[ فردا را به امروز می آوریم ]
  • آخرین شماره ۱۰۸۳
  • دوره جدید

به انگیزه سالروز درگذشت ابرمرد دانایی‌ها محمد بهمن‌بیگی معلم نامیرای ایل ، روزنامه شیراز نوین

 سید محی الدین حسینی ارسنجانی 
زنده یاد و زنده نام استاد فقید علوم و دانش های گوناگون مرحوم محمد بهمن بیگی را به حق باید یکی از مشاهیر رجال و اندیشمندان بزرگ تعلیم و تربیت در کشور و بنیانگذار تعلیمات عشایری ایران نامید. او شخصیتی طراز اول در میان عشایر ایران به ویژه ترک زبانان و قشقایی هاست. زندگی شرافتمندانه او با سختی‌ها و مرارت های قبل و بعد از انقلاب همراه بود. او به عشق فرزندان ایل و به نام وطن ده ها سال از عمر شریفش را صرف زبان آموزی و سواد آموزی کودکان و نوجوانان ایلیاتی عشایری در سراسر ایران به ویژه فارس نمود و در کار مقدسی که شروع کرده بود به موفقیت‌های پربار ملی و جهانی دست یافت. بهمن بیگی بیان دست و قلم شیدایی داشت. او صاحب آثاری بسیار است که هر کدام از تألیفات او چندین مرحله چاپ و به زبان های گوناگون ترجمه شده است. یکی از آثار وی بخارای من ایل من است که انتشارات آگاه در سال ۱۳۶۸چاپ و ناشران بسیار در تهران و شیراز بارها آن را چاپ نموده اند.کتاب اگر قره‌قاج نبود از انتشارات باغ آدینه در ۱۳۷۷و سال های بعد از آن، به اجاقت قسم و طلای شهامت از انتشارات نوید شیراز در سال۱۳۸۷ و سایر انتشاراتی‌های استان مثل تخت جمشید، قشقایی و...از جمله ناشرین مطرح آثار محمد بهمن بیگی هستند. بهمن بیگی در کتاب‌های خود داستان‌هایی را به شکل خاطره روایت نموده و در مقالات و کتب متعددی به آنها استناد شده است. 
به عنوان نمونه آقای بهمن بیگی در کتاب بخارای من ایل من، سفر خود به آمریکا را به منظور ادامه تحصیل معرفی می‌کند و کوتاه بودن مدت این سفر و بازگشتش به وطن را نیز به خاطر دریافت نامه‌ای از برادرش عنوان می‌کند که در آن نامه به ذکر زیبایی ‌های طبیعت در فارس و منطقه فیروزآباد پرداخته است و آقای بهمن بیگی تحت تأثیر قرار گرفته و به وطن مراجعت کرده است. بزرگ علوی، داستان‌نویس مشهور ایرانی در نامه‌ای خطاب به بهمن بیگی، کتاب بخارای من ایل من او را اینچنین توصیف می‌کند: (....دوست عزیز جناب آقای بهمن بیگی، بخارای من ایل من را با کمال ذوق و شوق خواندم و از آن لذت بردم، از خواندن «آل» اشک از چشمم سرازیر شد. به طبع وقاد شما و دید تیز شما آفرین گفتم و از لطف شما صمیمانه تشکر می‌کنم. هم ادبی بود و هم فرهنگ عوام (فولکلور). خدا شما را از ما نگیرد. از این کارها باز هم بکنید تا ادبیات جدید ایران غنی ترشود. قربان شما- بزرگ علوی، فرانکفورت ۷/۱۲/۱۳۷۱.....)
سیمین دانشور ضمن نگارش نامه‌ای به بهمن بیگی، بیان می‌دارد: (....دوست سالیان درازم، محمد بهمن بیگی عزیزم، شاهکارت، بخارای من ایل من، تحفه نوروزی من به دوستانم بود و اینک کتاب‌های اخیرت که به وسیله آقای نوید فرستاده بودی. از همه چیزمتشکرم. از اینکه وجود داری، از اینکه این همه کوشا بوده‌ای. کلاس‌های سیار عشایری ات یادم نمی‌رود. می‌دانی که پدر من دکتر ایل قشقایی بود و من با فرخ بی بی دوست بودم. با تحسین و ارادت/ سیمین دانشور....) در نامه عبدالحسین زرین کوب به بهمن بیگی می‌خوانیم: (...دست عزیزت مریزاد. خاطرت شاد و خوش باد! آقای بهمن بیگی بسیار گرامی، اگر قره قاج نبود، من و بسیاری دیگر از لذت خواندن این خاطرات دلکش و شیرین محروم می‌ماندیم. خوب شد که این قره قاج پربرکت فیضی هم به قلمرو نثر فارسی رساند. کیف کردم، نشئه شدم و راست راستی لذت بردم. هرگز فکر نمی‌کردم در معیشت شاد و آزاد شبانکارگی این همه رنج و بلا با این همه لطف و صفا همراه است. بارها در کوچ ایل با شما همراه شدم و بارها در آن مدارس عشایری نکته‌ها آموختم. اگر قره قاج نبود یک همچو تصویر زیبا و ماندنی از زندگی عشایر فارس باقی نمی‌ماند. باید از قره قاج ممنون بود که یک چنین نویسنده هوشمند افسون کاری را به ایران برگردانده. اگر قره قاج نبود جای چه چیزهای خوبی که خالی بود. سال نو بر بهمن بیگی عزیز و بر عزیزان مبارک باد. خوب شد که قره قاج بود، راستی خوب شد که قره قاج بود! با سلام و درود / عبدالحسین زرین کوب. تهران ۱۰ فروردین ۱۳۷۵....) محمد بهمن‌بیگی همزمان با روز جهانی معلم در روز ۱۱اردیبهشت۱۳۸۹ در شهر شیراز چشم از جهان فرو بست. پیکر وی صبح روز ۱۶اردیبهشت با حضور بیش از ۱۰۰هزار نفر از دوستدارانش در شهرک والفجرشیراز در بهشت زهرای عشایر به خاک سپرده شد. شرکت کنندگان در این مراسم با شعارهای «گچ سفید فشنگم، تخته سیاه تفنگم» عزا عزاست امروز، جامعه عشایر صاحب عزاست امروز، سلام بر عشایر، درود بر بهمن بیگی، عشایر با غیرت، تسلیت تسلیت «معلم فداکار، روحت شاد روحت شاد»، پیکر او را بدرقه کردند. در تاریخ دهم خرداد ۸۹ مراسمی در تالار وحدت برگزار شد. همچنین یادمان‌های دیگری برای بهمن بیگی در شهرهای نورآباد ممسنی، شیراز، یاسوج و چند شهر دیگر برگزار شد. همچنین در تیر ۹۲ بزرگداشتی بزرگ با حضور ۶هزار نفر از دوستداران ایشان در سمیرم برگزار شد. مجله فراسوی نورآباد ممسنی یک ویژه نامه اختصاصی برای محمد بهمن بیگی چاپ کرد. این ویژه نامه حاوی مقالاتی از دوستان، شاگردان، همکاران و دوستداران محمد بهمن بیگی بود. در سال ۱۳۹۳ کتابخانه بزرگ و تازه ساخته شده دانشگاه یاسوج به پاس خدمات او به نام کتابخانه محمد بهمن بیگی نامگذاری شد. درسال های اخیر مجموعه مقالات فراوانی برای معرفی افکار و آثار و خدمات بهمن بیگی در نشریات کشوری داستانی و سایت های خبری به نگارش درآمده و انعکاس یافت که مقالات اینجانب مندرج در نشریات استان فارس از جمله آنهاست.کتاب های فراوانی نیز در ارتباط با او از سوی دوستان و دانش آموختگان مکتب علمی بهمن بیگی تألیف شده و به چاپ رسید که حائز اهمیت و قابل تحسین است. بعد از کودتای ۲۸مرداد که اصل ۴ آمریکا در آن نقش کلیدی داشت، دکتر مصدق سرنگون و آموزش عشایر به مرحوم بهمن‌بیگی واگذار شد». در سال ۱۳۳۲ کمیسیون اصل چهار ترومن رئیس جهوری آمریکا در شیراز، مبادرت به تأسیس دایره تعلیمات عشایری نمود و آقای گیگن آمریکایی به طور مستقیم مسئول امور برنامه ریزی آموزش عشایری گردید. او برای تحقق اهداف خود، از فرزندان ایل نیز استفاده نمود. اصل چهار ترومن توسط آمریکایی‌ها برای جلوگیری از سقوط کشور ایران به دامان کمونیسم اجرا شد. فعالیت‌های اصل چهار همراه با سایر برنامه‌های تبلیغاتی آمریکا توانست مردم ایران را در برابر نفوذ کمونیسم مقاوم سازد. صدها پروژه آموزشی، بهداشتی در ایران اجرا شد. برنامه اصل چهار، منابع مالی این پروژه‌ها و ابزار کار، ماشین آلات و متخصصین مربوطه را تأمین می‌کرد. بر حسب گزارش‌هایی که بعداً انتشار یافت، اصل چهار سالانه بین ۱۸ تا ۲۵میلیون دلار برای کمک‌های فنی و حرفه‌ای در ایران هزینه می‌کرد. پس از خاتمه فعالیت اصل چهار در ایران، اسناد مربوطه تحویل نخست وزیر وقت ایران (منوچهر اقبال) شد. بنابراین، مدارس عشایری به کمک و یاری اصل چهار آمریکا تحت نظر و ریاست آقای گیگن در ایران توسعه یافت. آقای بهمن بیگی که در استخدام این مؤسسه بوده، تحت مدیریت مسئول آموزش اصل چهار در شیراز در زمینه تعلیمات عشایری در ایل قشقایی شروع به کارکرد.
پژوهشگران بین المللی محمد بهمن بیگی را در نوع خود موفق‌ترین فرد در حوزه آموزش در جهان سوم می‌دانند که این موفقیت‌ها تا حد زیادی مدیون نوآوری‌های اوست. بر اساس گزارش‌های پژوهشگرانی مانند کلارنس هندرشات که بازدیدهای فراوانی از مدارس عشایری داشته، ایده‌هایی که آقای بهمن بیگی در مدیریت مدارس عشایری پیش گرفت بر اساس برنامه ریزی آمریکایی‌ها در اصل چهار ترومن و همچنین سفر ایشان به ایالات متحده بوده است.ریچارد گلیتز می‌نویسد: «آقای گیگن اقدامات مؤثری برای گردآوری اطلاعات جمعیتی، تدارک مواد مورد نیاز و آموزش معلمین به خصوص در دو سال اول مدارس عشایری برنامه اصل چهار ترومن (یعنی سال‌های ۱۳۳۲ تا ۱۳۳۴) قبل از تحویل مدارس به دولت ایران انجام داد. آمریکایی‌ها همچنین روش‌های تدریس را برای کلاس‌های مختلف تدوین کردند و در کنار آن، بیشتر ایده‌های آقای بهمن بیگی هم از دو سفر ایشان به ایالات متحده نتیجه شد. در کنار برنامه ریزی آمریکایی‌ها، اجرای برنامه آموزش عشایری اصل چهار، تقریباً به طور کامل توسط ایرانی‌ها اجرا شد. ایرانی‌ها با سرپرستی مستقیم محمد بهمن بیگی، در این مدارس تدریس کرده و نگهداری آن را به عهده گرفتند». «پل بارکر» یک داوطلب آمریکایی که در مدارس عشایری از سال ۱۹۷۳ تا سال ۱۹۷۵ تدریس کرده می‌نویسد دانش آموزان عشایری از کودکان روستاها سالم‌تر به نظر می‌رسند. کوچ مستمر، زندگی در فضای باز و استانداردهای جدی آقای بهمن بیگی در مورد بهداشت، این محیط بهداشتی را ایجاد کرده بود. بهمن بیگی شخصاً مسئولیت مدارس را به عهده داشت و موفقیت تحصیلی دانش آموزان هم بسیار بالاتر از نرخ متوسط ملی بود.یکی از کارهای نوآورانه بهمن‌بیگی، برگزاری اردوهای تربیتی برای دانش‌آموزان و آموزگاران عشایری در نقاط مختلف عشیره‌نشین بود. در آن اردوها آموزگاران موفق کارهای خودشان را به آموزگاران دیگر و دانش‌آموزان دانشسراها، که در آینده آموزگاران عشایری می‌شدند، معرفی می‌کردند. برگزاری رقص و پایکوبی و اجرای موسیقی محلی از دیگر برنامه‌های این اردوها بود. یکی از راهکارهایی که باعث پیشرفت کار بهمن‌بیگی شد، دعوت از دولت‌مردان و اثرگذاران آن زمان برای سفر به آن مناطق است. وی در ایل قشقایی در منطقه‌ای بین شهرک‌های خنج و فیروزآباد در استان فارس به دنیا آمد. پس از پایان دوره کارشناسی حقوق در دانشگاه تهران، در راستای سیاست‌های دولت وقت و با پیوستن به اصل چهار ترومن، در زمینه برپایی مدرسه‌های سیار برای بچه‌های ایل شروع به فعالیت کرد. او توانست دختران عشایری را نیز به مدرسه‌های سیار جلب کند و نخستین مرکز تربیت معلم عشایری را بنیان نهد. او تجربه‌های آموزشی خود را در چند کتاب در قالب داستان نوشته ‌است. در دهه‌های شصت و هفتاد میلادی، یک جایزه به نام جایزه «کروپس کایا» به افتخار نام سیاستمدار روس از سوی دولت اتحاد جماهیر شوروی (تا سال ۱۹۹۲) و یک جایزه نیز به نام جایزه «محمدرضا پهلوی» از سوی دولت ایران (تا سال ۱۹۷۷) با همکاری یونسکو به فعالین عرصه سوادآموزی داده می‌شد. از افراد فعال در بخش آموزش که از سوی دولت ایران برای دریافت جایزه «کروپس کایا» معرفی شدند می‌توان به امیر بیرجندی (در سال ۱۹۷۰) و محمد بهمن بیگی (۱۹۷۴ معادل ۱۳۵۳ شمسی) اشاره نمود. متأسفانه هیچ‌یک از این دو نفر، برنده جایزه فوق نشدند. در سال ۱۹۷۰ این جایزه به نماینده آکادمی علوم جمهوری خلق مغولستان رسید و در سال ۱۹۷۴ نیز برنده این جایزه، نماینده کشور رواندا (از مرکز توسعه اجتماعی شایارونگی) بوده است. محمد بهمن‌بیگی در ایل قشقایی در تیره بهمن‌بیگلو از طایفه عمله قشقایی به هنگام کوچ متولد گردید. هشت ساله که شد، به گفته خود ایشان پدرش، محمود خان که از کدخدایان محلی بود و یک تیره کوچک (تیره بهمن بیگلو از طایفه عمله) را سرپرستی می‌کرد. یک منشی استخدام کرد و به خانه آورد که هم به محمد درس بدهد و هم برای او نامه بنویسد. محمد دو سال نزد آن منشی درس خواند. ده ساله بود که در راستای سیاست تضعیف عشایر و تخته قاپوی اجباری، والدینش به تهران تبعید شدند؛ بنابراین، محمد به تهران آمد و در مدرسه علمیه ولی آباد مشغول تحصیل شد. بعد از چهار سال اقامت در تهران، به شیراز برگشت و سپس دیپلم دبیرستان را از مدرسه ادبی سلطانی در شیراز دریافت کرد. پس از پایان دوره دبیرستان به دانشکده حقوق دانشگاه تهران وارد شد و دوره کارشناسی حقوق را در سال ۱۳۲۱ به پایان رساند. آقای بهمن بیگی در زمستان سال ۱۳۲۰ با گوهر گرگین پور ازدواج کرد که حاصل این ازدواج، سه دختر می‌باشد. «او (محمد بهمن بیگی) در زمان جنگ، هوادار آلمان شد. همو بود که همراه با شخصی به نام حبیب اله نوبخت، بدون هماهنگی و اطلاعِ ناصر خان، ماژور شولتز (شولتس) آلمانی را از تهران برداشته و به فارس نزد ناصرخان برد که ناصر خان از کار او خیلی ناراحت شده بود». نوشته اند که بهمن بیگی به مدت دو سال در ایل ماند و به عنوان منشی و مترجم جاسوسان آلمانی برای خوانین قشقایی فعالیت داشت. پس از این مدت، نهایتاً انگلیسی‌ها دو تن از برادران ناصرخان قشقایی (ملک منصور و محمدحسین صولت قشقایی) را به گروگان گرفتند و ایلخان قشقایی را مجبور کردند در مقابل آزادی برادرانش، جاسوسان آلمانی را در اختیار انگلیسی‌ها قرار دهد. «پس از شکست آلمان در جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۴۵ (۱۳۲۴ شمسی)، با توصیه‌ای که محمد حسین قشقایی و خسرو خان قشقایی به دکتر دفتری و عباسقلی خان نیساری (از مقامات بانکی) نمودند، او در بانک ملی استخدام شد». او پس از شش ماه به ایل بازگشت. او در این زمان به مدت ۵سال در ایل ماند. برای او بعد از پیروزی انقلاب نیز مشکلاتی به وجود آمد اما چند نفر از روحانیت آگاه و مبارز تهران و شیراز و فارس مانع از ایجاد‌ محدودیت های بیشتر به وی که خادم فرهنگ و تعلیم و تربیت بوده، شدند. بانوی بزرگ ایل سکینه بی بی کیانی همسر گرامی آن زنده یاد که هماره در نکوداشت محمد بهمن بیگی در سال های پس از درگذشتش سنگ تمام گذاشته و در نشر و اشاعه افکار و خدمات او تلاش های بسیار کرده این روزها از جایگاه والایی برخوردار و در قامت بانوی خیر و مدرسه ساز و فرهنگور نام آشنا مورد احترام بزرگان طوایف و عشایر ایران می باشد. فرزند بزرگوار او پزشک نامدار دکتر الله وردی بهمن بیگی نیز که در اروپا و امریکا مشغول به کار طبابت و معرفی کتب و افکار پدر است در اقدامی شایسته نامه‌های پدر و مطالبی ناب از ارادتمندان به او را در قالب کتابی ارزشمند در دو جلد به زبان انگلیسی ترجمه و به عموم عرضه نموده است. یاد و نام بهمن بیگی چنان در دل ها و قلب های دوستداران پایدار است که پس از گذشت چندین سال از رحلت جانکاه او همچنان افکارش زنده و جاوید است. روحش شاد و یاد و نامش گرامی باد.

تاکنون نظری برای این خبر ثبت نشده است!
ثبت نظر جدید
نام و نام خانوادگی  

آدرس ایمیل    

متن نظر  

کد امنیتی