد و به من گفت تازه به حرفت رسیدم. همین شد که پس از بازی سوم مقابل کوثر اصفهان، زمزمه جدایی سر داد و گفت دیگر نمی‌توانم. رسیدیم به بازی چهارم با راگا در تهران. آنجا دیگر اوج مسائل حاشیه‌ای را به چشم دیدیم، تا جایی که من مجبور شدم دو ساعت قبل از بازی، یکی از بازیکنان را اخراج کنم. این بازی را هم در اوج به‌هم ریختگی تیم و بی‌انگیزگی بازیکنان، باختیم و پس از آن هم من دیگر استعفای قطعی خود را اعلام کردم. آقای رمضانی هم رفت.
 مالک بعدی، مشکلات جدید
دوباره هیئت فوتبال فارس با مهندس کریمی مذاکره کرد که اگر امکان دارد تیم را نگه دارد، اما ایشان نپذیرفت و بعد، آقای محسن ابراهیمی که سرپرست تیم بود، اعلام کرد که امتیاز تیم را می‌خواهد.  متوجه شدیم که ایشان یک چک 400 میلیونی به آقای رمضانی داده و امتیاز را گرفته. ایشان شد مالک باشگاه و پس از یکی دو بازی که نمی‌دانم چگونه پول جور کرد و تیم در مسابقات شرکت کرد، گفت من هم نمی‌توانم.  در نهایت آقای رمضانی به ایشان تخفیف داد و مبلغ فروش امتیاز کاهش یافت که باز هم باید بگوییم حُسن نیت خود را نشان داد. بنابراین آقای ابراهیمی به عنوان مالک باشگاه به کارش ادامه داد و ما هم از بچه‌ها خواستیم کارشان را ادامه بدهند. البته که من دیگر سرمربی نبودم و از دور نظاره‌گر بودم.
 ابراهیمی گفت خجالت می‌کشم تمرین بگذارم!
این مسائل گذشت و رسیدیم به مرحله پلی‌آف سقوط. دو هفته پیش از این رقابت‌ها، هیچ یک از بازیکنان سر تمرین حاضر نشدند. آقای ابراهیمی از ما خواستند با بازیکنان صحبت کنیم تا برگردند. ما هم به تک تک این 12 بازیکن زنگ زدیم و برگشتند. بازی اول در اوج بی‌تمرینی و مشکلات، دو بر صفر به شهروند ساری باختند. قرار بود پس از این بازی، پولی به تیم و بچه‌ها داده شود که این اتفاق هم نیفتاد. برای بازی دوم هم چهار روز تمرینات تعطیل شد و خود آقای ابراهیمی هم می‌گفت خجالت می‌کشم تمرین بگذارم، وقتی پولی به بچه‌ها داده نشده. اما باز هم من اصرار کردم و بچه‌ها یک روز قبل از بازی برگشتند و با وجود این همه مشکلات عجیب و غریب، توانستند یک تساوی خوب در اصفهان کسب کنند و باید قدردان تک تک آن‌ها باشیم. از آقای ابراهیمی هم باید تشکر کنیم که تمام تلاشش را کرده فقط برای اینکه این امتیاز از بین نرود.
 بیشترین زحمت را بازیکنان کشیده‌اند.
فکر می‌کنم امتیازی که در اصفهان گرفته شد، روحیه بچه‌ها را تا حدودی برگرداند اما هنوز مبلغی به دست آن‌ها نرسیده. با این وجود، ما باز هم با آن‌ها صحبت کرده‌ایم که حالا دیگر وقت نداریم و باید سعی کنیم بازی‌ها را به اتمام برسانیم. خیلی‌ها برای این تیم زحمت کشیده‌اند که به جز دو مالکی که نام آن‌ها برده شد، باید از برادران خبازیان هم تشکر کنم که تلاش زیادی کردند و هزینه‌هایی هم برای این تیم انجام داده‌اند. اما بیشترین زحمت را خود بچه‌ها کشیده‌اند و امیدوارم نتیجه این زحمات را با ماندن در لیگ برتر ببینند. 
 امیدواری به بازگشت نام ارژن
کمالی در پایان صحبت‌هایش ضمن تأکید بر این نکته که «من نه مربی هستم، نه مدیرفنی و فقط به عنوان یک دوست کنار تیم هستم» در پاسخ به این سؤال که آیا احتمال بازگشت ارژن به فوتسال وجود دارد یا خیر، گفت: آقای مهندس کریمی بنا بر علاقه‌ای که به ورزش دارند، تیم فوتسال جوانان ارژن را راه‌اندازی کرده‌اند که پس از ماه رمضان بازی‌هایشان آغاز می‌شود. به امید خدا اگر در آینده وضعیت به گونه‌ای شد که ارژن دوباره تصمیم به تیم‌داری گرفت، این بچه‌ها پشتوانه آن تیم خواهند بود. تیم جوانان و امید هم قرار است راه‌اندازی شود. حتی همین الآن آقای ابراهیمی هم اصرار دارد نام تیم دوباره به ارژن تغییر کند ولی فعلاً مهم نیست با چه اسمی شرکت می‌کنیم، مهم حفظ امتیاز است که همه باید برای آن تلاش کنیم.

 

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی